|
|
دكتر هوشنگ
طـالع |
|
◄جهانبيني
انساني ملت ايـران
در
دورهي نخست جنگهاي ايـران و توران،
جهانبيني انساني ايـراني تبيين ميشود.
در اين راستا،
انسان محوري، نفي بردگي، آزادي
انسان و ...، |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عبدالله
مرادعلي بيگي |
|
◄خط
سير مهاجرت اقوام آريايي در سرودهاي
ودايي ويشتها
صرفنظر
از معدود پژوهندگاني كه در ادواري خاص،
بنابر ملاحظات سياسي و يا تمايلات
نژادگرايانهي رايج در اروپا و به طور
كلي غرب، خاستگاه اقوام آريايي را به
مركز اروپا و يا به شمال آن كشانيدهاند، |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دكتر
عبدالحسين زرينكوب |
|
◄ايـرانويج
كهنهترين
نشانهاي كه از ردپاي ايرانيان
باستاني در نواحي فلات ايران ـ يا چنان
كه خردهبينان ميگويند: نجد ايران ـ
براي تاريخ باقي مانده است |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
م.آ.
داندامايف |
|
◄كتيبهي
بيستون (بغستان)
مطالعه
درباره خط ميخي فارسي باستان موجب شد
كه در مورد مطالعه ساير انواع خط ميخي
نيز اقداماتي به عمل آيد و نكتهاي كه
به اين كار كمك كرد اين بود كه تعدادي
از كتيبههاي هخامنشي ترجمههاي دقيق
همان زبان باستاني ايران بود. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
◄كتيبهي
داريوش بزرگ، شاهنشاه
هخامنشي، كنار آبراههاي كه به
فرمان او در مصر كنده شد
كتيبه
12 سطر به خط ميخي پارسي راجع به حفر
ترعه بين رود نيل و بحر احمر كه در زير
كتيبه به خط و زبان ايلامي (عيلامي) هم
كنده شده،
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ابراهيم
پورداود |
|
◄ واژهي
«فرهنگستان»
مقصود
از نگارش اين چند سطر نمودن معني اصلي
فرهنگستان و تركيب اين واژه است.
فرهنگستان
از سه جزتركيب يافته: فر+ هنگ + ستان.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ركنالدين
همايونفرخ
|
|
◄سهم
ايرانيان در پيدايش و آفرينش خط در
جهان
تـاريخ
هشتهزار سال شعر فارسي
آن
چه در تـاريخ ملل خوانده و شنيدهايم،
در همه موارد حكم بر اين است كه ملت
غالب، نفوذ معنوي خود را بر ملت مغلوب
تحميل ميكند و خواه و ناخواه ملت
مغلوب، تحت تاثير سنن و زبان ملت غالب
قرار ميگيرد. ولي در مورد ايـران، |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ذبيح
بهروز |
|
◄خط
و فرهنگ
در
اروپا كساني كه راجع به زبان دين و خط و
ارقام هندسي تحقيقي كردهاند، به دو
دسته تقسيم ميشوند و اغراض هر دستهاي
مخالف دسته ديگر است. يك دسته كه عده
ايشان بسيار كم است، |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دكتر
هـ. خشايار |
|
◄دبيره
...
هركس، چه در قديم و چه در قرن اخير،
چيزي راجع به الفبا نوشته و يا
تحقيقي كرده، تصديق نموده كه كاملترين
الفباي جهان، الفباي اوستاست و در ميان
خطوط ميخي، تنها خط ميخي فارسي به صورت
الفباي نسبتا كـاملي درآمده است... |
|