نسخه چاپي

 

نگاهي به كهن‌ترين پل اصفهان

دكتر علاءالدين آذري دميرچي

استاديار دانشگاه اصفهان

 

ديدي تو اصهفان را آن شهر خلدپيكر

          آن سدره مقدس وان عدن حورپرور

آن بارگاه ملت وان تخت‌گاه دولت

        آن روي هفت عالم وان چشم هفت كشور1

مشاهده عكس زيبايي از كهن‌ترين پل اصفهان، در كتاب دنياي اسلام نوشته ونسان مونتي2 انگيزه تهيه اين مقاله گرديد. نگارنده به اتفاق يكي از همكاران دانشگاهي براي چندمين بار از پل شهرستان بازديد به عمل آورد و اين بار تصميم گرفت كه درباره مشخصات پل مذكور و ويژگي‌هاي آن تحقيق بيشتري نمايد

نويسندگان تاريخ اصفهان جملگي برآنند كه اين پل در عصر ساسانيان ايجاد شده و در زمان ديلميان و سلجوقيان تعمير و مرمت گرديده است، البته در خود پل كتيبه و اثر و نشانه‌أي كه مويد اين نظر باشد موجود نيست فقط از نظر سبك معماري و مشابهت آن با پل‌هاي دوره ساساني و يا منسوب به آن كه در بعضي از نقاط ايران هنوز پابرجاست اين عقيده ابراز شده است.

پل شهرستان كه از آن به عنوان كهن‌ترين پل اصفهان ياد شده در روستايي به همين نام در مشرق پل خواجو واقع شده، درباره اين قريه كه سابقاً جي نام داشت و اسم اوليه آن را گابه نوشته‌اند مطالب بسياري در كتب و سفرنامه‌هاي مربوط به اصفهان مذكور است.

شاردن درباره اين قريه كه زماني يكي از بخش‌هاي بزرگ و پرجمعيت و اعيان‌نشين اصفهان بوده و امروز هم آثار عظمت ديرين آن كم و بيش موجود است نوشته است: «قريه شهرستان يكي از بزرگترين دهكده‌هايي است كه مانند آن در هيچ كشوري در دنيا نيست، طول آن قريب يك فرسخ و باغ‌هاي ميوه زيادي دارد، اين ده در مشرق شهر و كنار رودخانه است كه پل بلند و تنگي بر روي آن قرار دارد و نزديك اين محل است (پل شهرستان) كه خرابه‌هاي بسياري از ابنيه بزرگ وجود دارد و چنان‌كه در تواريخ مسطور است سابقاً شهر بزرگي بوده است »3

در سفرنامه مادام ديولافوا به‌طور اجمال از محله شهرستان و پل مشهور آن سخن به ميان آمده است: «آخرين گردش و سياحت ما در شهرستان صورت گرفت، شهرستان قديمي‌ترين محلات اصفهان است كه در محل جي قديم واقع شده و امروز از شهر اصفهان به اندازه دو فرسنگ فاصله دارد.4 براي رفتن به شهرستان بايد در ساحل زاينده‌رود راه پيمود و از محله موسوم به عباس‌آباد عبور نمود، اين محله هم مانند جلفا از محلات خارج شهر اصفهان محسوب مي‌شود و پرآب و اشجار است » آن‌گاه درباره پل شهرستان مي‌گويد: «تاق‌هاي چهارمين پل كه دو ساحل رودخانه را به هم اتصال مي‌دهد مشاهده مي‌شوند، ستون‌هاي اين پل با مصالح سنگي خشني بنا شده و قسمت فوقاني و تاق آن مدتي بعد از شالوده اوليه پايه‌ها با آجر ساخته شده است، نظر به اين‌كه حاليه بيشتر عبور و مرور از روي پل‌هاي حسن‌بگ (خواجو) و الله‌ورديخان صورت مي‌گيرد اين پل متروك مانده است، به‌علاوه خود محله شهرستان هم خالي از سكنه شده است به‌طوري كه در موقع ورود به آنجا بيش از بيست نفر تماشاچي در اطراف ما ديده نشد، تنها چند خانه با منار و امام‌زاده و يك مسجد خرابه و پل مذكور محل جي قديم را نشان مي‌دهند 5 (تصويري از پل شهرستان در كتاب ديولافوا موجود است كه با وضع و شكل امروزي آن تفاوت چنداني ندارد).

در كتاب نصف‌جهان في‌تعريف‌الاصفهان كه در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه تاليف يافته اشارتي مختصر به اين پل شده است: «اما پل نهم، طرف شرق شهر است و آبادي اصفهان در اواخر صفويه از دو طرف زاينده‌رود تا سر آن پل رسيده و متصل به آن بوده است، و اين پل را پل شهرستان مي‌نامند زيرا كه نزديك قريه‌أي است به اين اسم و اين پل مشتمل بر چشمه‌هاست و روي آن خيابان و ممر عابرين است و به كمال استحكام ساخته شده و باني آن معلوم نگشته است »6

فرد ريچاردز انگليسي اطلاعات بيشتري درباره اين پل به ما داده است، نام‌برده از اين پل به عنوان پلي جنگي و نظامي ياد كرده است، وي تصوير جالبي از اين پل را شخصاً در هواي گرم و نامساعد پس از چندين ساعت صرف وقت كشيده است، مختصري از يادداشت‌هاي او را براي آگاهي خوانندگان ارجمند در اينجا درج مي‌نماييم: «از پنج پل اصفهان، دو پل ديگر زاينده‌رود را دربر مي‌گيرد يكي در بالا كه كه بعد از سي‌وسي پل قرار گرفته و ديگري در جنوب پل خواجو واقع شده است، اين پل دوم بر اثر عدم مراقبت خراب و ويران شده به‌طوري كه هنگام شب عبور از آن خطرناك مي‌باشد، در روز شتر و الاغ و اشخاص پياده مي‌توانند با احتياط از آن بگذرند، در مركز جاده، مقابل دروازه قديمي حفره بزرگي است كه از آنجا مي‌توان ديد آيا در زير پل آب موجود است يا نه بدون اين‌كه مجبور باشيد براي اين منظور به اطراف پل برويد، شترها با نظري تحقيرآميز به اين حفره مي‌نگرند، اين منظره بر مغز و افكار يك پل‌ساز غربي چنان فشار مي‌آورد كه ممكن است بر انداختن خود در آن حفره انتحار نمايد، از طرف ديگر اگر وجدان يا روحي براي او باقي مانده باشد تنها براي مشاهده عبور كاروان از روي آن هم شده به تجديد ساختمان آن مبادرت مي‌ورزد اين پل قديمي نوعي از پل‌هاي جنگي و يا دروازه‌هاي مستحكم دوران قبل از اختراع بمب است كه ساختمان و حفظ پل‌ها جنبه شاعرانه نداشت، تاق‌هاي پل مزبور مانند آب رودي كه از زير آنها مي‌گذرد نااستوار و بي‌تناسب است در استحكامات سد قديمي اين پل كه موسوم به پل شهرستان است چيزي كه حاكي از مقاومت آن در روزگار گذشته باشد نمي‌توان مشاهده كرد ولي هنوز خيلي جالب توجه است، قصبه شهرستان كه در دوران عظمت اصفهان زماني محل سكونت اغنيا بوده است اكنون قصبه‌أي است كه خانه‌هاي آن را كلبه‌هاي گلي تشكيل مي‌دهند. روزي كه تصوير قلمي پل شهرستان تهيه مي‌شد هوا بسيار گرم بود، در اين موقع سال (ماه اوت) در اطراف پل حتي يك برگ سبز كه سايه‌افكن باشد وجود ندارد.7 پل مذكور تنها نمونه‌أي از پل‌هاي جنگي قديم بود كه در اين مسافرت مي‌توانستم آن را مشاهده نمايم»8

در سال‌هاي اخير نيز محققان ايراني و بيگانه درباره اين پل كهنه اظهارنظرهايي كرده‌اند. «در كتاب گنجينه آثار تاريخي اصفهان آمده است كه در دوره ديلميان و سلجوقيان تنها پل مهم زاينده‌رود در داخل شهر اصفهان همين پل شهرستان بوده و يقيناً در دوره‌هاي مزبور تعميراتي از آن به عمل آمده و آثاري بر آن افزوده شده است، در ايران پل‌هاي ديگري كه از نظر قدمت و مشابهت ساختمان با اين پل برابري مي‌كند پل‌هاي دزفول و شوشتر است كه به عقيده باستان‌شناسان دو پل مزبور داراي اساس و بنياد ساساني است»9

در كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران پس از ذكر اين مطلب كه در زمان ديلميان و سلجوقيان پل مزبور تعمير گشته يادآور شده است كه پايه‌هاي اين پل بر روي سنگ‌هاي طبيعي كف روخانه استوار گرديده است10

اكنون درباره مشخصات و وضعيت فعلي پل شهرستان مطالبي ذكر مي‌نماييم: طول پل مزبور از ستون مدور آجري تا انتهاي سنگ‌فرش قديمي در حدود 100 متر و عرض آن 60/4 متر و 68/4 مي‌باشد. جهت پل شمالي جنوبي با كمي انحراف است، انحراف آن از فاصله چهل متري از سمت جنوب آغاز مي‌گردد، كف پل هموار نيست بلكه از مركز پل در دو سمت داراي شيب ملايمي است، پل شهرستان داراي 11 چشمه و دوازده پايه سنگي عظيم است.

روي پايه سوم از سمت جنوب تا پايه نهم از سمت شمال تاق‌نماهايي مشاهده مي‌شود، ارتفاع پل زياد است، براي جلوگيري از عبور وسايط نقليه موتوري در دو طرف پل پايه‌هاي آهني نصب كرده‌اند ولي تعداد آن كافي نيست و اگر وضع بر اين منوال بماند ممكن است بقاياي اين بنا هم در آينده نابود گردد.

در اين‌جا لازم است در مورد بناي خشتي و كاهگلي سمت شمال پل توضيحاتي داده شود. اين بنا در مدخل شمالي پل واقع شده و به صورت نيمه‌ويران در آمده است، حواشي دروني آن گچ‌كاري شده و در هر طرف (ضلع شرقي و غربي، شمال پل) داراي دو اتاق تودرتوي كوچك با دو تاق‌نماي بزرگ به عرض 16/1 و ارتفاع 93 سانتي‌متر مي‌باشد كه سقف بخش عمده آن ويران شده و فقط قسمت كوچكي از تاق آن هنوز پابرجاست بناي شمت مشرق نسبت به مشابه آن در سمت مغرب سالم‌تر مانده است ولي در انتهاي آن آثار ويرانه قسمتي از بنا، در سنوات گذشته به وضوح مشاهده مي‌شود.

در كتاب اسناد مصور اروپاييان در ايران، تصويري از شهرستان (كپيه از يكي از سفرنامه‌هاي قديمي) موجود است كه در آن بناي فوقاني پل به صورت ساختمان چنداشكوبه مشاهده مي‌شود و امكان دارد كه در دوران گذشته ساختمان مزبور استراحتگاه مفرحي براي مردم اصفهان بوده باشد، چون همان‌طور كه مي‌دانيم در كشور ما پل‌ها را فقط جهت عبور و مرور از رودخانه نمي‌ساختند، بلكه همواره استفاده‌هاي تفريحي و ساير مصارف آن را در مدنظر داشتند. در همان كتاب اسناد مصور اروپاييان، در اين خصوص مطالبي ذكر شده است:

«پل‌ها در ايران داراي مشخصات تركيبي است، يعني انواع بناها از قبيل سد، برج پاويون و كاروانسرا در ساختمان يك پل نيز به كار برده مي‌شد و در عين حال صورت واحد خود را به منزله يك پل از دست نمي‌داد، اين پل‌ها چنان ساخته مي‌شد كه به نظر كاروان‌ها هنگام عبور از آن‌چنان مي‌آمد كه آنها از يك ساختماني با قابي عظيم مي‌گذرند.11 در زير ساختمان فوق‌الذكر فقط يك راه آب يا جشمه وجود دارد كه عرض دهانه چهار متر است، رودخانه زاينده‌رود (زنده‌رود، زرين‌رد، زرينه‌رود) در اين سمت جريان بسيار آرامي دارد و قسمتي از بستر آن مخصوصاً از سمت جنوب صخره‌أي است.»



1 ـ دو بيت از قصيده شرف‌الدين شفروه از كتاب محاسن اصفهان از عربي به فارسي به قلم حسين‌بن‌محمد ابي‌الرضا آوي در سال 729 هـ به اهتمام عباس اقبال آشتياني ـ اصل عربي كتاب در سال 421 تاليف شده است.

2 ـ Le Monde Musulman – Par, Vincent Monteil

3 ـ ر. ك به سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي (قسمت شهر اصفهان)، ترجمه حسين عريضي، ص 136

4 ـ اكنون به شهر پيوسته است.

5 ـ ر.ك. به سفرنامه مادام ديولافوا ـ ترجمه فره‌وشي، ص 321 و 322.

6 ـ نصف جهان في تعريف‌الاصفهان تاليف محمدمهدي بن‌محمدرضا الاصفهاني به تصحيح و تحشيه دكتر منوچهر ستوده.

7 ـ اكنون اطراف پل و مخصوصاً ضلع جنوبي آن مشجر است و درختان بيد سايبان مطبوعي ايجاد كرده است.

8 ـ ر.ك. به سفرنامه فرد ريچاردز، ترجمه مهين‌دخت صبا، ص 66 و 67 و 68.

9 ـ تاليف دكتر لطف‌الله هنرفر، چاپ دوم، ص 8 و 9.

 

                

بازگشت