|
|
||
وصف
ايرانشهر و سواد
ابن
رسته اصفهاني
* گويد:
ايرانشهر به چندين ناحيت تقسيم ميشود.1
يك قسمت آن مابين نقطهي اوج خورشيد در طويلترين
روز سال تا نقطهي اوج خورشيد در كوتاهترين
روز سال قرار دارد كه خراسان ناميده ميشود.2
و قسمت ديگرش مابين نقطهي حضيض خورشيد در
طويلترين روز سال تا نقطهي حضيض خورشيد
در كوتاهترين روز سال قرار دارد كه خربران (خوربران)
نام دارد و به معني (غروبگاه خورشيد) است.3
و يك قسمت هم مابين نقطهي اوج خورشيد در
كوتاهترين روز سال تا نقطهي حضيض خورشيد
در كوتاهترين روز سال است كه نيمروز نام
دارد، يعني جنوب. قسمت
ديگر ايرانشهر مابين نقطهي اوج خورشيد در
طويلترين روز سال تا نقطهي حضيض خورشيد
در طويلترين روز سال است كه باختر نام
دارد، يعني شمال. و
قسمتي از ايرانشهر نيز در وسط بخشهاي مذكور
قرار گرفته كه سورستان يا سواد نام دارد.4
بنابراين قسمتي كه
ايرانشهر ناميده شده نسبت به ساير قسمتهاي
اين سرزمين همانند سينه است در كالبد انسان،
و آن قسمتي كه سورستان خوانده ميشود، نسبت
به ساير اقسام ايرانشهر مانند قلب در سينه ميباشد.
در زمانهاي پيشين سرزمين سورستان را كه
همان سواد باشد، « دل ايرانشهر» ميخواندند.
يعني (قلب ايرانشهر) 5... بخشهاي
ايرانشهر
...
ايرانشهر استانهاي معيني را شامل است كه آنها
خود هر كدام داراي تعدادي خوره ميباشند از
جملهي اين استانهاست: بلاد
استان خراسان و سجستان، كرمان، فارس، اهواز،
جبل (جبال) و آذربايجان، ارمينيه و موصل و
جزيره و شام و سورستان ولي سورستان نسبت به
اين استانها در وسط قرار گرفته است... 1ـ
رك به التنبيه و الاشراف، ص 31، ياقوت. جلد
اول، ص 417، تقويم البلدان، ابيالفدا، جلد 2،
ص 231. 2ـ
رك به دايرهالمعارف اسلام، جلد 2، ص 1023. 3ـ
رك به (Khurbaran)،
ابنخردادبه، ص 72، ايرانشهر، ماركوارت، ص
170. 4ـ
رك به ياقوت، جلد 3، ص 174، ايرانشهر،
ماركوارت، ص 21، دايرهالمعارف اسلام. جلد 2،
ص 546، جلد 4، ص 192. 5
ـ Dil-
Iran –
Shahr
رك به ابنخردادبه، ص 5، التنبيه و الاشراف.
ص 36 ـ 37، قدامهبن جعفر، ص 234، ايرانشهر،
ماركوارت، ص 21، دائرهالمعارف اسلام، جلد 2،
ص 546، جلد 3، ص 1110. مآخذ:
الاعلاق النفيسه ـ ابن رسته ـ ترجمه وتعليق
دكتر حسينقرهچانلو ـ انتشارات امير كبير
ـ تهران 1365. *
ابوعلي احمدبن عمربن رسته اصفهاني (معروف به
ابنرسته) از جغرافيدانان به نام كشورمان
است. وي كتاب الاعلاق النفيسه را در هفت جلد
نوشته بود كه متاسفانه، شش جلد آن از بين
رفته و تنها جلد هفتم آن باقي مانده است. از
تاريخ زايش و زندگي و درگذشت، او آگاهي زيادي
در دست نيست. همين قدر معلوم است كه زادگاهش
اصفهان بود و به ظاهر در سال 290 ق
|
||