|
|
||
|
: خبرها ايوان كرخه، در معرض نابودي كامل قرار دارد رييس
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور با
ارسال نامهاي به استاندار خوزستان، اعتراض
خود را نسبت به انجام كشت و زرع غير قانوني
دانشجويان كشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي در
شهر ساساني ايوان كرخه اعلام و درخواست كرد
تا هر چه زودتر دانشجويان اين دانشگاه به
مكاني ديگر منتقل شوند. به گزارش ميراث خبر، شهر
دفن شده ايوان كرخه، 421 هكتار مساحت دارد و
تنها شهر ساساني كامل و دست نخورده در ايران
محسوب ميشود. دانشگاه آزاد دزفول از 2
سال پيش، 100 هكتار از زمينهاي ايوان كرخه را
از اداره منابع طبيعي خريداري كرده و زمينهاي
مذكور را براي انجام آزمايشات كشاورزي در
اختيار دانشجويان قرار داده است. ناصر محمدپور، كارشناس
امور حقوقي اداره ميراث فرهنگي استان
خوزستان در خصوص نامهنگاري رييس سازمان
ميراث فرهنگي و گردشگري با استانداري
خوزستان گفت: مديريت جديد اداره كل ميراث
فرهنگي و گردشگري استان خوزستان سعي دارد هر
چه زودتر به ادامه تخرييب شهر مدفون شده
ايوان كرخه پايان دهد. نامه رييس سازمان ميراث
فرهنگي و گردشگري به استانداري خوزستان به
عنوان يكي از راههاي جلوگيري از تخريب
ايوان كرخه از سوي اين اداره كل به استانداري
ارسال شده است. در حال حاضر منتظر پاسخگويي
اين نهاد دولتي هستيم. تاكنون تعرضات
گوناگوني از سوي نهادهاي دولتي مستقر در
خوزستان به محوطه باستاني اعمال شده است. همچنين احمد كامياران،
كارشناس آثار تاريخي استان خوزستان در اين
باره گفت: «پيش از هر چيز بايد براي نجات
ايوان كرخه دست به كار شد و در خصوص مذاكرات
ميان دانشگاه آزاد اسلامي و سازمان ميراث
فرهنگي و گردشگري تا وقتي كه اين دو نهاد
وارد عمل نشوند، كمكي به وضعيت ايوان كرخه
نخواهد كرد.» گفتني است معاونت عمراني
دانشگاه آزاد اسلامي دزفول در اين زمينه
حاضر به گفت و گو با ميراث خبر نشد و معتقد
بود كه دانشگاه آزاد هميشه شفاف و بدون اشكال
رفتار كرده است. كارشناسان بر اين عقيدهاند
كه در صورت ادامه روند تخريبها در ايوان
كرخه، تا يك سال ديگر، اين شهر ساساني مدفون
در زير زمين ايوان كرخه، براي هميشه نابود
خواهند شد. شهر ساساني ايوان كرخه در
سال 1310 خورشيدي در فهرست آثار ملي به ثبت
رسيده است. نقش
گيلگمش در اسپيدژ
باستانشناسان، ظرفي سفالي
متعلق به 4000سال پيش را كه نقش اسطوره «گيلگمش»،
يعني قديميترين اسطوره جهان كه در بينالنهرين
يا در غربيترين نقطه ايران شكل گرفته است،
در محوطه باستاني اسپيدژ در سيستان و در
شرقيترين نقطه كشور كشف كردند. تا پايان
كاوشها در محوطه اسپيدژ باستانشناسان
موفق به كشف بيش از 9000 قطعه سفال كامل و شكسته
شدند. گيلگمش روي يكي از اشيا يافت شده از
اين محوطه نقش شده است. مطالعات روي اين ظروف
سفالي همچنان ادامه دارد. «محمد حيدري» باستانشناس
و سرپرست هيات كاوش در محوطهي پيش از تاريخ
«اسپيدژ» گفت: «به نظر ميسد
نقش گيلگمش روي اين ظرف سفالي، بدويتر
از طرح گيلگمشي است كه در تمدن بينالنهرين
[ميان رودان] يافت شده است.» اين ادعا هنوز در حد يك نظريه
مطرح شده و مطالعات روي اين نقش، همچنان
ادامه دارد. حيدري گفت: «ما تحقيقات خود
را در ابعاد گستردهاي، روي اين شيء
باستاني آغاز كردهايم تا بتوانيم فاصلهي
زماني اين دو نقش، يعني نقش ميان رودان و نقش
پهلوان اسپيدژ را كشف و شناسايي كنيم.» به گفتهي اين كارشناس، روي اين
سفال آجري رنگ، نقش پهلوان گيلگمش ديده
ميشود كه با يك دست، بزي را بالا برده و
قدرتنمايي ميكند. اندام ورزيده او همانند
گيلگمش تمدن ميان رودان است. در گيلگمش
بينالنهرين، پهلوان را ميبينيم كه با يك
دست، يك شير را به هوا بلند كرده است. نكته
جالب توجه اينجاست كه بيني گيلگمش
اسپيدژ كاملاً عقابي و اغراق شده، طراحي
شده است. همين تفاوت، انجام تحقيقات مفصل را
ضروري ميكند. شواهد نشان ميدهد كه طراحي
پهلوان اسپيدژ، بدويتر و ابتداييتر از
گيلگمش يافت شده در بينالنهرين است.
آرايش موهاي مجعد پهلوان بينالنهرين در
اين نقش ديده نميشود و همه چيز از نقش بز تا
شير و ساير ويژگيها، بسيار سادهتر از نوع
طراحي در نقش ميان رودان به نظر ميرسد. تلاش
براي يافتن نقوش ديگر دربارهي اين پهلوان
اسپيدژ ادامه دارد. كاوشگران، اسطورهي حماسي «گيلگمش»
كه پادشاهي نيمه انسان و نيمه خدا بوده است
را قديميترين اسطوره بشري ميدانند. اين
اسطوره درتمدن باستان ميان رودان شكل
گرفته و تاكنون محققان، اسطورهاي از گيلگمش
قديميتر نيافتهاند. گورستان باستاني
اسپيدژ كه يكي از شاهكارهاي بشري در هزاره
دوم و سوم پيش از ميلاد به شمار ميرود، در
چند كيلومتري شهرستان زابل قرار گرفته است. اين محوطه، با تمدن باستاني «جيرفت»
در يك دوره بوده و شواهد باستانشناسي نشان
ميدهد كه اين محوطه با تمدن جيرفت ارتباط
مستقيم داشته و تجارت و مراودات فرهنگي بين
اين دو منطقه كاملاً جريان داشته است. گيلگمش داستان حماسي پادشاه
اوروك است كه به دليل اعمال ويژهاش، تا به
امروز براي جهانيان باقي مانده است. او
پادشاه بزرگ و قدرتمندي بود كه دور شهر ديوار
عظيمي كشيد تا از گزند در امان باشد اما او
همه چيز را از آن خود ميدانست. براي همين،
همهي دختران در شب عروسي بايد به نزد او
فرستاده ميشدند تا او كام گيرد. او، موجودي
نيمه انسان و نيمه ايزد بود. قدرتمندترين و
زورمندترين مرد. تا اينكه يك روز ايزد
آسمان نالههاي مردمان را شنيد كه از خودسريهاي
او به ستوه آمده بودند. او به ايزد بانوي پيكرساز و
خردمند، گله كرد. ايزدان به فكر چاره افتادند.
به اين نتيجه رسيدند كه براي او رقيبي
قدرتمند بيافرينند. ايزد بانوي پيكرساز او
را از خاكرس آفريد. او، انكيدو است كه از دل
طبيعت برخاسته بود و هيچچيز از روابط جوامع
شهري نميدانست و ... (منبع: ميراث خبر) باستانشناسان
در جستوجوي
دنبالهي
تخت جمشيد
بنياد
پژوهشي پارسه و پاسارگاد، جستوجو براي
يافتن خانههاي اطراف تخت جمشيد را با بررسيهاي
ژئوفيزيك آغاز كردند.
محوطهي باستاني شهر
پارسه، مجموعهاي كامل از سازهها و
بازماندههاي مربوط به دوران هخامنشي است
كه آغاز ساختمان آن از سوي داريوش بزرگ در
سال 518 پم (1139 پهـ) ميرسد. اين
مجموعه، دربرگيرندهي تختجمشيد، باروها،
كاخها، بخشهاي خدمترساني و سامان آبرساني
و ... ميباشد. در كاوشهايي كه در سالهاي
47-1340 بر روي برزن (ضله) جنوبي تخت جمشيد به عمل
آمد كه در نتيجه بخشهايي از محوطهها و
بازماندههاي آثار مسكوني پيدا شد. فرهاد كاظمي، سرپرست
مجموعهي باستاني تخت جمشيد با اشاره به
كاوشهاي انجام شده ميان سال 47-1340 گفت كه
نتيجهي بدست آمده، كارشناسان را به
شناسايي بخشهاي مسكوني اين مجموعه اميدوار
كرد. اما متاسفانه كاوشها نيمه كاره رها
شدند. از اين رو، اكنون با
انجام بررسيهاي ژئوفيزيك، در پي آن هستيم
كه فضاهاي احتمالي نزديك اين بقاياي معماري
را شناسايي كرده و روشن كنيم كه بخش مسكوني
تخت جمشيد در كجا واقع بوده است.
تنديس باقرخان، بيش از 25 سال پيش
توسط استاد علي قهاري كه از شاگردان استاد
علياكبر صنعتي، ساخته شده است. اين تنديس سالها بر اثر قرار
داشتن در حياط يك هتل متروكه، آسيبهاي
زيادي ديده و يك دست آن نيز از بدن جدا شده
است. آذرپادگان: شايسته است كه اين تنديس
بازسازي شده و در كنار آرامگاه باقرخان
سالار ملي در تبريز قرار داده شود.
شهري
باستاني زير دشت بيستون كشف شد
شهري مهندسيساز با مركزيت پل خسرو و حاشيه رودخانه گاماسياب
باستانشناساني
كه در محوطه دشت بيستون فعاليت ميكردند،
شهري باستاني را زير اين منطقه كشف كردند كه
مركز آن در اطراف رودخانه گاماسياب و پل
ساساني خسرو قرار داشته است. نتايج
تحليلهاي اوليه نشان ميدهد كه در نقاطي
از دشت بيستون، تاسيسات بنايي بسيار عظيم
وجود دارد كه باستانشناسان بايد با گمانهزني
ابعاد آن را مشخص كنند. دكتر
عبدالعظيم اميرشاهكرمي ـ كارشناس
ژئوفيزيك ـ دربارهي تحقيقات انجام شده در
اين محوطهي باستاني با تاكيد بر اينكه
شواهد موجود در دشت بيستون، حاكي از وجود علم
مهندسي، شهر مهندسي و زندگي مهندسي در اين
منطقه است، توضيح داد: وجود بقاياي آجرهاي
تاريخي در ساحل رودخانه كه بهوسيلهي سيل
حمل شده است، بندها و تاسيسات آبي موجود بر
روي رودخانههاي گاماسياب و دينور و حجم
بسيار زياد استخراج سنگ از دامنههاي كوه
بيستون و استفاده از آن، شواهدي از وجود علم
مهندسي و شهر مهندسيساز در اين محوطه است.
همچنين وجود جادهاي سنگفرش شده در قسمت
شمالي دشت، آبراهههاي حفاري شده در دامنهي
كوه، قلعههاي باقيمانده در دامنههاي
اطراف دشت و كورههاي بسيار پيچيدهي صنعتي
ازجملهي ديگر آثاري هستند كه از جريان
داشتن زندگي مهندسي در بيستون حكايت ميكند. وي
بقاياي سنگهاي آسياب و آجرهاي قديمي در
سراسر دشت را از ديگر نشانههاي وجود شهري
مهندسيساز دانست و افزود: اين نشانهها و
نيز كتيبهي مهندسي، هنري و اجتماعي
بيستون، شاهدهايي هستند كه مرجع فعاليتهاي
ژئوفيزيكي براي شناسايي دشت بيستون بودند.
با توجه به تحقيقات صحرايي و زلزلهخيزي
منطقه، وجود سنگ آهك يكپارچه و موازي بودن
لايههاي كوه، ميتوان براي اين شهر فرضي،
موقعيتشناسي كرد. او
با اشاره به زلزلهخيزي منطقه، توضيح داد:
با توجه به شرايط غيرقابل پيشبيني دشت
بيستون ميتوان نتيجه گرفت كه مهندسي
قدرتمندي در عهد باستان در بستر علوم روز شكل
گرفته است. به
گفتهي شاهكرمي، كارشناسان ژئوفيزيك در
دو مرحله و در دو محل با دقتهاي متفاوت
عمليات ژئوفيزيك انجام دادند و نتايج اوليهي
عمليات آنان نشان داد كه در اين دو محل
تاسيسات بسيار بزرگي در زير خاك نهفته است.
در ادامهي اين روند ميتوان با گمانهزني
يافتههاي ژئوفيزيك را تاييد كرد.
|
||