|
|
||
|
پيشتازان
دانش و شگردشناسي(تكنولوژي) عزيزالدين نسفي دكتر
هوشنگ طالع
عزيزالدين نسفي، دانشمند
و نظريهپرداز سدهي هفتم هجري(سيزدهم
ميلادي)، ميهن ماست. از وقايع دقيق زندگي او،
آگاهيهاي كامل در دست نيست. اما ميتوان
گفت كه زندگي او، حول دو محور در گردش بوده كه
در عهد وي، دو مركز زندگي ايران بودهاند:
ماورالنهر[فرا رود] و فارس. بخارا و شيراز.
نسف[نخشب] و ابركوه. در ميان اين دو قطب،
خراسان قرار دارد كه وي در آنجا در محضر
استادي تلمذ كرده كه براي انديشهي وي
سرنوشت ساز بوده است. از جانب ديگر ميدانيم
كه وي با صوفيان و فيلسوفان حشر و نشر كرده و
در بخارا در عالم تصوف، استادي و شيخي داشته
و افزون بر آن، تحصيلات پزشكي نيز كرده
است...(انسان كامل ـ ص 21) عزيزالدين در شهر نسف يا
به تلفظ درست آن، در نخشب (خوارزم) زاده شده
است و خود وي از اين شهر، بارها به عنوان «
كشور من» ياد كرده است. گويا وي در ماه رجب
سال 671 ق(بهمن 651 خ/فوريه 1273م)، شهر خويش را
براي هميشه ترك كرده است و وي به طور قطع روز
اول جمادي الاول سال 680 ق (شهريور 660 خ/ 17 اوت
1281م) در شهر ابركوه بوده است. وي بخش بزرگي از عمر خود
را در زادگاهش سپري كرده و چندي نيز به بخارا
سفر كرده و به شهرهاي ديگر خراسان رسيده و
زماني نيز بر سر مزار مرشد روحاني خود، شيخالمشايخ
سعدالدين حمويه(حمويي)، اعتكاف كرده. آنگاه
به اصفهان و شيراز رفته و سرانجام در ابركوه،
بهدرود زندگي گفته است. پارهاي از آثار نسفي
عبارتند از: 1-كتاب
التنزيل و بيانالتنزيل 2-كشف
الصراط 3-كشف
الحقايق 4-
زبدهالحقايق و مبداءمعاد 5-
مقصدالاقصي 6-
مجموعهي رسايل او، مشهور به كتابالانسانالكامل 7-
منازل السائرين از
كتابهاي وي تا آنجا كه نويسنده آگاه
است، كتاب مقصدالاقصي وي از روي ترجمه تركي
آن، به لاتين ترجمه و در سال 1655م (1034 خ) منتشر
گرديده است. عزيزالدين
نسفي نظريهپرداز ايراني، ضمن بيان چند
نظريه كه امروزه به نام پارهاي از
دانشمندان اروپايي مشهور است، در فصل دوم از
رسالهي بيست و دوم، نظريهي تكامل(عروج) را
به روشني هرچه تمامتر، بيان ميكند.نظريهي
نسفي دربارهي تكامل، به گونهي شگفتآوري
با يافتههاي نوين دانش امروزين،همخواني
دارد.نسفي ميگويد: ...اكنون
بدان كه نفوس جزوي از عالم علوي اول به عناصر
و طبايع ميآيند، تا نزول تمام ميشود، و
چندينگاه درين منزل ميباشند و افلاك و
انجم دايم گرد عناصر و طبايع ميگردند، و
فيض و اثرها به عناصر و طبايع ميرسانند. و
مقصود ازين همه گشتن آن است كه تا نفوس جزوي
كه در عناصر و طبايعاند، پرورش يابند، و
استعداد عروج [تكامل] حاصل كنند. چندين هزار
سال درين مرتبه ميباشند، و پرورش
مييابند. و نام نفس جزوي درين مرتبه طبيعت
است. آنگاه از عناصر و طبايع عروج ميكنند،
صورت طحلب[جلبك] است؛ و اين طحلب گياهي سبز
است كه در آبها پيدا ميآيد و به مراتب
برميآيد و صورت نباتات و اشجار پيدا
ميكنند، تا به حدي كه شجر به حيوان نزديك
شود، همچون درخت خرما[كه داراي درختهاي
نر و ماده (بارور و غيربارور) هستند و براي
باور شدن، ميبايست درختان ماده وسيلهي
درختان نر، گردهافشاني شوند] و
چندين هزار سال ديگر درين مرتبه
ميباشند، و از گردش افلاك و انجم
پرورش مييابند. ودرين مرتبه نام وي نفس
نباتي است. آنگاه از نبات به حيوان
ميآيند. و اول صورتي كه از صورت حيوانات
پيدا ميكنند، صورت خراطين است و اين خراطين
كرمي سرخ و دراز و باريك است كه در گل و زمين
آبناك بود. و به مراتب برميآيند، و صورت
حيوانات به تدريج پيدا ميكنند، تا به حدي
كه حيوان غيرناطق به حيوان ناطق نزديك
ميشود، همچون ... بوزينه و نسناس. و چندين
هزار سال ديگر درين مرتبه ميباشند، و از
گردش افلاك و انجم پرورش مييابند. و درين
مرتبه نام وي نفسحيواني است. آنگاه از
حيوان به انسان ميآيند و اول صورتي كه از
صورت انسان پيدا ميكنند، صورت زنگيان[سياه
پوستان] است، و ...(انسان كامل ـ ص389) البته
عزيزالديننسفي، براي اينكه با ابراز اين
عقايد كه در تضاد كامل با انديشههاي ديني و
جو حاكم حاكم بود ، مورد تكفير قرار نگيرد،
نظريهي تكامل را به «اهل تناسخ» نسبت
ميدهد و مينويسد:«اهل تناسخ ميگويند: ...» در
ارائهي نظريه تكامل، نسفي ميگويد: 1-
خلقت از راه تكامل بوده.گياهان و جانداران از
سادهترين شكل بهوجود آمده و رفته رفته
راه تكامل را پيمودهاند. 2-
تكامل به زمان احتياج داشته و هر مرحلهي
آن، سالهاي دراز به طول كشيد. 3-
ساز و كار اين تكامل در طبيعت موجود بوده است. 4-
منشاء گياهان و موجودات گوناگون امروز، از
همان گياه يا موجود نخستين است كه تكامل
يافته و به شعبههاي گوناگون تقسيم شد. در
سدهي نوزدهم ميلادي، چارلز داروين،
دانشمندانگليسي نظريهاي ابراز ميدارد كه
به طرز شگفتآوري با نظريه عزيزالدين نسفي
كه در قرن(سيزدهم ميلادي) بيان شده بود،
همانند و همسان است. چارلز
داروين در 12فوريه 1809(22 بهمن 1187خ) در شهر
شروزبورگ shrewsburg
انگلستان به دنيا آمد. او در اثر ارائهي
نظريهاش دربارهي تكامل و گزينش طبيعي،
نامبردار شد. داروين،
ميان سالهاي 1836-1831م(1235-1210خ) در قالب يك گروه
تحقيقاتي به دور دنيا سفر كرد. وي در
آمريكاي جنوبي و جزيرهي گالاپاگوس(Galapagos) در اقيانوسآرام مطالعات بيشتري به
عمل آورد. داروين
پس از بازگشت، با توجه به مطالعات به عمل
آورده،نظرات خود را اعلام كرد: نظرات او را
ميتوان به اينگونه جمعبندي كرد: 1-
تكامل انجام پذيرفته است. 2-
اين تكامل، هزارها تا ميليونها
سال به درازا كشيده است. 3-
ساز و كار نخستين تكامل، فراگشت
انتخاب طبيعي بوده است. مهمترين
اثرهاي
داروين، عبارتند از: منشأ
موجودات1- The origin of species
نژاد
انسان2- The Descent of Man
سفرنامه
3- Voyage of Beagel
| ||