نسخه چاپي

سكه‌هاي ساساني

علي سامي

سكه‌هاي دوره ساساني از طلا و نقره و مس و برنج و سرب و گاهي از فلزات مركب: ‌مس و قلع و سرب بوده است. سكه‌هاي طلا را دينار و نقره را درهم و پول خورد مسين را پشيز مي‌ناميدند.(1) (2)

از سكه‌هاي نقره زياد و در نواحي مختلف ايران و افغانستان [كنوني] به‌دست آمده ولي سكه طلا نادر و كمياب است و جهت آن نيز واضح است. زيرا طلا بيشتر براي زينت‌آلات مورد استفاده قرار گرفته و چون ارزش زيادتري دارد، در تغيير سلسله‌ها و تحولات تاريخي، بيش‌تر به يغما رفته و يا به مسكوك جديد تبديل گرديده است. اولين سكه ساساني، مربوط به اردشير، مؤسس سلسله(3) و آخرين سكه از يزدگرد سوم مي‌باشد و سكه همه شاهان تقريباً پيدا شده است. از سكه‌هاي ساساني پاره‌اي زياد به دست آمده و فراوان است، مانند سكه‌ي خسروپرويز كه تقريباً 37 سال سلطنت كرد و چندين مرتبه سكه زد. ولي سكه‌ي پوراندخت بسيار كم‌ياب است.

تا زمان بهرام، عنوان روي سكه‌ها، ملكان ملكا، شاهان شاه، بوده ولي از آن به بعد، ملكان ملكا ايران و انيران، نوشته شده است. در بيش‌تر مسكوك‌ها، از زمان بهرام پنجم (420-438 م) به بعد، القاب پادشاه نوشته شده و پشت سكه، عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرار گرفته. پشت سكه‌ي شاهان محلي فارس در زمان سلوكي‌ها و اوايل پارت‌ها نيز شكل آتشداني بوده است.

سكه‌هاي شاهان ساساني هر كدام به نقش خود آن‌ها مزين بوده است. روي سكه‌ي اردشير، دو نيم‌تاج نقش گرديده يكي با نوك تيز، مانند تاج شاهان اشكاني و ديگري كروي شكل مثل تاج ساير شاهان بعدي و نوشته‌هاي روي آن نيز برحسب گسترش شاهنشاهي متغير بود. اولين سكه اردشير روي آن نوشته شده «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارتخشير يزداني = خدايگان اردشير» دومي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مزديسن بغي – ملكان ملكا = اردشير مزاپرست شاه شاهان» سومي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مزديسن بغ ارتخشير ملكا ايران مينوچيتري من يزتان = مزاپرست اردشير شاه ايران كه نژاد او از خدايان است».

عنوان خدايگان از زمان يزدگرد دوم به بعد از روي سكه‌ها برداشته شد، كلمات ملكان ملكاومن (از) هزوارش و از لغات آرامي بوده كه بدان شكل نوشته مي‌شد ولي تلفظ آن پهلوي بوده است.

روي سكه شاپور اول نقش نيم تنه شاه با تاج كنگره‌داري كه بالاي آن شيئي كروي شكل نظير تاجي كه در نقش رستم روي سر شاه نقش شده، ديده مي‌شود و نوشته روي آن دو عبارت است. يكي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شاه پهريزداني، خدايگان شاپور» مربوط به زمان ولايت‌عهدي كه معمولا،ً شاه بخشي از كشور بوده و ديگري در زمان شاهنشاهي‌اش، بدين مضمون «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مزديسن شاهپوهر ملكان ملكا ايران مينوچيتري من يزدان» و در بعضي از سكه‌هاي بهرام دوم، نقش ملكه و وليعهد كه تاجي در دست دارد ديده مي‌شود. سكه‌ي شاپور دوم، كم‌ياب و نقش تاجش با سه رديف مرواريد مزين گرديده و در بعضي از سكه‌ها، شاپور سوم سر برهنه است. سكه قباد اول با تاج هلال كه ستاره‌اي روي آن است نمايانده شده.

در روي سكه‌هاي ساساني، نام شهرهايي كه سكه در آن‌جا زده شده با علامت اختصاري مشخص گرديده است. مثلاً: ست علامت شهر استخر، بز = بزم قباد (شهري در ميان رودان كه قباد آن را بنا كرده بود)، رام = رامهرمز، اب = ابركوه، ابر = ابرشهر (يكي از شهرهاي خراسان) اهم = اهمتانا (همدان) مر= مرو، اي = ايران، فر – فرغانه، شي = شيرجان، از = زرنك، سك = سكستان، ارت = اردشير خوره، ام = آمل، دا = داراب‌گرد و... عده شهرهايي كه در آن‌ها سكه زده مي‌شده تا 115 شهر نوشته‌اند.

آن‌چه از تحقيقات محققين استنباط مي‌شود، در زمان ساسانيان سكه طلا زياد زده نمي‌شده و به همين جهت هم، كمتر به دست آمده ولي سكه‌ي نقره، زياد و رايج‌ترين نوع سكه بوده است. سكه نقره در پاره‌اي از نوشته‌هاي پهلوي و زند، جوجن يا زوزن (بر وزن مؤمن) به جاي لفظ «‌‌‌‌‌‌‌‌درهم» به كار رفته و «‌‌‌‌‌‌كرشه» نيز ناميده‌اند.

پول مسي را شايد (معا) كه كلمه‌اي سامي است مي‌گفته‌اند. سكه‌ها تاريخ دارد و ابتداي سلطنت پادشاه، روي آن نوشته شده و مثلاً روي يكي از سكه‌هاي انوشيروان كه در سال چهل و چهارم سلطنتش زده شده، نوشته «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چهارچهل». عبارت سكه‌ها، تقريباً به يك مضمون و اين‌طور بوده است، مزديسن بغ ... ملكان ملكان ايران و انيران «‌‌‌‌‌‌‌‌منوچيتري من يزتان» يعني «‌‌‌‌‌‌‌خداپرست خدايگان ...، شاهنشاه ايران و غير ايران آسماني از نژاد خدايان»‌ و در سكه‌ي شاهان زن، به جاي ملكان ملكان، ملكتان ملكته نوشته شده. پشت سكه‌ها، جمله‌ي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نورا ... شاه» يعني «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آتش ... شاه» ‌نوشته شده.

آخرين سكه ساساني از يزدگرد سوم است كه در سال بيستم پادشاهي‌اش يعني همان سالي كه در مرو كشته شد، در يزد زده شده است ولي در طبرستان تا اواخر قرن دوم هجري (حدود سال 195 ق) سكه‌ي پهلوي ديده شده و به طوري كه نوشته‌اند تا حدود قرن پنجم هجري همين رويه را معمول مي‌داشته‌اند.

پس از فتح ايران به دست اعراب، مقدار زيادي سكه به دست اعراب افتاد كه به هر يك از هزار نفر سرباز عرب، دوازده هزار درهم رسيد.

سكه‌هاي ساساني، نازك و ساده و تا حدي فاقد ظرافت و كار هنري است. مسكوكات شاهان بدوي به مراتب ظريف‌تر از شاهان بعدي مي‌باشد. سكه‌ي شاهان آخري، پهن‌تر و نازك‌تر و در زمان خسرو اول به حد اعلاي بزرگي رسيده است.

مورخين ارمني نوشته‌اند كه هنگام به تخت نشستن هر شاهي، مقدار سكه‌اي كه در خزانه موجود بوده، ذوب و به نقش شاه جديد، سكه زده مي‌شده است.

سكه‌هاي اسپهبدان طبرستان تا ديرزماني (حدود سال 180 هجري)‌بعد از استيلاي اسلام بر ايران، به سبك سكه‌هاي ساساني و با خط پهلوي بود. زيرا امراي اين ناحيه، خود را از شاهزادگان ساساني دانسته و پس از كشته شدن يزدگرد سوم آخرين شهريار ساساني در برابر حمله عرب مقاومت كردند و حتي يزدگرد را قبل از اين‌كه به نواحي شرقي ايران سفر نمايد، به طبرستان دعوت كردند تا در آن‌جا مانده و براي رويارويي با سپاهان اعراب خود را مجهز و مهيا نمايد. اين ناحيه توانست خود را تا چندي از تعرض سپاهيان تازي نگاه دارد.

در اوايل اسلام، همان سكه‌هاي ايراني و رومي ميان مسلمين رواج پيدا كرد و به تدريج كه دايره‌ي شخصيت و نفوذ خود را گسترش دادند، مبادرت به ضرب سكه كردند. سكه‌هاي اوليه اسلام مخلوطي از طرح و نقوش ايراني و عربي بود. به قول «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مقريزي»، نخستين خليفه‌اي كه در اسلام سكه زد، عمربن خطاب در سال 18 هجري بوده است و سكه‌هايي با نقش و طرح ساساني زد كه در بعضي از آن‌ها جمله‌ي «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الحمدلله محمد رسول‌الله» و در برخي «لا اله الا هو» اضافه شده و پاره‌اي، قديم‌ترين سكه اسلامي را متعلق به سال 28 هجري دانسته‌اند. در بصره هم سكه‌هايي، به نام درهم زدند ولي رواج پيدا نكرد. در سال 61 هجري در يزد مسكوكاتي زده شده كه دور آن به خط پهلوي اين عبارت (عبدالله زبير امير المومنين) نوشته شده ولي همه اين سكه‌ها و بسياري ديگر از سكه‌هاي متداول، همان سكه‌هاي ساساني يا شبيه به آن با الحاق عبارات اسلامي كه گاهي آن عبارات به خط عربي و گاهي پهلوي بوده است.

ضرب سكه ‌ي درهم اساسي و مستقل را عبدالملك مروان (65 تا 86 ق ) پنجمين خليفه ‌ي اموي ، حدود سال 75 يا 76 هجري زد كه از آن به بعد ، همان سكه ها در تمام كشورهاي اسلامي رواج يافت. طرح و اندازه اين مسكوكات (دينار و درهم) از روي همان سكه هاي ساساني اقتباس شده منتها عبارات روي آن به كلي عربي بوده است.

قديم ترين سكه ‌ي دينار (سكه زر) در اسلام سكه اي است از عبدالملك ، با تاريخ سال 77 قمري و آخرين آن كمي پيش از كشته شدن مستعصم خليفه عباسي (656 ق ) مي باشد و معروف است كه براي اين كار از امام محمد باقر ، امام پنجم شيعيان ، استمداد كرد و روايتي هم در اين موضوع در پاره اي از كتب مورخين اسلامي نقل شده است.

***

قبل از ساسانيان علاوه بر سكه هاي اشكانيان ، سكه هاي شاهان محلي فارس (فراتاداران) در فارس به دست آمده كه يك طرف سكه شكل نيم تنه پادشاه و طرف ديگر همان شاه در كنار آتشدان با پرچمي نقش گرديده و اطراف سكه ، نام شاه و پدر و عنوان سلسله اش به خط آرامي (پهلوي كهنه) نوشته شده است. چون نقوش پشت سكه ‌ي اين امراي محلي در ادوار مختلفه فرق مي كند ، آن را به چهار دسته تقسيم كرده اند:

دسته ‌ي اول : در پشت سكه ، شخصي كه ظاهراً همان شاه محلي بايد بوده باشد ، با يك نفر چتردار ، به رسم و تقليد شاهنشاهان هخامنشي در برابر آتشدان نمايانده شده كه مشغول نيايش است. درفش كاويان نيز در كنار ديگر آتشدان است. بر فراز آتشگاه نيز ، فروهر در حال پرواز نقش گرديده.

صاحبان اين نوع مسكوك بغ دات Bagadat ، پسر بغ كرت اواخر قرن سوم پيش از ميلاد وهوبرز Vahuburze ارتخشتر – وت فرادات – ارت سانت (الكساندر) – پروت فرادات.

دسته ‌ي دوم: سكه ها كوچك تر و به ظرافت سكه هاي اولي نيست ولي نقش آن برابر با آن ها جز آن كه صورت مرغي مانند عقاب بر روي پرچم اضافه گرديده است. سكه هايي از اين نوع يافت گرديده كه به نام «داريوشاه» و «وت فرادات شاه» مي باشد.

دسته ‌ي سوم: شاه با تاج سه كنگره و پشت سكه نيز خود شاه ، تنها در برابر آتشدان ايستاده و ساير نقوش و علامات روي سكه حذف گرديده است. شاهاني كه از اين نوع سكه زده اند «وهوخشتره شاه پس داريوشاه»، «اتخشتره شاه پس داريوشاه» كه گويا برادر و هوخشتره باشد و «پيروچ شاه پس وهوخشتره» سكه اين شاه ، بدون نقش آتشدان است.

دسته ‌ي چهارم: مثل سكه هاي دسته سوم ولي نقش آتشگاه نيز از پشت سكه برداشته شده و به جاي آن شاه در برابر هلال ماه و ستاره و يا آتشدان كوچكي نقش گرديده و در بعضي از اين گونه سكه‌ها ، نقش ولي عهد يا ملكه هم نمايانده شده است. صاحبان اين شاهان قبل از ساسانيان و زمان آن ها وصل به زمان اجداد اردشير مي شود.

شاهاني كه از اين نوع سكه زده اند: پيروچ، نموپت پور ارتخشتره، نپات پور نموپت، وت فرادات سوم، ارتخشتره سوم، ميثري شاه، منوشتري شاه دوم، منوشتري شاه سوم، ارتخشتره چهارم و ارتخشتر پس است.

 

پي‌نويس‌ها:

1ـ سكه‌هاي كوچك نقره هم به نام ديوبول (2/1 درهم)، اوبول ودانگ (6/1 درهم)، هميوبول (12/1 درهم) بوده است.

2ـ پول‌هاي نقره 65/3 تا 94/3 گرم وزن داشته.

3ـ سكه‌هايي از اردشير پيش از پادشاهيش به دست آمده كه نوعي از آن بر دو رويش صورت شاه و پدرش پاپك به‌طور وضوح نقش شده و بر روي نوع ديگر آن شكل اردشير از برورو نقش گرديده و پشت آن نقش آتشدان است و روي آن نوشته شده «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خداپرست خدايگان» «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مزديسنا بغ»

بازگشت