|
|
دارالفنون 152 ساله و البرز 116 ساله
در دهه دوم دي ماه، مراسمي به همت آقاي دكتر بقايي ماكان به انگيزهي يكصد و پنجاه و دومين
سالگشت بنيانگذاري دارالفنون برپا شد.
دارالفنون كه به عنوان نخستين دانشگاه ايراني به شيوهي نوين از آن ياد ميشود، سرنوشت غمانگيزي داشت.
به جاي اينكه ببالد و امروزه دانشگاهي بزرگ و نامآور در سطح جهان باشد، تا مرز متروك شدن و تحمل ضربات كلنگ تخريب هم پيش رفت.
باني آن، اميركبير، گشايش دارالفنون را نديد. ناصرالدين شاه، با وجود زشتكاري دربارهي بنيانگذار
دارالفنون، سخت آن را گرامي داشت و در بالندگيش كوشيد.
پس از وي، دارالفنون از اوج افتاد و سرانجام در دوران پهلوي، بدل به دبيرستان شد.
بدينسان، به جاي اينكه امروز دارالفنون، يكي از مهمترين مركزهاي دانشگاهي آسيا باشد، سالهاست كه
در آن را قفل زدهاند و تازه اگر هم دوباره بازگشايي شود، از دانشگاه و مدرسه عالي صنعتي و ... فاصلهي زيادي خواهد داشت.
سرنوشت كالج البرز، به عنوان مهمترين مركز توليد دانش در سطح متوسطه در ايران، كمي بهتر از دارالفنون
بود.
اينكه در مورد البرز، گفته شد مهمترين مركز توليد دانش در سطح متوسطه در ايران بوده، سخن گزافي نيست.
البرز، از نظر تعداد دانشآموز، بزرگترين دبيرستانهاي ايران بود و امروز نيز هست. البرز از نظر كيفيت توليد دانش، هميشه برجسته بود و
امروز نيز نامآور است.
در روزگاري كه تنها چند دبيرستان در ايران داراي 800-700 دانشآموز بودند، دبيرستان البرز بيش از 3 هزار
دانشآموز داشت.
تسهيلات شبانهروزي دبيرستان البرز، باعث شده بود كه امكانات آموزشي و پرورشي دبيرستان، تنها در
انحصار تهرانيها نباشد. شاگردان نخبه، حتا از دور افتاده ترين نقطههاي كشور، از طريق شبانهروزي، ميتوانستند از اين امكانات بهرهمند
شوند.
اما بعد از انقلاب، البرز بيدليل، مورد بيمهري زيادي قرار گرفت. بدين معنا كه البرز را تجزيه كردند.
بخش شبانه روزي را از آن جدا كرده و در اختيار دانشسراي بانوان قرار دادند و ساختمان «ٍسيكل دوم» را نيز به همين سان، جدا ساخته
و واحد آموزشي مستقلي را تشكيل دادند. پلي تكنيك كه اكنون به نام اميركبير خوانده ميشود، بخشهايي از زمينهاي آن را تصاحب كرد. در يك
گوشهي ديگر آن دانشگاه هنر ساختند و بدين سان، البرز را تا توانستند كوچك كردند. اما هنوز، البرز با وجود اين تجزيهها، بزرگترين واحد
آموزشي متوسطه در سطح كشور است و هنوز از نظر كيفيت آموزش در ردهي بالايي است.
اگر البرز در كشور پيشرفتهاي قرار داشت، اكنون ظرفيتش چند برابر شده بود و در همهي شهرستانها يا
دستكم مركز استانها، شعبه آن داير شده بود. همچنان كه اگر دارالفنون در يك كشور پيشرفته قرار داشت، امروز دانشگاهي بود قديمي و معتبر و
شايد با شاخهيي در برون از كشور.
امسال ساختمان كنوني دبيرستان البرز كه نقشهي آن كار يك معمار روس به نام «ماركوف» است،
هشتاد ساله شد. البته، سي سال پيش از آنكه البرز به اين ساختمان نقل مكان كند، پايهگذاري شده بود. البته كلنگ نخستين ساختمان دبيرستان
البرز در سال 1266 خورشيدي با حضور ناصرالدين شاه در زميني در خيابان قوامالسلطنه (سي تير) به زمين زده شد و سال بعد (1267 خ)، دبيرستان با چند
كلاس درس آغاز به كار كرد.
بدينسان در كنار دارالفنون 152 ساله، بايد از البرز 116 ساله نام برد.
دارالفنون و البرز، با اين قدمت و سابقه، دو نهاد ملي هستند كه از گنجيدن در قالب يك وزارتخانه،
فراتراند. بايد با آنها، در حد يك نهاد ملي برخورد كرد.
دارالفنون، بايد هويت تاريخي خود را به عنوان يك دانشگاه مستقل بازيابد و البرز نيز دوباره يگانه شود.
بدينسان، بايد هويت و شناسنامهي علمي دارالفنون را به آن بازگرداند و بخشهاي جدا شده از دبيرستان نيز، دوباره به آن بازگردانده شوند.
به جاي تخريب اين دو نهاد ملي آموزش، نيروها را در راه بالندگي آنها به كار اندازيم.
|