خبرها
در
شهر سوخته يافت شد:
خطكش
5 هزار ساله با دقت نيم ميليمتر
آخرين
كاوشهاي باستانشناسي در شهر سوخته به كشف
يك «خطكش» چوبي در اين محوطه منجر شد. واحد
اندازهگير روي اين خطكش ميليمتراست. به
اعتقاد باستانشناسان، استفاده از اين واحد
اندازهگيري نشان ميدهد ساكنان شهر سوخته
در پنج هزار سال پيش واحد ميليمتر را مورد
استفاده قرار داده و سانتيمتر نداشتند.
دكتر
«منصور سجادي» سرپرست كاوشهاي شهر سوخته
در مورد اين كشف گفت: «در كاوشهاي اخير،
يك قطعه چوب آبنوس پيدا كرديم كه طول آن حدود
10 سانتيمتر بود و روي آن بريدگيهايي وجود
داشت كه مشخص بود با يك ابزار تيز اين شيارها
روي اين قطعه چوب ايجاد شده است. پس از انجام
آزمايشهاي لازم و بررسي اين قطعهي چوب
زير ميكروسكوپ، متوجه شديم كه اين شيارها به
اندازههاي يك ميليمتر و نيم ميليمتر
تقسيم شدهاند.»
وي
افزود: «پس از اين بررسيها اطمينان حاصل
كرديم كه اين شئي يك خطكش اندازهگيري است
كه براي اندازهگيري در كارهاي ظريف صنعتي
در شهر سوخته استفاده ميشده است. همچنين
مشخص شد كه واحد اندازهگيري آنان نيز بسيار
دقيق و ظريف بوده و فواصل يك ميليمتر تا نيم
سانتيمتر مورد استفاده قرار ميگرفته است.
اين كاوش نشان ميدهد كه ساكنان شهر سوخته
از علم رياضيات اطلاعات بسيار دقيقي داشته و
در بررسيهاي هندسي و رياضي بسيار متبحر
بودهاند.»
«سجادي»
درباره تحقيقات بيشتر گروه باستانشناسان
روي اين خطكش چوبي گفت: «بهطور قطع مردم
شهر سوخته، وسايل ديگري نيز براي اندازهگيري
داشتهاند. اما اين وسيله در كارهاي بسياري
ظريف آنان استفاده ميشده است. چرا كه مردم
شهر سوخته در هنرهاي دستي و بسيار ظريف از
جمله جواهرسازي بسيار متبحر و زبردست بودهاند
و اين امر، خود گواه بر اين مدعاست.»
تحقيقات
لازم روي اين خطكش چوبي همچنان ادامه داد.
شهر
سوخته در چند كيلومتري شهرستان زابل قرار
دارد.
برگردان
800 گلنوشتهي ايلامي به فارسي، آغاز شد
كار
ساماندهي و ترجمه 800 كتيبه به جاي مانده از
دورهي ايلام در پايگاه تحقيقات باستانشناسي
در قلعه شوش آغاز شد.
رييس
اداره ميراث [يادمانهاي] فرهنگي شوش در اين
باره گفت: ترجمه اين كتيبهها با هدف
ساماندهي و نيز شناسنامهدار كردن آنها
توسط يكي از اساتيد برجسته زبانشناس كشور
آغاز شده است.
«مهدي
قنبريزاده» افزود: 800 كتبيه دوران ايلام كه
در حفاري هياتهاي باستانشناسي ايراني و
فرانسوي از محوطه باستاني شوش جمعآوري
شده، در مدت 3 ماه ترجمه و شناسنامهدار ميشود.
وي
گفت: ترجمه اين كتيبهها توسط دكتر «عبدالمجيد
ارفعي» متخصص گلنوشتههاي دوره هخامنشي
كه با زبان ايلامي آشنايي كامل دارد و از
اساتيد برجسته زبانشناس است،انجام ميشود.
مْهر
سبز
شهربان
(ساتراپ) بلخ
بررسي
مهر هخامنشي به دست آمده در اسدآباد همدان،
مندرجات كتيبهي بيستون را دربارهي
ساتراپ بلخ و حوادث دوران حكومت داريوش اول
تأييد ميكند.
پس
از كشف يك مهر استوانهاي نزد گروهي از
قاچاقچيان اشياي عتيقه توسط نيروي انتظامي
ناحيهي اسدآباد، تلاش كارشناسان براي
بررسيهاي تاريخي و زبانشناسي اين مهر
استوانهاي آغاز شد.
«فريبا
شريفيان»، متخصص زبانهاي باستاني و
كارشناس ميراث {يادمانهاي} فرهنگي همدان
دربارهي مشخصات اين مهر و نتايج به دست
آمده از بررسيهاي خود گفت: «اگرچه
تاريخ و محل كشف اوليهي مهر مشخص نيست اما
نوشتهها و نقوش حك شده بر آن، نكات و
موارد جالبي را حكايت ميكند.»
در
يك طرف اين مهر، كتيبهاي به خط ميخي و زبان
فارسي باستان حك شده كه متن آن عبارت است از:
«دادار شيش ساتراپ بلخ».
به
گفته اين كارشناس، دادار شيش از اسامي خاص
ايران باستان است كه در زبان ايلامي «داتور
شي ايش» و در زبان سانسكريت، به معني دلير و
بيباك است. اين كمله از ريشه dars
در زبان سانسكريت، به معني شجاعت و دلير
گرفته شده كه با كلمه dire
در زبان انگليسي به معني جرأت و شجاعت، همريشه
است.
در
تاريخباستان، دو تن با اين نام شناخته شدهاند
و داريوش اول پادشاه هخامنشي در كتيبهي
بيستون از آنها، ياد كرده است.
نخستين
فرد، دادار شيش ارمني است كه براساس مندرجات
ستون دوم كتيبهي بيستون، به فرمان داريوش
براي سركوبي، شورشيان به ارمنستان اعزام شده
است و دومين شخص با اين نام، دادار شيش،
شهربان يا ساتراپ بلخ است كه داريوش در بند
سوم از ستون سوم كتيبه بيستون از او ياد كرده
است.
به
اعتقاد شريفيانْ جنس مهر و بررسي آن اهميت
ويژهاي دارد. اين مهر، سبز رنگ و از جنس يشم
است.
شريفيان
در مورد نقوش حك شده پشت مهر گفت: «نقش
پشت اين مهر، شرح كشتن شير توسط داريوش است.
اين تصوير مردي سوار بر اسب را نشان ميدهد
كه تير و كمان در دست دارد و آماده تيراندازي
به يك شير است. بر بالاي اين نقش نيز نماد
بالدار اهورامزدا {نماد داريوش در حالت عروج}
حك شده است.
شكل
استوانهاي مهر مورد نظر، حايز اهميت
فراوان است. همزمان با تحولات اقتصادي ـ
سياسي و بازرگاني به تدريج مهرهايي به شكل
استوانه يا لولهاي با نقوش و عبارتهاي
گوناگون ساخته شده است.
شكل
استوانهاي اين مهر نيز حكات از رشد مناسبات
تجاري ـ اقتصادي آن روز و اهميت و كاركرد اين
مهرها در اين زمينه دارد.
بنا
بر پژوهشهاي صورتگرفته تاريخ مهر در
ايران، به چند هزار سال پيش از ميلاد {براي
نمونه: مهرهاي يافته شده در شهر سوخته و در
كنار هليلرود} بازميگردد. كاربرد مهر در
زمان هخامنشيان نيز جنبه اداري و ديواني
داشته و هر عضو دربار شاهنشاهي هخامنشي كه به
نحوي با سازمان اداري شاهنشاهي سر و كار
داشت، ميبايست مهر خوبي را همواره به همراه
داشته باشد. با توجه به اينكه ساتراپها {شهربانها}
از جمله مهمترين كارگزاران ديواني بودند،
كشف و بررسي اين مهر از اهميت تاريخي بسياري
برخوردار است.
ايرانيان
باستان، كمتر از مردم امروز دچار پوسيدگي
دندان ميشدند
دندانپزشكان
با توجه به رشد پوسيدگي دندانها، سفارش ميكنند
كه مرتب دندانهاي خود را بشوييم، از نخ
دندان استفاده كنيم و از مصرف زياده از حد
انواع شيريني، خودداري كنيم. اما بررسيهاي
باستانشناسي روي بقاياي اسكلتها، نشان
ميدهد كه ايرانيان باستان، بيشتر از مردم
امروز به فكر دندانهاي خود بودهاند. آنها
دندانهاي خود را ميشستند، از نفوذ جرم به
داخل دندان ها جلوگيري ميكردند و دندانهايشان
كمتر دچار پوسيدگي ميشده است. بررسيهاي
به دست آمده از روي بيش از 600 مورد اسكلت
باستاني نشان ميدهد كه مردم ايران باستان،
كمتر دچار پوسيدگي دندان ميشدند. بررسيها
روي دندانهاي اسكلتهاي به دست آمده نيز
نشان ميدهد كه مردم ايران باستان، در
صورت خراب شدن دندانهاي خود، آنها را ميكشيده
و بدينسان از فاسد شدن دندانهاي ديگر
جلوگيري ميكردهاند.
سوخت
بدون دود
در
تختجمشيد
نبود
دودههاي ناشي از سوخت روشناييها روي بخشهاي
سنگي، اشياي باستاني و تزيينات به دست آمده
از تختجمشيد، حكايت از آن دارد كه 2500 سال
پيش براي تأمين روشنايي، از مواد سوختي بدون
آلاينده استفاده ميشود.
«حسن
راهساز»، سرپرست گروه مرمت مجموعهي تختجمشيد،
گفت: با توجه به اينكه تختجمشيد در 2500 سال
پيش، داراي تزيينات رنگي و پارچهاي بوده،
هخامنشيان براي جلوگيري از سياه شدن اين
تزيينات و نشستن دوده روي آنها، از مواد
روشنايي پالايش شده استفاده ميكردهاند.
وي
با اشاره به اينكه در طي سالهاي گذشته، در
بررسي بر روي اشيا و آثار سنگي به جاي مانده
از تختجمشيد، هيچگونه آثار دوده ديده
نشده است،گفت: با توجه به اينكه مجموعهي
تخت جمشيد بيش از 125 هزار مترمربع وسعت دارد
كه بخشهاي زيادي از آن، سرپوشيده بود و
براي روشن كردن آنها، به طور قطع از تعداد
زيادي مشعل و مواد روشنايي استفاده ميشد.
در صورت عدم استفاده از روشناييهاي پالايش
شده، ميبايست هماكنون با ميزان زيادي از
دوده، روي سازهها و اشيا برخورد ميكرديم.
منشور
كوروش 2 سال در ميهن كورش خواهد ماند
منشور
كوروش كه در حال حاضر در موزه بريتانيا
نگهداري ميشود، به مدت 2 سال به ايران امانت
داده ميشود و پس از اتمام طرح بازسازي و
گسترش موزهي ملي ايران در كنار ديگر اشياي
شاخص از موزههاي بزرگ دنيا، به نمايش درميآيد.
منشور
كوروش به صورت استوانهاي سفالي است كه
نخستين اعلاميهي حقوق بشر و سند آزادي
انسان به شمار ميآيد. اين استوانهي
ارزشمند تاريخي، در سال 538 پيش از ميلاد به
دستور كوروش، شاهنشاه هخامنشي نويسانده شد.
«محمدرضا
كارگر»، مدير موزه ملي ايران در اين باره ميگويد:
«پس از پايان بازسازي و گسترش موزه
ملي ايران، نمايشگاهي ترتيب خواهيم داد كه
اشياي مهم و منحصربهفرد ايران از موزههاي
بزرگ دنيا و موزه ملي ايران در آن به نمايش
درآيد.»
وي
در خصوص ديگر آثار اين نمايشگاه گفت: «در
حال حاضر بنابر مذاكراتي كه با موزه
بريتانيا انجام شده، امانت دادن 2 ساله اين
استوانه به ايران قطعي است اما به دليل مشخص
نبودن زمان دقيق آغاز عمليات اجرايي
بازسازي، هنوز مذاكره با موزههاي لوور،
متروپوليتن و ديگر موزههاي معتبر دنيا را
آغاز نكردهايم.»
وي
با تأكيد بر حضور همه اشياي منحصربهفرد
ايراني در كنار هم، گفت: «كارشناسان
موزه ملي در حال حاضر سرگرم بررسي اشياي
ايراني موجود در موزههاي بزرگ هستند تا
هماهنگي نمايشگاه طي 2 سال آينه كاملاً مشخص
باشد.»
چندي
پيش، نشريه آرتنيوز پيپر (ART
NFWS PAPER) نيز از امانت اين شئي در سال 2006
ميلادي خبر داد. بنابر گزارش اين نشريه، موزهي
بريتانيا منشور كوروش را در مقابل بيش از 50
شئي تاريخي كه از موزه ملي ايران در نمايشگاه
شكوه ايران در سپتامبر 2005 در موزه بريتانيا
شركت داده شده است، به ايران امانت ميدهد.
منشور
حقوق بشر كوروش تنها يك بار در جريان جشنهاي
2500 ساله از موزه بريتانيا خارج و براي نمايش
به ايران امانت داده شد. استوانهي ياد شده
تنها به مدت 10 روز در ايران، به نمايش درآمد.
منشور
كوروش در سال 1879 توسط هرمزد رسام و در عمليات
حفاري كه از سوي موزه بريتانيا انجام ميشد،
در بابل كهن به دست آمد.
كوروش
در اين كتيبه پس از معرفي خود توضيح ميدهد،
پس از گشودن بابل بدون جنگ، خدايان را گرامي
داشت. مردم را آزاد گذاشت تا زندگي خود را
ادامه دهند.
آزادي
مراسم، براندازي رسم بردهداري و برگرداندن
خدايان به سرزمينهاي اصلي خود، مهمترين
نكات اين منشور است. قصهي منشوري كه يك بار
ديگر به زادگاهش بازگشت خواهد كرد.
طرح،
بنيانگذاري موزه بزرگ ملي
به
گفته رييس موزه ملي ايران، طرح پيشنهادي
سازمان ميراث [يادمانهاي] فرهنگي و گردشگري
براي تشكيل موزه بزرگ ملي ايران در مجموعه
تاريخي باغ ملي تهران (ميدان مشق)، براي
تصويب به سازمان مديريت و برنامهريزي
فرستاده شد. با اين اقدام، به نظر ميرسد پس
از دو سال بيتوجهي نهادهاي مستقر در باغ
ملي به مصوبهي هيأت وزيران، زمينههاي
تبديل اين محوطه زيبا به محور تاريخي ـ
فرهنگي تهران فراهم شده است.
«محمدرضا
كارگر» در اين باره گفت: «در مصوبهي
هيأت وزيران، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري
موظف شده بود تا با انجام مطالعات
كارشناسانه، طرح خود را براي تصميمگيري
نهايي پيشنهاد دهد و مقرر بود كه محور طرح،
برپايهي تبديل مجموعه ساختمانهاي موجود
در باغ ملي به موزه باشد.»
وي
افزود: «در اين محوطه چندين موزه وجود دارد
كه به موجب طرح، در وضعيت كنوني باقيمانده
و ديگر ساختمانها و بناها، كاربري فرهنگي
يافته و موزههاي مرتبط در آنها راهاندازي
ميشود. البته موزههاي جديد در مالكيت
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار ميگيرند.»
رييس
موزه ملي ايران تصريح كرد: «براي
اجراي طرح پيشنهادي، 450 ميليارد تومان
اعتبار در نظر گرفته شده است. اين طرح 5 ساله
بوده و به نظر ميرسد با پايان يافتن آن،
بخشي از هويت و پيشينهي تاريخي پايتخت 200
سالهي ايران بازيابي شود. زيرا، در تهران
طي دهههاي گذشته، با گسترش سريع و جمعيتپذيري
فراوان، موضوعات زيادي به فراموشي سپرده شده
و اين شهر در همهي ابعاد توسعه نيافته است.»
«كارگر»
افزود: «امروزه، مقوله حفظ هويت
تاريخي شهرها در دنيا اهميت فراواني دارد و
حتي در شهرهايي با قدمت كم نيز بر اين مسأله
اصرار ميشود.
شكلگيري
و تكامل تهران در دهههاي گذشته به گونهاي
بوده كه ميدان توپخانه و در كنار آن مجموعه
باغ ملي به عنوان تقاطع محورهاي تاريخي شمال
به جنوب (تجريش شهرري) و غرب به شرق (باغشاه
بهارستان) قرار گرفتهاند و با وجود تخريبهايي
كه در اين مدت صورت گرفته، هنوز آثار و ابنيههايي
وجود دارند كه ميتوانند هويت تاريخي تهران
را ثابت كنند.»
800
فضاي مسكوني 6000 ساله
يك
سكونتگاه صخرهاي با بيش از 800 فضاي
مسكوني كه شش هزار سال پيش در دل كوه كنده شده
است؛ در منطقه شرق هليلرود و در كوههاي
جبال بارز كشف شد. اين سكونتگاه تا اين
زمان، قديميترين استقرارگاه كشف شده در
كشور است.
«داود
آبيان»كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و
گردشگري درباره ويژگيهاي اين سكونتگاه
چند هزار ساله گفت: اين روستاي صخرهاي كه در
ارتفاع 250 متري از سطح زمين قرار گرفته،
داراي فضاهاي مسكوني تراشيده شده در دل كوه،
با ابعاد دو تا چهار متر مربع است.
وي
با اشاره به اين مطلب كه سطح اين منطقه با
سفالهاي چهارهزار ساله فرش شده است، گفت:
در اين بررسيها بيش از 100 هزار قطعه سفال و
تعداد زيادي سنگساب هم كشف شده است.
محوطههاي
باستاني حاشيه هليلرود درجنوب استان كرمان
و در شهرستانهاي جيرفت، عنبرآباد و كهنوج
جاي گرفته است.
به
اعتقاد كارشناسان ايراني و خارجي، آنچه
تاكنون در جيرفت كشف شده، نشاندهنده سكونت
در سرزميني به وسعت تمدن سومر در ميان رودان (بينالنهرين)
است.
بازگشت
|