| PDF نسخه | نسخه چاپي |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مهرگان دكتر هوشنگ طالع
بدون ترديد كهنترين جشن به جا مانده در تاريخ بشر، جشن مهرگان است. اين جشن، متعلق به زماني كمابيش 5 هزار سال پيش از ميلاد. يعني جشني است كه حدود 7 هزار سال قدمت دارد. پيدايي و انباشت يخ در عرضهاي شمالي، بر روي آب و هواي مناطق جنوبيتر، ازجمله فلات ايران و سرزمينهاي همعرض آن، تاثير زياد داشته است. در همهي قارهها، در نواحي خشك و مناطقي كه در عرضهاي جغرافيايي مياني و پايين قرار گرفتهاند. آثار و علايمي از درياچههاي باستاني باقي است كه زماني وجود داشتهاند كه از ميان رفتهاند.1 از سوي ديگر، دلايلي در دست است كه پارهاي از درياچههاي كنوني، در گذشته، پهنه و ژرفاي بيشتري داشتهاند. شواهد نشان ميدهد كه در اين مناطق، به دفعات دورانهايي پيش آمده كه بارندگي بيشتر و ميزان تبخير آن، كمتر از حالا بوده است.2 گروه زيادي از دانشمندان بر اين باورند كه فراواني آب اين درياچهها، همزمان با دورهي يخبندان و كمشدن با خشكشدن كامل آنها، همزمان با دورانهاي ميان يخبندان بوده است. ]در فلات ايران نيز درياي مازندران و درياچه خوارزم (اورال)[ دست كم سه بار گسترش پيدا كرده و سپس خشكتر شده است. هر سه بار، هر دو حوزه پر شده و سر رفته است....3 با ايجاد طبقههاي يخ، در اثر سرما، فشار هوا در اين مناطق رو به افزايش نهاد اين مراكز فشار، سيكلونهاي جوي ]توفان، گردباد[ را به مناطق جنوبيتر راندند و در اين فرايند، ميزان بارندگي مناطق مزبور افزايش پيدا كرد. در نتيجهي افزايش باران و كاهش تبخير، درياچهها پيدا شده و گسترش يافتند. از آنجايي كه پيدايش و گسترش درياچهها، مولود ازدياد بارندگي بوده، مراحل گسترش درياچهها را دورانهاي باراني مينامند. اين درياچهها در دورههايي كه يخبندان به حداكثر ميرسيد. از حداكثر گسترش بهرهمند ميشدند. بدينسان، باور بر اين است كه دورانهاي يخبندان و دورانهاي باراني مناطق جنوبيتر، با يكديگر همزمان بوده و از نظر علت پيدايش با يك ديگر ارتباط نزديك دارند.4 پژوهشهاي جديد زمينشناسي نشان داده است كه در دوراني كه بخش بزرگ اروپا را يخ فرا گرفته بود، فلات ايران شاهد يك دورهي باراني بود. در اين دوره، حتا درههاي مرتفع نيز زير آب قرار داشتند. بخش مركزي فلات ايران كه امروزه بيابان و شورهزار است، در آن زمان يك درياچهي گسترده با درياچهي داخلي بوده است. زماني كه ميان، ده تا پانزده هزار سال پيش از ميلاد قرار دارد، يك تغيير تدريجي در آب و هوا روي داد و دوران باراني تبديل به دوران خشك گرديد كه هنوز هم ادامه دارد.5 خشكيدن تدريجي درهها، موجب تغييرات ژرفي در شرايط زندگي بر گرديد. درياچهي بزرگ داخل، كوچكتر شد و سواحل آن كه از رسوبات حاصلخير رودخانهها پوشيده بود، تبديل به مراتع و بوتهزارها گرديد. حيواناتي كه در كوهستانها زندگي ميكردند. به اين مراتع فرود آمدند و بشر كه از راه شكار زنگي ميكرد. پشت سر آنها آمد و در جلگهها ساكن شد. اين زمان را ميتوان به طور تقريب، حدود 5000 سال پيش از ميلاد قرار دارد.6 بدين سان، ميتوان گفت كه دوران كشاورزي در فلات ايران، كمابيش در پنج هزار سال پيش از ميلاد با فرودآمدن جانوران از كوهستانها به زير و به دنبال آنها، استقرار «ايرها» در دشت، آغاز گرديده است، اين دوران بر پايهي گاهشماري 12 هزار سالي ايرانيان، برابر است با هزارهي ششم يا هزارهي هوشنگ(1) كه زماني ميان 5765 تا 4765 پيش از ميلاد را در برميگيرد. رفته رفته، كوهگردان كه از راه شكار زندگي ميكردند، يك جانشين شده و كشاورزي پيشه كردند. مردماني كه تا ديروز، بر سبيل تصادف، طعمهاي به دست ميآوردند و روزگار ميگذراندند، اكنون در پايان تابستان و آغاز پاييز، حاصل كار خود را از كشتزارها برداشت ميكردند و هم زمان نيز بچهدامها، بزرگ و فربه شده بودند و... بدين سان، برداشت محصول كه با شادماني سرور همراه بود، رفته رفته به جشن همگاني تبديل گرديد. كمكم جشن سادهي دهگانان بالنده شد و از سوي رييسان ده و سران دهگانان، با شكوه بيشتري بر پا گرديد و... با آغاز شهرنشيني و آگاهي مردمان از راز گرديدن زمين به دور خورشيد، جشن ديگري پيدا ميشد كه همان نوروز است. شهرنشينان برخلاف روستانشينان، متكي به حاصل كشاورزي نبودند. در ميان آنان فلزگري، سفالسازي، جواهرسازي و ابزارسازي و از همه مهمتر بازرگاني، منابع اصلي درآمد آنان بود. از سوي ديگر، چنان كه گفته شد، با آگاهشدن از رمز گردش زمين به دور خورشيد، دانستند كه در سال با دو تعادل روبهرو هستند، يعني زماني كه روز و شب با هم برابر ميشوند. يكي در آغاز بهار و ديگري در آغاز پاييز. تعادل نخست در اثر كوتاهشدن روز تا حداكثر و سپس كاستهشدن از زمان شب، تا رسيدن به نقطهي توازن است. تعادل دوم (پاييزي) ، حاصل بلندشدن روز تا حداكثر و سپس كوتاهشدن، تا رسيدن به حد توازن است. پس دانستند كه تعادل پاييزي، سير آغاز ميرايي طبيعت است. در حالي كه تعادل بهاري، آغاز دوبارهزايي طبيعت ميباشد. از اينرو، رفته رفته، نوروز به برترين جشن ايرانيان بدل شد و مهرگان با وجود كاستهشدن از قدر اوليهي آن، همچنان به عنوان دومين جشن بزرگ مردم ايران، بر جاي ماند. در اين ميان و با توجه به شناخت چگونگي گردش زمين به دور خورشيد، ايرانيان دريافتند كه در كنار دو تعادل بهاري و پاييزي، دو انقلاب نيز وجود دارد كه عبارت است از انقلاب تابستاني و زمستاني. بر سر انقلاب تابستاني، يعني بلندترين روز سال، مردمان شبگير به بلنديها و يا دشتهاي فراخ ميرفتند، تا به خورشيد بلندترين روز سال، خوشآمد گفته و شاهد برآمدن آفتاب اين روز باشند. اين گونه بود كه جشني كه امروزه به نام تيرگان شناخته ميشود، به وجود آمد. از سوي ديگر، با افزودهشدن دانش اخترشناسي، ايرها (ايرانيها) دانستند كه انقلاب زمستاني، عبارت است از كوتاهترين روز يا كمترين زمان پرتوافشاني خورشيد. از اين رو، براي ياري دادن خورشيد، در اين شب آتشهاي بزرگ و بلندي افروختند تا با فروزش آتش زميني، به ياري آتش آسماني روند. چنين بود كه جشني پديدار شد كه نامهاي گوناگون به خود گرفت. يلدا و جشن سده و... رفته رفته در درازاي زمان، وقايعي كه ميخواستند بيشتر به يادها ماند، به اين جشنها بستند، چنين است پيروزي كاوه بر ضحاك در روز جشن مهرگان و يا پرتاب تير از سوي آرش، به روز تيرگان. گرچه دربارهي آرش ميبايست چنان ميشد و ميبايست در بلندترين روز سال تير خود را پرتاب ميكرد تا «فرشته باد» كه آن را برگرفته بود، روزِ درازتري در پيش ميداشت تا آن را هرچه بيشتر به دورترها برد. اما آيا ايرانيان خود ميتوانستند، روز انداختن تير از سوي آرش را تعيين كنند؟! همچنين است، گذاردن زايش مهر بر انقلاب زمستاني كه بعدها كه در غرب، عيسي را جانشين مهر كردند، زايش او را نيز در همين روز قرار دادند كه از نظر مردمان جشن بزرگ و روز شناخته شدهاي بود.(2) در دوران ساسانيان، هر كدام از روزهاي ماه را به نام ويژهاي ناميدند و مقرر كردند كه چون نام ماه و روز بر يكديگر رفتند، آن روز را جشن اعلام كنند. از اين روز، جاي مهرگان، تيرگان و سده و... جابهجا شد و از روز نخست پاييز و پايان تابستان و پايان پاييز و... به روز 16 مهر و (در تقويم زرتشتيان به روز 10 مهر) و10 تير و ... منتقل گرديد. تنها نوروز از اين دستاندازي در امان ماند، زيرا بر سر تحويل سال قرار داشت و امروز نيز چنين است و حتا تحويل آن، با ثانيه محاسبه ميگردد. با فزوني گرفتن شهرنشيني، گرچه از اهميت مهرگان برابر نوروز كاسته شده است. اما هنوز ميتوان گفت كه دومين جشن بزرگ ايرانيان است و حتا در سالهاي پس از سلطهي تازيان بر ايران، با شكوه بسيار برپا ميگرديد.
پينوشتها 1-دانشنامه بريتانيكا (نقل از كتاب پيرامون آب و هواي باستاني ايران – ص 8 2- پيرامون آب و هواي باستاني ايران – ص 9 3- مان – ص 10 4- مان 5- مان – صص 11-10 6- IRAN by.Dr.R.Chirshman (نقل از پيرامون آب و هواي باستاني ايران) 7- تاريخ تمدن و فرهنگ ايران كهن ـ دكتر هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ چاپ نخست ـ تهران 1383 8-
*12000 سال يزدگردي، سال 365 روزي است و برابر است با 4.380.000 روز كه برابر است 11993 سال خورشيدي. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||