| PDF نسخه |
|
|
|
|
رديف كامل موسيقي ايراني به روايت علي تجويدي
طي ساليان درازي كه مشغول تحصيل موسيقي و از طرفي تدريس آن، چه در كنار استاد عزيزم شادروان ابوالحسن صبا و چه در هنرستان عالي موسيقي ملي و دانشگاه بودم كتابهايي در دو بخش در زمينهي دستگاههاي موسيقي ايراني به رشته تحرير درآوردهام. بخش اول شامل ده جلد است كه تاكنون يك جلد آن يعني «چهار گاه» به چاپ رسيده و اكنون پس از قريب سه سال با تحمل مشقت بسيار توفيق چاپ و انتشار جزوه دوم و سوم (شامل دستگاه همايون و بيات اصفهان به انضمام تعدادي ديگر از ساختههاي اينجانب) حاصل گرديده است. اگر موجبات لازم فراهم شود، هرچه زودتر هفت جزوه باقيمانده از بخش اول منتشر شده و در دسترس موسيقيدانها و هنردوستان قرار خواهد گرفت و به همراه آنها، آهنگهاي ساخته شدهام را نيز ويراستاري و به جزوات منضم خواهم كرد. و اما بخش دوم نيز حاوي 10 جلد ميباشد كه آن را به نام «رديف تطبيقي و تحليلي» نامگذاري كردهام. كاري كه تنها براي تدوين و جمعآوري و ساختن و پرداختن آن نزديك 30 سال مطالعه و رنج كشيدهام. مبناي نگارش رديفسازي بخش دوم را فقط رديف تار مرحوم ميرزا عبدالله قرار دادهام به اين دليل كه ساير استادان موسيقي مانند آقا ميرزا حسينقلي، حاج منتظم الحكما، استاد ابوالحسن صبا، درويش خان، اسمعيل خان قهرماني، عليقلي وزيري و بسياري از اساتيد ديگر، همه رديف را از ايشان فراگرفتهاند و هنگامي كه اصل رديف مرحوم ميرزا عبدالله در دست قرار دارد، ديگر استناد به رديف ديگران مانند رديف آميرزا حسينقلي يا درويشخان يا ديگران كه خود از شاگردان مرحوم ميرزا عبدالله بودهاند براي انجام يك كار تحقيقي كاملا بيمورد مينمايد. امروز بوي مرحوم ميرزا عبدالله از اولاد هنرمندش جناب آقاي احمد عبادي نوازنده چيره دست سه تار را بايد اجاق موسيقي سنتي ايران دانست و اما اصل رديف مرحوم ميرزا عبدالله را اينجانب مقدمتا نزد استاد ابوالحسن صبا و سپس نزد اسمعيلخان قهرماني كه خليفه كلاس ميرزا عبدالله بودهاند، و همچنين نزد حضرت حاج آقا محمد ايراني كه رديفداني قابل و خود از شاگردان ميرزا عبدالله بوده آموختهام و چون در رديف تطبيقي و تحليلي، از رديف آواز نيز استفادههاي فراوان صورت گرفته، لذا بايد توضيح بدهم كه رديف آواز را اولين بار در خانواده پدري فرا گرفتم زيرا پدرم مرحوم استاد هادي تجويدي نقاش و موسيقي دان بود و نيز عموي من مرحوم استاد مهدي تائب علاوه بر هنر نقاشي به موسيقي نيز كاملا وارد و از دوستان بسيار نزديك و همشهري عزيزش مرحوم استاد نايب اسدالله نايي معروف و بي همتاي اصفهان بود. پدر و عمويم موسيقي آوازي را نزد مرحوم نايب اسدالله و همچنين ميرزا حسين ساعت ساز و حسين عندليب اصفهاني فرا گرفتند و تار و سهتار را نزد مرحوم درويشخان در تهران آموختند. من در حدود 10 سالگي دستگاههاي موسيقي ايراني را با اسم ميشناختم و در سن 12 سالگي مركبخواني ميكردم، به اين ترتيب كه از دستگاه ماهور فرضا با يك گدار به سه گاه يا چهار گاه مدگردي يا مدولاسيون ميكردم و افسوس ميخورم كه امروز اغلب مردم مملكت ما موسيقي خودشان را نميشناسند و اسم دستگاهها و آوازها را هم نميدانند. به اين صورت رديف آوازي را به روايت مرحوم نايب اسدالله در مكتب خانوادگي فرا گرفتم. پس از اين كه افتخار شاگردي مرحوم ابوالحسن صبا را يافتم و هشت سال نزد ايشان به فرا گرفتن ويلن و سهتار پرداختم، سپس بنا به راهنمايي استاد ارجمندم به كانون محبت و هنر حضرت حاجيآقا محمد ايراني راه يافتم و از خرمن استاداني مانند اسمعيل خان قهرماني، طاهرزاده، اقبالالسلطان آذر، سليمان امير قاسمي، بوذري، نورعلي برومند (كه در اشاعه رديف مرحوم ميرزا عبدالله سهم والايي دارد)، عليخان مبشر، فروتن، قوامالسلطان دادور و عبدالله خان دوامي خوشهچيني بسيار كردم و هرگز محبتهاي آن استادان گرامي را فراموش نميكنم و خود را رهين منت آنها ميدانم و اكنون خوشحالم كه زحمت شام و سحر، شكر كه ضايع نگشته و حاصل زحمات اين ناچيز به صورت رديفي تطبيقي و تحليلي (كه عبارت از رديف ساز و آواز است) به صورت نت به رشته تحرير درآمده و اگر عمري باقي باشد و اجل مهلت بدهد و مقدورات لازم براي خوشنويسي نت و سرمايه لازم جهت تهيه كاغذ و چاپ در اختيارم قرار گيرد، اين وديعه پرارزش فرهنگي را چاپ كرده و در اختيار همگان قرار خواهم داد. براي اينكه معلوم شود براي تهيه رديف تطبيقي و تحليلي چه كارهايي صورت گرفته، به طور خلاصه ميگويم كه رديف مزبور در دو بند (الف) و (ب) نگاشته شده است. در بند (الف) عينا رديف مرحوم ميرزا عبدالله مبنا و ماخذ قرار گرفته و در بند (ب) با توجه به بنيه هر گوشه و ارزش آن از جهت موسيقي علمي و پردههاي سازندهي آن و استخراج ريتم معين كه از آن گوشه به دست آوردهام، سازندگي و بداههخواني و بداههنوازي صورت گرفته تا مطالعه كننده بداند كه روي هر گوشه به چه طريق ميتواند بداههنوازي كند و بداههپردازي كند و با به دست آوردن ريتم هر گوشه و استخراج اجزاي وزن آن و مقابله با افاعيل عروضي بحر شعري آن، گوشه و شعر متناسب حال و هواي آن ملودي را انتخاب كردهام. براي توضيح بيشتر عرض ميكنم كه همانطور كه كرشمهها، مثنويها و ساقينامهها يا رجز و ارجوزه، داراي وزن خاص و اجزاي وزن مخصوص به خود هستند، بسياري از گوشههاي موسيقي ايراني نيز داراي ريتم خاصي است كه با اشعار مربوط به بحر خودش خوانده ميشود و من سعي كردهام ضمن استخراج اجزاي وزن موسيقي خصوصيات هرگوشه را به نظر خودم تحليل كنم كه بيانگر چه مفاهيمي ميتواند باشد. فرضا آيا نغمه مورد نظر، نشاطآميز است؟ عرفاني است، سماعي است و بسياري از خصوصيات حالي و ذوقي كه شرح آن در قلب آدميزاد است و به بيان نميگنجد، سعي كردهام تا آن جا كه استعداد من ناچيز اجازه ميدهد، شعر متناسبي روي آن گوشه يا نغمه يا ملودي استوار كنم كه حالت آن با زبان شعر بيان شده باشد.
|