نسخه چاپي

سرپرست هيات كاوش در شهر سوخته در گفت‌وگو با تكتم بهاردوست

شهر سوخته يكي از شگفتي‌هاي دنياي كهن  

تمدن شهر سوخته يكي از شگفتي‌هاي دنياي باستان است. اين را يافته‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد و هر روز يافته‌اي ديگر، گواه اين ادعا مي‌شود.

در زميني به پهنه‌ي 150 هكتار ميان زاهدان و زابل، سرزميني باستاني بسيار عجيب وجود دارد كه پنج هزار سال پيش، مهد تمدن بسيار پيشرفته و غني بوده است. شهر پنج هزار ساله‌ي «‌‌‌سوخته»، در چند كيلومتري زابل امروزي است و ماه‌هاست كه دور جديد كاوش در آن آغاز شده است و هر روز دست‌آوردهاي خيره كننده از دامنه‌ي تمدن اين شهر به دست مي‌آيد.

چرا شهر سوخته يكي از عجايب دنياي باستان‌شناسي است؟

ـ شايد مهم‌ترين دليل، بزرگي و عظمت اين شهر است. حدود 5 هزار سال پيش چه در ايران و چه خارج از آن (از رودخانه‌ي سند گرفته تا عراق و ميان رودان)، شهرهايي به اين بزرگي انگشت‌شمار بوده‌اند. در يادمان‌هاي به‌جا مانده از تاريخ ايران هم، امروز تنها يكي دو شهر را مي‌شناسيم كه قابل مقايسه با شهر سوخته باشند.

اما تنها، مساله‌ي وسعت نيست كه شهر سوخته را به يكي از شگفتي‌هاي عجايب دنياي باستان تبديل كرده است. مهم‌تر از بزرگي شهر، يافته‌هاي متنوع آن است. اين يافته‌ها، به آن اندازه‌اي گوناگون‌اند كه هر باستان‌شناسي را متعجب مي‌كند. آثار باستاني در اين شهر، به شكل معجزه‌آسايي خوب باقي مانده‌اند و آگاهي‌هاي فراواني را به ما منتقل كرده‌اند.

به طور مثال يكي از آثاري كه پيش‌تر، شهر پيدا شده بود و سال گذشته مورد مطالعه قرار گرفت، يك خط‌كش چوبي باستاني است. دقت اين خط‌كش در حد نيم ميلي‌متر است. نمونه‌اي از اين دست، آن هم با اين دقت، بسيار كم در محل‌هاي مشابه پيدا شده است. يا مثلا مجموعه پارچه‌هايي كه از اين شهر به دست آمده مطلقا در هيچ كجاي ايران، به دست نيامده است.

در شهر سوخته مي‌توانيم روند شكل‌گيري بسياري از علوم، فنون و هنرها را ببينيم. صنايعي چون ريسندگي، خراطي، معرق‌سازي، نجاري و ساخت لوازم و ابزار فلزي در شهر سوخته وجود داشته، شكل گرفته و تحول يافته است. مجموعه‌ي اين عوامل در كنار عوامل بي‌شمار ديگر، شهر سوخته را به يكي از شگفتي‌هاي دنياي باستان تبديل كرده است.

وجه تسميه شهر سوخته چيست؟

ـ اين نام، به ظاهر نام جديدي است و قدمت تاريخي چنداني ندارد. برپايه متن‌هاي موجود، سابقه اين نام به كمابيش 150 سال قبل برمي‌گردد. در آن زمان، يك سرهنگ انگليسي از اين منطقه بازديد مي‌كرده، راهنماهاي محلي اين نام را به كار برده‌اند كه ثبت شده و اين نخستين باري است كه اين منطقه به اين نام ثبت شده است.

اما در طول تاريخ، اين شهر دو بار دچار آتش‌سوزي‌هاي بزرگ شد، يك بار حدود 4700 سال پيش و بار دوم، كمابيش 4400 سال قبل. اين سوختگي‌ها تا آن‌جاست كه هنوز پس از قرن‌ها، آثار آن را مي‌توان در كاوش‌ها مشاهده كرد. از اين جهت‌رو، نام «شهر سوخته»، چندان خالي از مسما نيست.

آخرين دوره‌هاي زندگي در شهر باستاني به كجا برمي‌گردد؟

ـ اين شهر حدود سه هزار و 200 سال پيش از ميلاد، يعني حدود پنج هزار و 200 سال پيش پايه‌گذاري شده و در آغاز، حدود پانزده هكتار وسعت داشته است و بعد از يك دوره هزار يا هزار و دويست سال يعني در حدود دو هزار سال پيش از ميلاد از بين رفته است و در طول قرن‌هاي حيات، تمدني شگفت را شكل داد.

عمده كاوش‌ها در اين شهر باستاني در چه مناطقي از آن بوده است؟

ـ از  آن‌جايي كه برخلاف باور عموم،‌ اشيا و بقاياي انساني در گورستان ها بهتر از ديگر مناطق حفظ شده و باقي مي‌مانند، در شهر سوخته هم كاوش‌ها روي گورستان‌هاي اين شهر متمركز شده است.

اصولا در باستان‌شناسي، گورستان‌ها از اهميت خاصي برخوردارند. در گورستان‌هاي شهر سوخته هم، اطلاعات گران‌بهايي به دست آمد.

در حال حاضر نزديك به 4 هزار متر مربع را حفاري كرديم و البته حفاري‌ها هنوز ادامه دارد. پيش‌بيني ما اين است كه اين حفاري حداقل تا 10 سال ديگر ادامه خواهد داشت. تاكنون حدود 400 قبر در اين شهر حفاري شده. اگر 210 گور حفاري شده در پيش از انقلاب را هم به آن اضافه كنيم، كمابيش از 600 گور حفاري شده است. طبق تخمين‌ها حدود 40 هزار گور در اين شهر وجود  دارد. مطلوب آن است كه حداقل 10 درصد از اين گورها، يعني چيزي حدود 4 هزار قبر حفاري شود تا اطلاعات دقيق و كاملي از زندگي و آداب و رسوم اقوام ساكن در اين شهر به دست بيايد.

درباره شبكه‌ي آب‌رساني شهر سوخته چه مي‌دانيم؟

ـ اطلاعات ما از شبكه آب‌رساني اين شهر، اطلاعات كاملي نيست. با اين همه مي‌دانيم كه آب اين شهر با روش ويژه‌اي از رودخانه‌ي هيرمند و به احتمال زياد، از درياچه‌ي هامون (كه در زمان حيات اين شهر چسبيده به آن بوده) تامين مي‌شده است. از اين آب، هم براي احتياجات شهري و هم براي كشاورزي در اطراف آن استفاده مي‌شده است.

در كاوش‌هايي كه در خود شهر صورت گرفته، تعدادي لوله سفالي پيدا شده كه احتمالا با استفاده از آن‌ها آب‌رساني صورت مي‌گرفته است. يك احتمال ديگر هم وجود دارد و آن اين‌كه اين سيستم، سيستم دفع فاضلاب بوده است كه البته در هر دو صورت، نتيجه يكي است و آن اين‌كه ساكنان اين شهر به داشتن سيستم‌هايي از اين دست توجه داشته‌اند. حال آن‌كه در بسياري از شهرها تا قرن‌ها بعد، از روش‌هاي سنتي براي آب‌رساني استفاده مي‌شده است.

درباره وضعيت فرهنگي شهر سوخته چه مي‌دانيم؟

­ـ ساكنان شهر سوخته داراي يك جامعه متمدن بوده‌اند. به گواهي آثار كشف شده موجود، تمدن در شهر سوخته، در سطح بسيار بالايي قرار داشته است. نشانه‌هايي از اين تمدن پيشرفته به دست آمده است. براي نمونه در شهر سوخته، قالب كفش پيدا شده است. يعني ساكنان آن روز شهر سوخته، كفش توليد مي‌كرده‌اند و صنعت كفاشي داشته‌اند.

هم‌چنين اطلاعات به دست آمده نشان مي‌دهد كه پزشكان آن جامعه، بسياري از بيماري‌ها را مي‌شناخته‌اند و آن‌ها را درمان مي‌كرده‌اند. هم‌چنين نشانه‌هايي از عمل جراحي در سر يك دختر جوان به دست آمده است كه نشان مي‌دهد كه جامعه پزشكي آن روز شهر سوخته، از دانش‌هاي فراواني برخوردار بوده است. اطلاعات نشان مي‌دهد كه دانش و آشنايي با علوم مختلف در ميان ساكنان شهر سوخته، رواج داشته است.

ابزار بازي‌هاي مانند شطرنج يا تخته نرد نيز، در اين منطقه به دست آمده است. اگرچه اصول بازي، آن چندان مشخص نيست اما به هر حال از قوانين و استثناجات رياضي بهره مي‌برده است.

آيا جامعه متمدن شهر سوخته، يك جامعه زن‌سالار بوده است؟

ـ اين تصور، تصور درستي نيست. آن‌چه اطلاعات و مطالعات انسان‌شناسي ما نشان مي‌دهد، زن‌ها در جامعه‌ي شهر سوخته، درست همانند مردها به كارهاي گوناگون مي‌پرداخته‌اند. حتي كارهاي سخت بدني در آن جامعه ميان مردها و زن‌ها، مشترك بوده است.

تصور زن‌سالاري در جامعه شهر سوخته، تنها به خاطر پيدا شدن مهرهاي مختلف در گورهاي زنان شكل گرفته است. در قديم، مهرها كه در واقع وسيله كنترل اقتصاد خانه و جامعه بوده‌اند، تنها به مردان اختصاص داشته‌اند. مهر، ابزار قدرت بوده و قدرت در دست مردان بوده است. اما در شهر سوخته زنان، هم پاي مردان، در تصميم‌گيري‌ها دخيل بوده‌اند. به عبارت ديگر، احتمالا بخش‌هايي از قدرت در اختيار زنان بوده است. اما اين‌كه آيا حقيقتا اين جامعه، يك جامعه زن‌سالار بوده، بايد تحقيقات آن را روشن كند. اطلاعات كنوني ما، نمي‌تواند پاسخ چندان روشني به اين پاسخ بدهند.

درباره‌ي نقاشي متحرك به دست آمده در شهر سوخته توضيح بدهيد.

ـ نقوش روي سفال‌ها در يافته‌هاي باستان‌شناسي‌ي معمولا بازتابي از زندگي و وضعيت طبيعي جامعه و مردم بوده است. اما نقاشي كه در شهر سوخته پيدا شده، نقاشي منحصربه فردي است. اين نقاشي در واقع يك تصوير دنباله‌دار يا انيميشن [ جان‌بخشي ] است. در اين نقاشي كه روي يك كوزه‌ي سفالي انجام شده، يك «‌‌بز» ديده مي‌شود. اين بز در فريم‌هاي متعددي كه پشت سر هم است،‌ تكرار شده و از در كنار هم قرار گرفتن آن‌ها عملا يك انيميشن شكل گرفته است.

در اين انيميشن [ جان‌بخشي ] ، بز به يك بوته گياه نگاه مي‌كند، بعد به آن نزديك مي‌شود و از آن بالا مي‌رود. البته چون كوزه سالم نيست و در قسمت‌هايي شكسته است، كل فريم را در اختيار نداريم. از اين منظر مي‌توان اين نقاشي را يكي از كهن‌ترين بيان‌هاي انيميشن [ جان‌بخشي ] و تصوير متحرك دانست كه از آثار منحصربه‌فردي است كه در اين شهر باستاني پيدا شده است.

توجه: اين تصوير در اين شماره به نمايش گذارده شده است.

 

 

بازگشت