يكشنبه4 آبان 1393                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 716 تن
 

قباله‌هاي عقد ايرانيان باستان


گفت‌وگوي آرزو رسولي با دكتر سعيد عريان

مساله‌ي ازدواج از ديرباز در ميان اقوام و جوامع مختلف به صورت‌هاي گوناگون مطرح بوده است. اما ثبت رسمي آن و پيدا شدن اسناد و قباله‌هاي ازدواج پديده‌اي است نسبتاً متأخر. با اين حال، اسنادي از ازدواج در ميان ايرانيان يافت شده كه سابقه‌ي اين پديده را در ايران به زماني دورتر مي‌برد و ما را با موضوعاتي كه از دوره‌ي ساساني براي ايرانيان مطرح بوده، آشنا مي‌سازد. اين اسناد در ميان متون پهلوي و پازند يافت شده و با آن‌كه به دوران پس از اسلام تعلق دارند، اما در ادامه‌ي سنت پيشين ايرانيان تنظيم شده‌اند. اين اسناد را دكتر سعيد عريان، متخصص زبان‌هاي باستاني و رئيس پژوهشكده زبان و گويش سازمان ]يادمان‌هاي[ ميراث فرهنگي، به فارسي امروزين برگردانده است كه در زير گفت‌وگوي وي را مي‌خوانيم:

 

* آيا منابعي براي بررسي عقد و ازدواج در ايران باستان موجود است؟

 

_مساله‌ي ازدواج در ايران از كهن‌ترين ايام خيلي مهم بوده است. كهن‌ترين اشاره‌اي كه به ازدواج به صورت مستقيم مي‌شود، در گاهان است (گاه 53، بندهاي 3 _ 8) كه به ازدواج «پوروچيستا»، دختر زردشت، و ازدواج ديگر دختران زردشت اشاره مي‌كند. از آن زمان به بعد هم، ازدواج در تمام متون مكتوب از اوستا تا دوره‌ي ميانه و تا امروز مساله‌ي مهمي بوده است.

ازدواج در ايران پيش از اسلام را بر اساس سه گروه اسناد و مدارك مي‌توان بررسي كرد:

1- منابع روايي؛ روايت‌هايي كه در منابع ايرانيان مسلمان يا در آثار غير ايراني آمده است.

2- منابعي كه به تبع موضوعات فقهي، حقوقي، اجتماعي و فرهنگي در مورد مسايل ازدواج بحث مي‌كند؛ مثل موارد متعددي كه در متن پهلوي «صد در نثر صد در بن‌دهش» آمده است. در «دادستان دينيگ» ابعاد فقهي و اهميت‌هاي فرهنگي ازدواج مطرح شده و در «ماديان هزار دادستان» مسايل حقوقي ازدواج طرح شده است و تمام اين‌ها نشان‌دهنده اهميت ازدواج است.

3- اسناد و قباله‌هاي ازدواج كه در آن‌ها مسايل مربوط به ازدواج صريحاً مطرح مي‌شود.

البته هيچ كدام از اين منابع به‌تنهايي براي روشن كردن مسايل ازدواج كافي نيست و بايد از تمام منابع بهره‌ برد.

 

* چه تعدادي اسناد و قباله ازدواج به دست ما رسيده است؟

 

_ من شش سند بيش‌تر پيدا نكردم. اين قباله‌ها هم اسناد تيپ هستند. يعني متعلق به شخص خاصي نيست و هيچ شباهتي به قباله‌هاي بازمانده از دوره‌ي اسلامي ندارند كه خيلي زيبا هستند، تنوع آن‌ها زياد است و متعلق به افراد مختلف‌اند. اين قباله‌هاي تيپ درست مثل قباله‌هاي ازدواج كنوني هستند كه جاي اسم و تاريخ آن خالي است و فقط ساختار سند حفظ شده است. مثلاً در اين متن‌ها آمده: «در فلان روز و فلان ماه و در فلان سال و در فلان شهر» و «فلان شخص پسر بهمان، پسر بهمان، پسر بهمان»، اين نشان مي‌دهد كه وقتي ازدواج صورت مي‌گرفته، اسم‌ها را در جاي خالي مي‌گذاشتند.

 

* اين شش قباله مانند هم هستند؟

 

_ خير. البته از نظر ساختار يكي است اما از نظر شيوه‌ي بيان و محتوا و مندرجات، يكسان نيستند. برخي طولاني و برخي خيلي كوتاه و فشرده‌اند. از اين ميان، سه متن طولاني‌تر است: «درباره پيمان كدخدايي» كه فقط متن پهلوي آن در دست است، نكاح از روش ايران كه فقط تحرير پازند آن در دست است و بلندترين و فاخرترين و زيباترين سند است، «آخرين پيمان پهلوي يا پيمان كدخدايي» كه هم تحرير پازند و هم متن پهلوي آن به جا مانده است. سه سند كوتاه ديگر هم داريم كه خيلي كوچك‌اند و از آنها تحت عنوان «سه متن دعايي مربوط به ازدواج» اسم بردم: «دعاي نكاح گفتن»، «دعاي پيماني» و «آفرين بزرگان» هر سه هم به تحرير پازند باقي مانده است.

 

* اين اسناد متعلق به چه زماني هستند؟

 

_ كهن‌ترين آن متن پهلوي «درباره پيمان كدخدايي» متعلق به سال 627 يزدگردي (حدود 1278 م) است. بعد از آن، «آخرين پيمان پهلوي» متعلق به 767 يزدگردي (حدود 1418 م) است كه سومين سند بلند است. در اين دو سند تاريخ تصريح شده است.

 

* اگر تاريخ دارد، پس چگونه مي‌گوييم اسناد تيپ هستند؟

 

_ دو چيز نشان مي‌دهد اين اسناد، اسناد تيپ‌اند: تعداد اين قباله‌ها زياد نيست و تنوعي در ميان آنها وجود ندارد. سال فقط در دو سند ذكر شده، روز و ماه هم زياد مشخص نيست. در اين ميان احتمالاً اسناد بلندتر و فاخرتر متعلق به خانواده‌هاي مرفه‌تر بوده‌ است. اين مساله‌ را در قباله‌هاي خطي دوره‌ي اسلامي هم مي‌بينيم. در قباله‌هاي خانواده‌هاي بزرگ خط و نقاشي و تذهيب بيش‌تري به كار رفته است. به اين ترتيب، از روي اسناد مي‌توان دريافت كه تنظيم آن براي طبقات مختلف اجتماعي متفاوت بوده است.

 

* در اين اسناد چه موضوعاتي ذكر شده است؟

 

_ معمولاً آغاز سند با ستايش هرمزد آفريننده و دعاهاي مختلف، مثل اَهونَوَر، يَتا اَهووَيريو، دعاي خشنوتَرَه (= طلب خشنودي هرمزد) و دعاي فْرَوَرانه (دعاي تسليم و شهادت) است. در اسناد بلند مانند «نكاح از روش ايران»، همه گونه دعا و بخش‌هايي از يسنا و يشت‌ها ذكر مي‌شود تا با دعاي بيش‌تر، ازدواج را متبرك‌تر كنند.

بدنه اصلي سند مشخصات مربوط به دو طرف ازدواج و تعهدات آنها و مهريه ذكر مي‌شود. تأييد و يا به قول امروز، امضاي شهود را هم در آنجا مي‌بينيم. مثلاً در قباله «درباره پيمان كدخدايي»، آمده: «... بهمان هم بهمان را به پادشايي(زني) قبول كرد و پس از (منعقد) كردن اين پيمان، بهمان هم بهمان را به‌خوبي پسنديد (و به او) علاقمند شد، و (گرفتن) سه هزار درهم سيمين شهر آورش (= رايج كشور) بابت گُهري.... و بهمان (دختر) بهمان هم اين اختيارداري (= مالكيت) در برابر سه هزار درهم گُهري را با اشتياق پذيرفت... و پدر بهمان بهمانان، بر اين (امر) شهادت داد...»

همانطور كه مي‌بينيد در اين سند تأييد شهود هم هست. قباله با دعا براي عروس و داماد و آرزوي روزهاي خوب و زندگي خوش و دعاهاي خاص ديگر تمام مي‌شود.

آن چه در قسمت اصلي سند اهميت دارد، مساله‌ي تعهدات پسر به دختر از جمله مهريه است كه در متون پهلوي «گُهريگ» نام برده شده است.

 

* مهريه در چه حد بوده و چه ويژگيهايي براي آن ذكر شده

است؟

 

_ در اين اسناد، مهريه مقدار بسيار زيادي بوده است. در متن «درباره پيمان كدخدايي»، 3000 درهم سيمين شهر آورش يعني 3000 پول نقره رايج به عنوان مهريه ذكر شده است. در «نكاح از روش ايران»، مهريه 2000 درهم سيم‌ ناب ويژه (=نقره خالص) و 2 دينار زر سرخ سلطاني است. در «آخرين پيمان پهلوي» و «دعاي نكاح گفتن» از 2000 درهم سيم سپيد ويژه (=نقره خالص) و 2 دينار (= پول طلا) زرسرخ سره (=خالص) نيشابوري به عنوان مهريه نام برده شده است. شما در كتاب «راهنماي سكه‌ها» وزن درهم نقره را پيدا كنيد و در 3000، تعداد آن ضرب كنيد و با قيمت نقره امروز محاسبه كنيد، ببينيد چه مبلغي به دست مي‌آيد. در مورد دينار طلا هم همين طور.

مهريه بسيار سنگين بوده است. مساله‌ي مهم ديگر تعهدي است كه داماد در برابر اين پول مي‌كند و امروزه از آن به عندالمطالبه تعبير مي‌كنيم. امروزي‌ها هم غالباً متوجه معناي آن نمي‌شوند. اما در اسناد مذكور، به معني واقعي مفهوم عندالمطالبه را در مي‌يابيم. در تمام اين اسناد پسر تعهد مي‌كند كه اين پول را به مالكيت دختر درآورد، در هر لحظه‌اي كه بخواهد و هر چقدر از آن را كه بخواهد. حتي در متن «نكاح از روش ايران» آمده: چه شب و چه روز دارايي خود را بخواهد، من موظفم آن را در اختيارش بگذارم. يعني از آن لحظه به بعد، پول به امانت نزد داماد است و مال خودش نيست.

 

* از ميزان مهريه در ميان مردم عادي هم اطلاعي در دست است؟

 

_ اطلاعي نداريم. آن چه مانده، همين چند سند است. اما حدوداً از قرن 15 و 16ميلادي (قرن نهم هجري) به بعد ديگر مهريه در قباله‌هاي ازدواج وجود ندارد و آرام آرام منسوخ مي‌شود. چون در قباله‌هاي عقد امروز زردشتيان هم نيست. علت هم روشن است. چون طلاق غيرقانوني مي‌شود. در دوره‌اي كه مهريه سنگين است، طلاق هم هست.

 

* از طلاق در آن زمان چه مي‌دانيم؟

 

_ «هِلِشن از زني» يعني زني را طلاق دادن. در متن پهلوي «مادَيان هزار دادستان» فصل مستقلي درباره طلاق هست. اما در متن پهلوي متأخرتر «صد در نثر صد در بن‌دهشن» طلاق به جز چهار مورد ممكن نبوده است: (1) زن به جادوگري دست بزند، (2) زن نازا باشد، (3) زن به شوهرش خيانت كند، (4) و زمان دَشتان‌مندي (= عادت ماهانه) خود را پنهان كند. در اين چهار مورد هم در صورتي طلاق مي‌تواند رخ دهد كه اثبات شود و براي مسئولان ديني يا قضايي مسجل شود. در غير اين چهار مورد طلاق جايز نيست.

 

* عكس اين موارد چه؟ مثلا اگر مرد جادوگري كند؟

 

_ مرد كه جادوگري نمي‌كند.

 

* اگر خيانت كند؟

 

_ چرا. موارد بسياري براي اين مورد هست. اما مساله‌ را اين‌چنين نگاه نكنيد. قباله‌هاي عقد را ببينيد كه در آن‌ها 90 درصد تعهدات برعهده مرد است و اين خيلي مهم است. مضافاً بر اين‌كه چهار مورد مذكور به صورت طبيعي نبايد اتفاق بيفتد.

در مورد هر پديده‌اي بايد به زمان و مكان توجه كرد. ما به مسايل ايران باستان نمي‌توانيم با مقتضيات امروز نگاه كنيم. به نظر من، پرداختن به اين مسايل و تعهدات مرد در آن دوره‌، خيلي مهم بوده است.

وجود مهريه‌ي سنگين هم مانعي براي طلاق بوده. اما وقتي موانع را زياد كردند، ديگر مهريه معنايي نداشته است.

 

* درباره عقيم بودن زن خوانده‌ام كه ايرانيان باستان اگر بچه‌دار نمي‌شدند، به راحتي كودكي را به فرزندي مي‌پذيرفتند يا اگر پسردار نمي‌شدند، پسر اول دختر بزرگ نام پدر دختر را مي‌گرفت تا اين نام را حفظ كند.

 

_ بله. قانون يا شرع مي‌گويد در اين 4 مورد طلاق جايز است. اما نه به آن معني كه طلاق حتماً صورت بگيرد. مانند امروز كه زوج‌هاي زياد بي‌فرزندي هستند كه با هم زندگي مي‌كنند يا بچه‌اي را به فرزندي مي‌پذيرند. در آن زمان هم اگر نمي‌خواستند طلاق صورت بگيرد، راه‌هايي بود، مانند «سورزني»، يعني گرفتن زن ديگري براي بچه‌دار شدن، يا فرزندخواندگي.

 

* مداركي از طلاق باقي نمانده است؟

 

_ خير. اما طلاق واقعيتي در جامعه آن روز بوده است. چون اسنادي مثل ازدواج درباره آن پيدا نكرديم، نمي‌توانيم بگوييم نبوده است. به خصوص كه فصلي هم در «ماديان هزار دادستان» تحت عنوان طلاق هست. پس بوده كه اين همه قاعده و قانون برايش مي‌گذاشتند.

 

* در مورد قباله‌هاي ازدواج، شما گفتيد كه به صورت شفاهي خوانده مي‌شده، پس اين تعهدات كجا ثبت مي‌شده‌اند؟

 

_ نمي‌دانم. شايد جايي ثبت مي‌شده اما مسلماً مانند امروز در قباله نبوده است. سندي هم از ثبت تعهدات به جا نمانده است. به طور كلي ثبت ازدواج در دوران معاصر هم خيلي سابقه ندارد. ازدواج يك بعد شرعي دارد و يك بعد قانوني. بعد شرعي اصلاً تكيه بر ثبت كتابي ندارد. اما وجود اين قباله‌ها نشان مي‌دهد ازدواج در آن زمان سبك و سياقي داشته است. خيلي از موارد اين قباله‌‌ها هنوز در قباله‌هاي امروزي زردشتيان هست.

براي تأييد تعهدات داماد، موبد يا هيربدِ عاقد تعهدات را به پدر داماد هم تفويض مي‌كرده است. اصولاً حضور اطرافيان داماد، يكي براي نشان دادن خانواده‌دار بودن اوست و يكي آن‌كه تعهدات او به خانواده‌اش تفويض شود. در متن «نكاح از روش ايران»، اين مساله دقيق‌تر و مفصل‌تر نمايان است. تمامي تعهدات، هم به پسر و هم به پدر پسر تفهيم مي‌شود و جايي براي ترديد باقي نمي‌ماند.

 

* آيا با اين همه قدمت مهريه در ايران مي‌توان گفت اين سنت از ايران وارد سنت‌هاي اسلامي شده است؟

 

_ خير. چون در دين‌هاي ديگر هم مهريه هست. در اسلام، «صِداق» در معناي مهريه آمده است. اما شدت و ضعف و صورت‌هاي گوناگون دارد. در اسلام مهريه خيلي پايين است و قاعده اين بوده كه در حد توان باشد. البته در ايران هم از مهريه مردم عادي اطلاعي در دست نيست و شايد اينجا هم مهريه در حد توان بوده است.

 

* اسناد ازدواج در كجا نگهداري مي‌شوند؟

 

_ در مجموعه‌هاي مختلف هست. تحريرهاي پازند در «متون پازند» است كه «آنيتا» آن را در 1909 م در بمبئي منتشر كرده است.



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما