PDF نسخه

نسخه چاپي

 

منابع و مآخذ تاريخ ايران در دوران ماد و هخامنشي

دكتر عزيز‌الله بيات

كتيبه‌هاي هخامنشيان عبارتند از:

1ـ در مشهد مرغآب در محلي كه به قبر مادر سليمان معروف است، كتيبه‌اي از كوروش اول وجود دارد.

2ـ كتيبه بيستون كه از همه‌ي كتيبه‌هاي دوره هخامنشي مهم‌تر است و در آن داريوش بزرگ، مبادرت به شرح اقدامات خود درباره‌ي سركوب سركشان و مدعيان پادشاهي و بسط امن و عدالت كرده و ممالك قلمرو خود را ذكر كرده است. در كتيبه‌ي بيستون، داريوش، اهورامزداي بزرگ را ستايش كرده و از دروغ و هرگونه نادرستي بي‌زاري جسته است. اولين دانشمندي كه موفق به خواندن كتيبه‌هاي هخامنشي شد گرت‌فند [Grotefend] است. قبل از وي سيلوستر دوساسي يكي از كتيبه‌هاي دوره ساساني را كه با ترجمه يوناني همراه بود به كمك خط يوناني آن خواند. همين امر كمك زيادي براي خواندن ساير كتيبه‌هاي دوره ساساني و هم‌چنين كتيبه‌هاي هخامنشي كرد. بعد از گرت‌فند، مستشرقين ديگري از جمله بورنوف [Burnouf] و اپپرت [Oppert] فرانسوي دنباله كار وي را گرفتند تا سرانجام راولن سن [Racolinson] در قرن نوزدهم ميلادي كتيبه‌ي بيستون را به صورت كامل ترجمه كرد.

كتيبه‌ي بزرگ بيستون، به سه زبان پارسي قديم، ايلامي و آسوري نوشته شده است كه تقريبا داراي دو هزار كلمه است. در اين كتيبه، داريوش قصه بردياري دروغي و شورش‌هايي را كه در اوايل سلطنتش در نقاط مختلف روي داده شرح مي‌دهد.

3ـ «بيستون كتيبه‌اي ديگر از داريوش موجود است كه در حقيقت، متمم كتيبه‌ي بزرگ است و تعداد كتابت آن قريب يكصد و پنجاه كلمه است.

4ـ در كوه الوند نزديك همدان كتيبه‌اي از داريوش وجود دارد كه داراي پنجاه كلمه است.

5ـ در تنگه سوئز (مصر)، كتيبه‌اي از داريوش وجود دارد كه داراي هشتاد كلمه است و مربوط به حفر كانالي است كه يكي از شعبات رود نيل را به درياي احمر متصل مي‌كرده است. مضمون آن طبق مندرجات كتاب ويسباخ [Weissbach] آلماني كه در سال 1911 ميلادي چاپ شده است چنين است:

داريوش شاه مي‌گويد من پارسي‌ام و به دستياري پارسي‌ها، مصر را گرفتم. فرمودم از آب رواني به نام نيل كه در مصر روان است، به سوي دريايي كه از پارس به آن‌جا مي‌روند، اين كانال را بكنند. اين كانال كنده شده، چنان‌كه فرموده بودم. و كشتي‌ها روانه شدند از مصر از درون اين كانال به سوي پارس چنان‌كه اراده من بود.

6ـ بر روي استوانه‌اي بلوري كه از كاوش در مصر به دست آمده كلماتي نقش شده است كه ثابت مي‌كند مربوط به زمان داريوش اول است و در حال حاضر در موزه بريتانيا است.

7ـ‌كتيبه‌ي تخت‌جمشيد كه مربوط به زمان داريوش اول است و داراي دويست كلمه است. در اين كتيبه داريوش از ممالكي اسم برده كه جزو كشور ايران بوده است.

8ـ كتيبه نقش رستم. اين كتيبه، مربوط به زمان داريوش اول است كه در مقابر شاهان هخامنشي كنده شده است و داراي دويست و پنجاه كلمه است. در اين كتيبه باز داريوش از ممالكي نام برده كه جزو ايران بوده‌اند.

9ـ در خرابه‌هاي تخت جمشيد، پنج كتيبه از خشايارشاه باقيمانده كه روي هم داراي دويست و پنجاه كلمه است. مضمون كتيبه‌ها مربوط به ساختمان قسمت‌هاي مختلف تخت‌جمشيد است كه روشن مي‌كند كدام‌يك از قسمت‌ها توسط خشايارشاه ساخته شده است.

10ـ در كوه الوند نزديك همدان جنب كتيبه‌ي داريوش اول، كتيبه‌اي هم از خشايارشاه وجود دارد كه داراي شصت كلمه است.

11ـ كتيبه‌ي وان واقع در تركيه ]كنوني[ كه مربوط به زمان خشايارشاه است.

12ـ بر روي گلداني كه در موزه لوور پاريس است، كلماتي به خط ميخي كنده شده است كه مربوط به زمان خشايارشاه است.

13ـ بر روي گلداني كه از سنگ مرمر ساخته شده است و در مصر به دست آمده، كلماتي به خط ميخي كنده شده كه مربوط به اردشير اول است.

14ـ از داريوش دوم در تخت‌جمشيد، كتيبه‌اي به دست آمده كه خيلي مختصر است. مضمون آن معرفي باني بعضي از بناهاي تخت‌جمشيد است.

15ـ در شوش، از اردشير دوم كتيبه‌اي به دست آمده كه به سه زبان پارسي باستان، ايلامي و آسوري نوشته شده است. در اين كتيبه، اردشير بعد از ستايش اهورامزدا خود را معرفي كرده است.

16ـ از اردشير سوم در تخت‌جمشيد كتيبه‌اي به دست آمده كه در آن اردشير بعد از ستايش  اهورامزدا، خود را معرفي مي‌كند.

تاريخچه باستان‌شناسي ايران باستان

كاوش‌هاي باستان‌شناسي براي كشف دوران تاريخي ايران در قرن بيستم ميلادي شروع شد، اولين حفاري به وسيله ژ ـ دمرگان [Demergan] كه رياست هيات باستان‌شناسي فرانسوي را برعهده داشت، صورت پذيرفت. از ابتداي سال 1897 ميلادي كاوش هيات باستان‌شناسي فرانسويان در شورش قديم آغاز گرديد و در نتيجه، آثار پرارزش و جالبي مربوط به اواخر دوره‌ي هزاره چهارم و سوم ميلادي، معروف به سفال رنگين و مقدار زيادي مجسمه‌هاي كوچك و آلات و ادوات سنگي و اشيا و لوازم ديگر به دست آمد.

دمرگان، سفال‌هاي رنگين را برپايه نشانه‌گذاري معين، طبقه بندي كرد. از همين‌جا اصطلاح «شوش يك» براي دوره‌هاي ابتدايي و «شوش دو» براي دوره‌هاي متاخر وضع گرديد.

در سال‌هاي 1903 و 1904 ميلادي پامپلي [Pumplly] باستان‌شناس آمريكا در نزديكي شهر آنائو واقع در تركمنستان شوروي اقدام به حفاري كرد. سفال‌هاي رنگيني كه از اين كاوش به دست آمد تا اندازه‌اي با سفال‌هاي مكشوف از شوش تفاوت داشت. حفاري باستان‌شناسي نامبرده چندان با موازين علمي تطبيق نمي‌كرد و سنواتي را كه براي اشياي مكشوفه ذكر كرده است، بيش‌تر جنبه‌ي تخيلي دارد.

در سال 1934-1933 در تخت‌جمشيد، آرشيوي با هزاران لوحه‌هاي كوچك گلين كشف شد كه اغلب اسناد موجود در اين آرشيو به زبان ايلامي نوشته شده است. اسنادي هم وجود دارد كه متن آن‌ها به زبان آرامي است. در واقع اين همان زباني است كه در دوره هخامنشيان وسيله ارتباط بين‌المللي بوده است.

غير از متون كتيبه‌ها و مندرجات اوستا، از آثار مورخان دنياي قديم ـ كه از ملت‌هاي مختلف از جمله رومي، مصري، فنيقي، ارمني، يهودي و به ويژه يوناني بوده‌اند ـ براي كسب اطلاع بيش‌تر از اوضاع تاريخي ايران پيش از اسلام، مي‌توان استفاده كرد. ضمنا بايستي متذكر شد كه متاسفانه برخلاف دوره‌ي پارسي‌ها از سلسله مادها تاكنون اثري به دست نيامده است. براي كسب اطلاع از اين سلسله ناچار بايستي به آثاري استناد كنيم كه از ملل ديگر از جمله يهوديان و آسوريان و يونانيان باقي مانده است.

منابع غير ايراني تاريخ ماد

در كتيبه تيگلات پيلسر [Tiglat Pieser] كه تقريبا در قرن هشتم پيش از ميلاد نوشته شده است، ذكري از دولت ماد به ميان آمده است. باز در كتيبه ديگري كه مربوط به زمان سلمنرسوگون [Salamonassar sargon] (731-713 قبل از ميلاد) است، او افتخار مي‌كند كه هنگامي كه نام وي را در دورترين شهرهاي ماد مي‌شنيده‌اند، مردم از شنيدن نام وي وحشت‌زده مي‌شده‌اند.

گذشته از اين، سناخريب [Sennacherib] و آسرهدون [Esarhaddon] (680-669 ميلادي) نيز به ناحيه ماد اشاره كرده‌اند.

از برخي از مطالب تورات نيز براي اطلاع از تاريخ ماد، مي‌توان استفاده كرد. از جمله در كتاب دوم تورات نوشته شده است كه در سال نهم هيوشيع [Hoshea] ملكه آشور، شومرون [Samoria] را تسخير كرد و اسراييل را به اسارت به آشور برد و آن‌ها را در شهرهاي حلح [Halah] و حابور [Habor] در كنار رودخانه گوزان و شهرهاي مادي‌ها مستقر كرد.

گذشته از موارد مذكور، اطلاعات پراكنده‌اي درباره مادها در آثار مولفان يوناني قرن پنجم قبل از ميلاد موجود است. ظاهرا هكاته ميلتي و ديونيس ميلتي كه كتابي درباره‌ي داريوش اول نوشته‌اند و درباره‌ي مادها نيز مطالبي گفته‌اند. گذشته از اين، مطالبي درباره مادها در نمايشنامه تراژدي پارسيان تاليف آشيل و غيره ديده مي‌شود ليكن در حقيقت براي نوشتن تاريخ سلسله ماد اولين بار در نيمه دوم قرن پنجم قبل از ميلاد هرودوت مورخ يوناني كوشش كرده است.

منابع تاريخ هخامنشيان از آثار مورخان يوناني و رومي

اينك به اختصار به شرح حال نويسندگاني مي‌پردازيم كه آثار آن‌ها در مواردي با تاريخ ايران ارتباط پيدا مي‌كند. بين آثار مورخان گذشته، آثار هرودوت را از لحاظ كثرت اطلاعات و در بست بودن اخبار مي‌توان مهم‌ترين اثري دانست كه باقي مانده است.

هرچند هرودوت را پدر مورخان دانسته‌اند ليكن در حقيقت وي را نمي‌توان اولين مورخ دانست زيرا نخستين مورخي كه نامي از وي در آثار گذشتگان باقي مانده است، هكاته [Hecatee] است كه حدود سال 566 پيش از ميلاد در شهر مليت به دنيا آمده، ليكن از نوشته‌هاي هكاته چيزي باقي نمانده است.

به هر حال هرودوت از يونانيان ]شهر[ هالي كارناس [Halicarnas] بود. نظر به اين‌كه اين شهر يكي از شهرهاي استان كاريه واقع در آسياي صغير بود و اين استان از استان‌هاي شاهنشاهي هخامنشي محسوب مي‌شد، بنابراين مي‌توان گفت كه هرودوت تابع دولت ايران بوده است. مدت زندگي او را از 484 قبل از ميلاد ذكر كرده‌اند. به طور كلي از زندگاني وي اطلاعي در دست نيست. در دوران جواني بر اثر بروز هرج و مرج در كاريه، زادگاه خود را ترك گرفته رهسپار جزيره ساموس گرديد. سپس به آتن رفت و از نزديك با پريكليس رييس‌جمهور آن شهر و سوفكلس شاعر يونان آشنا شد. بعد از چندي، مسافرتي به مصر، سوريه، كلخيد، مقدونيه، تراكيه و بابل كرد. سپس با جمعي از مهاجرين يوناني به رم رفت و در آن‌جا تاريخ خود را به پايان رسانيد. اطلاع دقيقي از سال درگذشت هرودوت در دست نيست. آن‌چه مسلم است اين است كه در آغاز شروع جنگ‌هاي بين آتن و اسپارت (پلوپونز) در توريوم مي‌زيسته و در همين زمان و در همين شهر درگذشته. زيرا به وقايع سال‌هاي اول اين جنگ در كتاب نهم خود اشاره كرده است. مي‌توان تصور كرد كه مرگ او در حدود سال 425 قبل از ميلاد اتفاق افتاده است. هرودوت اثر معروف خود را به نه كتاب تقسيم كرده و هر يك را به نام يكي از خدايان يوناني آغاز كرده است. از جمله نخستين جلد كتاب خود را به نام كليو خداي تاريخ و هشت جلد ديگر را به ترتيب به خدايان موسيقي، كمدي، تراژدي، رقص، شعر و غزل، خداي ستارگان و خداوند بيان اختصاص داده است.

بعضي از محققين عقيده دارند كه تقسيم‌بندي كتاب هرودوت به نه قسمت و اسامي كه به هر كتاب داده است در قرن‌هاي بعد صورت گرفته و تاليفات وي در ابتدا تقسيماتي نداشته است. دليل اين دسته از محققين اين است كه هرودوت هنگامي كه مي‌خواهد خواننده‌اي را به مطلبي ارجاع دهد بدون آنكه به تقسيمات مذكور اشاره كند مي‌گويد در حكايات ديگر اين مطالب را بيان كرده است.

چنين به نظر مي‌رسد كه براي نوشتن تاريخ خود به اسناد و مداركي هم دسترسي داشته است. ليكن با اين همه اساس كار او را بيش‌تر روايات شفاهي كه از ديگران شنيده است تشكيل مي‌دهد كه خود در جرح و تعديل روايات كوشش زياد كرده است.

مطالبي را كه هرودوت در مورد ايالات ايران كه به يونان نزديك بوده نوشته است به نسبت دقيق است. ليكن گفته‌هاي او در مورد هندوستان كه در حقيقت دورترين ساتراپ‌نشين عهد خامنشي بوده، بسيار ناقص و مبهم است.

مهم‌ترين مطلبي كه بين محققان و مولفان درباره تاريخ هرودوت وجود دارد ارزش كتاب اين مولف است. از نقطه نظر سنديت تاريخي و صحت وقايعي كه بدان اشاره كرده است عده زيادي از مولفان يونان باستان از جمله پلوتارك و كتزياس شديدا از هرودوت انتقاد كرده‌اند. برخي نيز در مقابل اين روش وي را ستوده‌اند. ا زجمله ارسطو روش هرودوت را در تاريخ‌نويسي پسنديده، ليكن او را افسانه‌گو دانسته است. توسيديد مورخ معروف درباره هرودوت گفته، وي نثرنويسي است كه به حقيقت‌نويسي علاقه‌مند بوده است.

به طور كلي روي هم رفته محققان او را مورخي صميمي دانسته كه هدفش نوشتن و روشن كردن حقيقت بوده است. تنوع و وفور مطالب اضافي يكي از مشخصات بارز كتاب تاريخ هرودوت است. گذشته از اين شاهكار هرودوت كه حقا آن را بايستي مورد دقت و توجه خاص قرار داد ساده‌نويسي او است. با تمام محاسني كه در نوشته‌هاي هرودوت وجود دارد مع‌ذلك بايستي توجه داشت كه سنوات وقايع در تاريخ هرودوت زياد دقيق و صحيح نيست. در بسياري از موارد داستان‌نويسي و قصه پردازي‌ها، حقايق تاريخي را گرفته است. هم‌چنين ارقامي را كه ذكر كرده است از واقعيت به دورند. مطلب ديگري را كه بايستي در نظر داشت اين است كه هرودوت پارسيان را دوست نداشته و در بسياري از موارد، قلم را تابع احساسات قلبي خود كرده است. هرچند كه او يوناني بوده و يونانيان لطف چنداني به ايرانيان نداشتند. با تمام اين معايب بايد اذعان كرد كه هرودوت درباره تاريخ ايران اطلاعات گرانبهايي از خود باقي گذاشته كه بسيار پرارزش است و نوشته‌ها و كتيبه‌هاي ميخي دوران هخامنشيان در بسياري از موارد روايات وي را تصديق و تاييد مي‌كند.

دوره تاريخ هرودوت با شرح جنگ‌هاي پلاته و ميكال، به پايان مي‌رسد. بنا به عقيده راولين سن [Rawlinson] نويسنده قرن نوزدهم انگلستان، هدف واقعي هرودوت نوشتن تاريخ جنگ تهاجمي ايران بوده، يعني جنگي كه از زمان داريوش اول شروع مي‌شود و با شكست نيروي دريايي ايران در زمان خشايارشاه در تنگه سالامين به پايان مي‌رسد5

توسيديد: توسيديد [Thueydide] يكي از مورخان يونان است. وي پسر اولوروس از مردم آتن بود. در حدود سال 460 قبل از ميلاد به دنيا آمد. سال درگذشت او را بين سال‌هاي 395-400 قبل از ميلاد دانسته‌اند.

توسيديد در آغاز جنگ هاي پلوپونزوس مسئوليت فرماندهي گروهي از يونانيان را به عهده داشت. طولي نكشيد كه وي را متهم كرده و از يونان تبعيد كردند و قريب بيست سال از ميهن خود دور بوده و اين مدت را در ميان اقوامي كه در جنگ‌هاي پلوپونز شركت داشتند به سر برده و مشغول نوشتن حوادث جنگ‌هاي مذكور بوده است. توسيديد در كتاب خود كوشيده است كه بي‌طرفي را حفظ كند و وقايع را با دقت هرچه بيش‌تر ثبت كرده و خود در اين مورد چنين مي‌گويد:

«در نقل وقايع من به قول اين و آن و احساسات شخصي خويش اعتنا نكرده و نياورده‌ام، مگر آن‌چه را كه خود حاضر و ناظر كيفيت آن بوده، يا در آن باب اطلاعات صريح و درست تحصيل كرده‌ام. بديهي است كه در نيل به اين مقصود به اشكالات زياد برخورده‌ام زيرا شهود غالبا در مشاهدات خود متفق‌القول نبوده و هر يك برحسب تمايلات باطني يا ضعف و قوت حافظه نظر خاصي اظهار مي‌نمودند. در آن‌چه نگاشته‌ام افسانه را بالمره راه دخول نداده‌ام و از اين جهت شايد نوشته‌هايم از رنگ و رونقي كه در افسانه‌ها يافت مي‌شود عاري باشد ولي من فقط خواسته‌ام اين مجموعه كسي را به كار آيد كه بخواهد وقايع ايام گذشته را در خاطر خود مجسم كرده و حكم نظاير آن را كه به اقتضاي طبع بشري اتفاق مي‌افتد بيش از وقوع بداند.»

توسيديد سعي كرده علل وقايع را پيدا كند. وي تاريخ نويسي است متفكر و سبك نگارش او پسنديده و عاري از حضور و زوايد است. سعي او اين بوده كه از افسانه‌سرايي و ذكر مطالبي كه به نظرش اشتباه و خطا است دوري كند. او مي‌خواسته بگويد كه هدف تاريخ نشان دادن راه آينده است. به همين علت معتقد بوده كه حوادث تاريخي در جوامع بشري پيوسته تكرار مي‌شود و مطالعه در گذشته انسان‌ها ممكن است تاريخ‌نويسي را نسبت به پيش‌بيني كشمكش‌هايي كه امروز بين جوامع بشري حكمفرماست ياري كند.

منابع اطلاعات وي و تجربه‌هاي او يا اخباري بوده است كه از گواهان مورد اعتماد شنيده است. بعضي مواقع هم از اسناد و مدارك معيني استفاده كرده كه مطالب آن‌ها را عينا در كتاب خود نقل كرده است.

هرچند تاريخ او راجع به مشرق قديم نيست و مربوط به شرح جنگ‌هاي پلوپونز است، با اين همه قسمت‌هايي از آن با تاريخ ايران بستگي دارد. مخصوصا او سياستي را كه در اين زمان دربار هخامنشي نسبت به يونانيان در پيش گرفته بود به خوبي روشن كرده است.7

گزنفون [Xenophon]، مورخ يوناني است كه در حدود سال 445 قبل از ميلاد نزديك آتن به دنيا آمده و در حدود سال 335 قبل از ميلاد درگذشته است. در جواني شاگرد سقراط بود. در سال 401 قبل از ميلاد به عنوان مزدور در جنگ كوروش صغير كه با برادرش اردشير دوم شاه ايران كرد شركت جست. كوروش در كوناكسا از اردشير برادر خود شكست خورد و كشته شد، گزنفون كه فرماندهي هزار نفر از سربازان مزدور يوناني را كه در سپاه كوروش خدمت مي‌كرده به عهده داشت، بعد از قتل كوروش ده هزار نفر يوناني را كه از طريق آسياي صغير به يونان بازگردانيد تفصيل اين بازگشت را در يكي از تاليفات خود كه به بازگشت ده هزار نفري مشهور است نوشته است. در اين كتاب كه به آناباسيس معروف است درباره عقب‌نشيني ده هزار نفر يوناني از طريق نواحي شمالي بين‌النهرين و ارمنستان سخن گفته كه ضمن آن اطلاعات گران‌بهايي از اوضاع جغرافيايي سرزمين‌هاي مختلفي كه جزو قلمرو هخامنشيان بوده، به دست مي‌آورد. از آثار مهم ديگر گزنفون داستاني است به نام كوروش نامه كه در آن چگونگي تربيت كوروش را مورد بحث قرار داده است. در حقيقت كوروش نامه، تاريخ نيست بلكه به صورت داستان است. جواب به اين سوال كه آيا در كتاب مذكور حقايق تاريخي نيز وجود دارد، بسي دشوار است. مضافا به اينكه كوروش نامه مانند آنابازيس اثر ديگر گزنفون، مبتني بر مشاهدات شخصي او نيست. جالب‌ترين قسمت اين كتاب مبحثي است كه در آن از وقايع ارمنستان سخن گفته است. هرچند آناباسيس هم بعد از وقوع جنگ بين اردشير دوم و برادرش كوروش صغير نوشته شده، ليكن مطالب آن نقل از ديگران نيست، بلكه محتواي آن نتيجه‌ي مشاهدات شخصي مولف است، اما برعكس مطالب كوروش‌نامه، مربوط به شرح حوادثي است كه از زمان آن‌ها روزگاري دراز سپري شده است.

گزنفون از ميان مولفان يوناني، بيش‌تر از نوشته‌هاي هرودوت و كتزياس استفاده كرده است كه اين مساله در متن كوروش‌نامه كاملا مشهود است.

مطالبي كه درباره جغرافيايي طبيعي و سياسي ايران توسط گزنفون در كوروش‌نامه آمده است، ناقص و مبهم است. اين اشتباهات فاحش جغرافيايي در هر مبحث كوروش‌نامه به چشم مي‌خورد. به احتمال قريب به يقين اگر گزنفون از منابع ديگري غير از آثار مربوط به هرودوت و كتزياس استفاده مي‌كرد، اشتباهات فاحش جغرافيايي را كم‌تر مرتكب مي‌شد.

به طور كلي وقايع تاريخي در كوروش‌نامه يا تحريف شده و يا به منظور اندرزگويي جعل گشته است. با تمام معايبي كه گفته شد، مع‌ذلك مندرجات كوروش‌نامه از نقطه‌نظر روشن كردن اوضاع اجتماعي مردمان آن روزگار منبع پرارزشي است به ويژه مطالبي از آن كه مربوط به قرن‌هاي پنجم و چهارم قبل از ميلاد است كه همگي متكي بر مشاهدات شخصي مولف است. بايستي توجه داشت كه مطالب اين كتاب براي آگاهي به تاريخ مادها فاقد ارزش است.

كتزياس [Ctesia]: وي در قرن پنجم قبل از ميلاد در يكي از شهرهاي آسياي صغير به اسم كنيد [Cnid] به دنيا آمد. وي پزشك معالج پروشات زن داريوش دوم و هم‌چنين طبيب اردشير دوم بوده است. او مدعي است كه براي نوشتن تاريخ خود از دفاتر و اوراق سلطنتي ايران استفاده كرده است. مهم‌ترين تاليفات كتزياس، كتابي مشتمل بر 23 جلد بوده كه شش جلد مربوط به تاريخ آسوروماد، هفت جلد درباره‌ي تاريخ هخامنشيان از كوروش كبير تا درگذشت خشايارشاه و ده جلد بعدي، دنباله‌ي تاريخ ايران تا سال 198 قبل از ميلاد بوده است. گذشته از آثار مذكور، او داراي تاليفات ديگري نيز بوده از جمله پرسي‌كا (تاريخ ايران) دريانوردي به دور آسيا، اينديكا، در باب رودخانه‌ها، در باب كوه‌ها.

كتاب‌هايي را كه در مورد ايران و هند نوشته، در اثر طول زمان مفقود گرديده، ليكن مطالب آن‌ها به طور اختصار در نوشته‌هاي فوتيوس [Photius] ذكر شده و تا اين زمان باقي مانده است. گذشته از اين، نويسندگان ديگري مانند استرابون و ديودو سيسيلي و پلوتارك در آثار خود، استناد به نوشته‌هاي كتزياس كرده‌اند. با اين‌همه آثار وي چندان مورد اعتماد نيست زيرا:

اولا از نزديك هند را نديده و مطالبي كه درباره هند نوشته، متكي بر اخباري بود كه از ايرانيان آن زمان شنيده است.

ثانيا آثار او مورد انتقاد نويسندگان معروفي مانند ارسطو و آريان و استرابون قرار گرفته است.

ثالثا در ذكر اسامي سلاطين ماد، ميان نوشته‌هاي اين مورخ و هرودوت اختلاف هست. با تمام اين معايب چون هدفش رقابت با هرودوت بوده، نبايستي همه نوشته‌هاي او را ناديده گرفت. مطالبي را كه درباره حوادث قرن ششم قبل از ميلاد نوشته حايز اهميت است زيرا در كتيبه‌هاي ميخي و تاريخي هرودوت، كم‌تر از آن‌ها بحث شده است. گذشته از اين مطالبي را كه درباره جنگ آستيياگس آخرين پادشاه ماد با كوروش نوشته است تا اندازه‌اي با واقعيت تطبيق مي‌كند. دليل بر اين قسمت منابع بابلي است كه مطلب مورد بحث را تاييد مي‌كند.

دني نن [Dinon]: دي نن مورخ يوناني است كه معاصر فيليپ مقدوني بود. او درباره‌ي دولت‌هاي آسيايي، تاليفات زيادي دارد و نظر به اين‌كه مدتي در دربار اردشير دوم هخامنشي بوده، به همين جهت مطالبي هم درباره‌ي تاريخ ايران نوشته است. دي‌نن مطالب كتاب خود را از تاسيس دولت آشور شروع كرده و به تسخير مصر توسط اردشير دوم پايان مي‌دهد. بايد توجه داشت كه تاليفات وي طي قرون متمادي از بين رفته است. ليكن مباحثي از آنها در آثار مورخان دوره‌هاي بعد از جمله پلوتارك و تروك پمپه به ما رسيده است.

مان‌تن [Mane them]: مورخ مصري است كه معاصر بطلميوس بوده (273-323 ق.م) كتاب مان‌تن هرچند مربوط به تاريخ مصر است، براي اطلاع از تاريخ هخامنشيان از اين جهت حايز اهميت است كه در آن مطالبي درباره‌ي اين سلسله نگاشته است.

برس [Beros]: يكي از منجمان بابلي است كه با اسكندر معاصر بوده است. وي تصميم گرفت كه فرمانروايان جديد بابل يعني يونانيان را با فرهنگ و تمدن بابل آشنا كند. به همين جهت تاريخ بابل را نوشت. او براي نگارش آن، از بايگاني رويدادهاي بابل و اسناد و فهرست‌هاي سلطنتي استفاده كرد. نوشته‌هاي وي را كاوش‌هاي جديد باستاني تاييد كرده است. اصل كتاب باقي نمانده ولي مطالب آن در روايات يوسف فلاويوس و تاريخ يوسوي [Yevsevi] باقي مانده است. مطالبي را كه نامبردگان اقتباس كرده‌اند از وقايع زمان‌هاي گذشته شروع شده و به تسخير بابل توسط كوروش پايان مي‌پذيرد.

پولي‌بيوس [Polybius]: اين مورخ يوناني كه بين سال‌هاي 212-205 قبل از ميلاد متولد شده و بين سال‌هاي 125-130 درگذشته است. تاليفات وي مشتمل بر قريب چهل كتاب بوده كه قسمت بزرگي از آن‌ها نابود گرديده، مندرجات تاريخ پولي بيوس مربوط به كشور روم است. ليكن بعضي از مباحث آن با كشورهاي مشرق زمين و ايران مربوط است.13

ديودورسيسلي [Didor Desicile]: اين مورخ در قرن اول ميلادي مي‌زيسته. وي كتابي مشتمل بر چهل مقاله به زبان يوناني در تاريخ عالم نوشت. ليكن 21 كاب او باقي مانده است. او براي نوشتن تاريخ خود از آثار هرودوت و كتزياس استفاده كرده است و مطالبي راجع‌به روابط ايران و يونان و اوضاع مصر و فينقيه در زمان پارسي‌ها نگاشته است كه حايز اهميت است. هرچند وقايع را به ترتيب نوشته، ليكن سنواتي را كه ذكر كرده، چندان مورد اعتماد نيست. گذشته از اين چون اسكندر معاصر بوده، درباره او زياد از حد مبالغه كرده است. حتي اسكندر را براي نزديك كردن ملت‌ها به يكديگر مامور از طرف خداوند دانسته است.

كرنليوس نيوس [Corneliusnepos]: كرنليوس نيوس يكي از نويسندگان رومي است. دوران حيات وي را بين سال‌هاي 24-99 قبل از ميلاد دانسته‌اند. تاليف او مشتمل است بر شانزده كتاب درباره‌ي زندگي‌نامه مردان نامي. ‌هم‌چنين در كتابي ديگر شرح حال سرداران بزرگ را نوشته است كه بعضي از مباحث اين كتاب با تاريخ ايران ارتباط پيدا مي‌كند.

اين مولف متاسفانه علاقه زيادي نسبت به درست نوشتن مطالب از خود نشان نداده. به همين علت آثار وي چندان مورد توجه و اعتماد نيست.

تروگ پميه [Pompeit Trogi]: اين مورخ با اگوست امپراطور روم معاصر بوده و از اهالي سرزمين گل (فرانسه كنوني) بوده است. او آثار خود را به زبان لاتين نوشت و در كتاب تاريخ عمومي خود وقايع را از زمان نينوس پادشاه داستاني آسور شروع كرده، ضمنا مطالبي هم درباره تاريخ مادها و پارسي‌ها نوشته است. از تعداد 44 جلد كتابي را كه تاليف كرده، تنها مقدمه‌اي از آن‌ها باقي مانده. ژوستين مورخ رومي كه در قرن سوم ميلادي مي‌زيسته، به وضع نامطلوبي تاريخ وي را خلاصه كرده است كه در نتيجه‌ي سهل‌انگاري وي از سال‌هاي 55-94 قبل از ميلاد، بين حوادث خلا ايجاد شده است.

پلين = دانشمند رومي است كه در سال‌هاي 23 ميلادي به دنيا آمده و زمان درگذشت او معلوم نيست. بيش از يكصد و شصت جلد كتاب نوشته ليكن تا اين زمان 37 جلد از آن‌ها باقي مانده است. آثار وي را مي‌توان به منزله دايره‌المعارفي تلقي كرد كه حاوي همه‌گونه اطلاعات است. آثار او براي تاريخ عهد قديم از اين نظر حايز اهميت است كه مشتمل بر اطلاعي درباره كشورهاي مختلفه مشرق و ايران مي‌باشد.

راجع‌به كيفيت مطالبي كه نوشته است، نمي‌توان ادعا كرد كه همگي با واقعيت مطابقت داشته باشند، لذا بديهي و طبيعي است از كسي كه مي‌خواسته در تمام موارد اظهار عقيده و نظر بكند بيش از اين نبايستي انتظار داشت.18

يوسف فلاويوس [Yoseph Flavius]: مورخ يهودي كه در سال 307 ميلادي به دنيا آمد و اواخر عمر خود را در روم سپري كرد. او داراي تاليفات زياد است. از جمله يكي از آن تاليفات وي مربوط به عهد عتيق يهود است كه مقدار زيادي از مطالب آن با روايات تورات تطبيق مي‌كند. بعد از سلطنت كوروش كبير سرگذشت يهود را مرتب دنبال كرده، حوادث دوره بطاله و سلوكي‌ها را مفصلا شرح داده و سرانجام به دوره روميان رسيده است.

كنت كورث [Quinte Curce]: مورخ رومي است كه به احتمال قريب به يقين در قرن اول ميلادي مي‌زيسته، مهم‌ترين تاليفات وي تاريخ اسكندر است كه مشتمل بر ده كتاب بوده، ليكن تعدادي از اين كتاب‌ها مفقود گرديده است. كنت كورث در نوشته‌هاي خود معني را فداي لفظ كرده، گذشته از اين اطلاعات زيادي در فنون نظامي نداشته است. به همين علت نوشته‌هاي او در بعضي موارد روشن نيست. گذشته از اين‌كه رويدادهاي تاريخي را به ترتيب ذكر نكرده، زمان وقوع حوادث را نيز ناديده گرفته است. به طور كلي در اين كتاب مطالب افسانه‌اي بر وقايع تاريخي تفوق دارد.

اين مولف مباحثي از كتاب خود را اختصاص به آداب و سنن و اخلاق مقدوني‌ها داده كه همين قسمت براي تاريخ ايران قديم، مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد.

پلوتارك [Plutarqvme] در منابع اسلامي به نام فلوطرخس [Falutarxos] ضبط شده است. سال‌هاي زندگي وي را بين سال‌هاي 120-50 ميلادي دانسته‌اند. پلوتارك داراي آثار ادبي و تاريخي و فلسفي است كه مشهورتر از همه، كتاب زندگي‌نامه‌هاي مقايسه شده است كه مشتمل بر 46 زندگي‌نامه  است. در اين كتاب، مولف دو نفر از مشاهير را با يكديگر مقايسه كرده است. مانند اردشير و تميستوكل و اسكندر و غيره در سال 1338-1336 خورشيدي. اين كتاب در چهار جلد تحت عنوان حيات مردان نامي در تهران به فارسي ترجمه و چاپ گرديد. اثر مهم ديگر وي كه براي فهم تاريخ ايران مفيد است، كتابي است كه در باب ايزيس وازيريس نوشته (خداي آفتاب و ماه در مصر قديم) كه از محتواي آن مي‌توان مطالب سودمندي درباره مذهب ايرانيان قديم به دست آورد.

آريان [Arrien] مورخ يوناني است كه آثار زيادي در زمينه تاريخ و فلسفه و جغرافيا از خود باقي گذاشته است. ليكن بيش‌تر آثار وي از بين رفته است و مهم‌ترين تاليفات تاريخي او تاريخ آنابازيس يا تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر است كه مولف خواسته از گزنفون تقليد كند. و افتخارش در اين است كه از ستايش كنندگان اسكندر است و به همين علت از نوشتن مطالبي كه منافع اسكندر را در آن نمي‌ديده است خودداري كرده، با اين همه ارزش نوشته‌هاي وي در اين است كه بيش‌تر آنها مبتني بر يادداشت‌هاي شركت كنندگان واقعي در لشكركشي اسكندر از جمله آريستوبول و بطلميوس است.

ژوستين [Justin]: ايام زندگي اين نويسنده را بين سال‌هاي 161-138 ميلادي دانسته‌اند. وي مورخ مستقلي نيست بلكه كتاب‌هاي تروك پمپه را به صورت خلاصه و مبهم تنظيم كرده است. تعداد آثار وي قريب چهل و چهار كتاب يعني به تعداد تاليفات تروگ پمپه است. مباحثي از اين كتاب‌ها با تاريخ ايران مربوط است.

ازب  [Eusebf]: ازب از روحانيون مسيحي است كه در سال‌هاي 263 ميلادي در فلسطين به دنيا آمد. وي در سال 340 ميلادي درگذشت. اين شخص كتاب‌هاي زيادي درباره عيسويت و قسطنطنين امپراطور روم نوشت. اين نويسنده علاقه‌مند بود كه علت رويدادهاي تاريخي را حتي‌الامكان روشن كرده و آن‌ها را با اوضاع زمان خود مربوط كند. در آثار وي اطلاعاتي درباره مشرق قديم و ايران مي‌توان يافت.

اوضاع جغرافيايي دنياي قديم

گذشته از اطلاعات گوناگوني كه درباره اوضاع جغرافيايي دنياي قديم در نوشته‌ها و آثار عده زيادي از مولفان يوناني و لاتين، از جمله هرودوت و آريان و پلين و گزنفون ديده مي‌شود، كتاب‌هاي ديگري نيز توسط عده زيادي از مولفان درباره اوضاع جغرافيايي دنياي قديم نوشته شده است كه از محتواي بعضي از آن‌ها، مي‌توان تا اندازه‌اي به اوضاع جغرافيايي ايران قديم آگاهي يافت. معروف‌ترين اين دسته عبارتند از:

اراتستن [Eratosthene]: در سال 273 قبل از ميلاد در شهر سيرن يونان به دنبال آمد و حدود سال 192 قبل از ميلاد درگذشت. وي يكي از رياضيدانان و منجمان و جغرافي‌دانان دنيا قديم محسوب مي‌شود. وي در ابتداي جواني در آتن به سر مي‌برد و سپس به مصر رفت و به سمت كتابدار موزه‌ي اسكندريه منصوب گرديد. يكي از آثار معروفش، كتابي است در جغرافيا كه مشتمل است بر تاريخ. جغرافيا و جغرافيايي رياضي و طبيعي كه براي فهم اوضاع جغرافيايي قديم ايران حايز اهميت است.

استرابون [Estrabon]: استرابون حدود سال 50 قبل از ميلاد در يكي از ايالات آسياي صغير ]در شاهنشاهي ايران[ به دنيا آمد. مدتي از عمر خود را در مصر سپري كرد. چندي نيز در اسكندريه آثار جغرافيايي آراتستن را مطالعه كرد. اثر معروف وي كتابي است در جغرافيا كه مشتمل بر هفده كتاب است. ظاهرا متمم يكي ديگر از كتاب‌هاي او موسوم به حوادث تاريخي بوده كه در حال حاضر اثري از آن در دست نيست.

كتاب جغرافيايي او منبع گران‌بها و سرشاري براي كسب اطلاع درباره اوضاع جغرافيايي دنياي قديم است. از كتاب جغرافيايي استرابون درباره اسپانيا و ايتاليا و هندوستان و آسياي صغير اطلاعات مفيدي مي‌توان به دست آورد.

مولف در اين كتاب نواحي ايران را وصف كرده و مطالب مفيدي درباره نيروهاي توليدي فلات ايران و سازمان اجتماعي و فرهنگ و تمدن مردماني كه در نواحي مختلف ايران ساكن بوده‌اند نوشته است.

 

 


 

پي‌نوشت‌ها:

1ـ تاريخ ادبيات ايران ـ تاليف دكتر شفق، ص 22. / ‌ايران باستان تاليف پيرنيا ج 1، ص 532. /  تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم تاليف پيگولوسكايا و چند تن ديگر، ترجمه كريم كشاورز ج 1،‌ص 18. / تاريخ ايران باستان تاليف دياكونوف، ترجمه روحي ارباب، ص 13

2ـ تاريخ ايران از زمان بسيار قديم تا انقراض دولت ساساني تاليف پيرنيا،‌ ص 187

براي كسب اطلاع بيش‌تر درباره كتيبه‌هاي دوره هخامنشي به كتاب Old Persian - Newyork. 1950. تاليف كنت (Kent) مراجعه شود.

3- تاريخ ايران باستان، تاليف دياكونوف،‌ترجمه روحي ارباب، ص 13

4ـ تاريخ ماد ، تاليف دياكونوف، ترجمه كريم كشاورز، ص 20. تاريخ ادبي ايران تاليف ادوارد براون، ترجمه علي پاشا صالح، ص 32

5ـ ترجمه تاريخ هرودوت توسط وحيد مازندراني، ص 17. ايران باستان تاليف پيرنيا،‌ج 1، ص 66. تاريخ هرودوت تاليف كلي يو،‌ ترجمه دكتر هدايتي، ج 1، ص 29-1، ايران باستان تاليف دياكونوف، ص 14. تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم، تاليف پيگولوسكايا، ترجمه كريم كشاورز، ج 1، ص 8. اعلام دكتر محمد معين، ص 2273

6ـ تاريخ ملل مشرق و يونان تاليف آلبرماله، ترجمه عبدالحسين هژير،  ص 276

7ـ ايران باستان تاليف پيرنيا، ج 1، ص 72. اعلام تمدن قديم تاليف فوستل دوكلانژ، اعلام دكتر محمد معين، ص 401. دايره‌المعارف فارسي زير نظر دكتر غلامحسين مصاحب، ج 1، ص 686، تاريخ ملل مشرق و يونان، ص 276، ج 2

8ـ ايران باستان، ‌تاليف پيرنيا، ج 1، ص 72. تاريخ ايران باستان، تاليف دياكونوف، ص 14. تاريخ ايران از دوران باستان تا سده هيجدهم، تاليف پيگولوسكايا، ج 1، ص 10. لغت‌نامه دهخدا حرف (گ)، ص 294. تاريخ ماد، تاليف دياكونوف، ص 42

9ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 74

10ـ همان

11ـ لغت‌نامه دهخدا (ك)، ص 348. ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 72، تاريخ ماد و تاليف دياكونوف، ص 36، تاريخ ادبي ايران،‌تاليف براون،‌ج 1، ص 33

12ـ ايران باستان، ص 76 و تاريخ ماد، تاليف دياكونوف، ص 48

13ـ همان، ص 76

14ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 87. دايره‌المعارف فارسي، ج 8، ص 1033

15ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 79

16ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 21

17ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 80

18ـ تاريخ ايران باستان، تاليف دياكونوف، ص 21

19ـ اعلام دكتر محمد معين، ص 1607

20ـ ايران باستان، تاليف دياكونوف‎، ص 21. قاموس اعلام تركي ماده پلوتارق. ايران باستان تاليف پيرنيا، ج 1، ص 84، دايره‌المعارف فارسي، ج 1، ص 554.‌ اعلام دكتر معين، ص 353

21ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 85. تاريخ ماد، ‌تاليف دياكونوف، ص 47

22ـ همان كتاب، ص 87. همان كتاب، ص 54

23ـ ايران باستان، تاليف پيرنيا، ج 1، ص 89

24ـ لغت‌نامه دهخدا، حرف ال، ص 1604. دايره‌المعارف فارسي، ج 1، ص 81. اعلام دكتر معين، ص 114.‌تاريخ علوم تاليف پي‌ير روسو، ترجمه صفاري، ص 93. ايران باستان،‌تاليف پيرنيا، ج 1، ص 91

25ـ تاريخ ايران از دوران باستان تا سده هجدهم،‌تاليف پيگولوسكايا، ج 1، ص 10. لغت‌نامه دهخدا، حرف الف، ص 2146. دايره‌المعارف فارسي، ج 1، ص 127. تاريخ علوم تاليف پي‌ير روسو، ص 129. ايران باستان تاليف پيرنيا، ج 1، ص 92

 

 

بازگشت