PDF نسخه

نسخه چاپي

خبرها:  

نقشه ‎ي خليج فارس

ايراني‌ها پيش از هخامنشيان مي‌كوشيدند تا خليج فارس را مكاني امن و آرام نگاه دارند. امنيت خليج فارس براي بازرگانان حياتي بود.

اردشير خداداديان دكتراي تاريخ باستان دانشگاه شهيد بهشتي]ملي[، درباره‌ي امنيت خليج فارس مي‌گويد: «از زمان هخامنشيان كشتي‌راني در درياي پارس وجود داشت. خليج‌فارس از همان زمان هم راه ارتباطي شرق به غرب بود. بزر‌گ‌راه شاهي كه شوش را به آسياي كوچك مي‌پيوست و از شوش نيز به خليج‌فارس وصل مي‌شد، كمابيش 2650 كيلومتر بود.

خداداديان اهميت امنيت درياي پارس براي داريوش را چنين توصيف مي‌كند.«داريوش، اسكيلاكس اهل كاريز را مامور كرد تا خليج‌فارس و اقيانوس هند تا درياي آفريقا را درنوردد و نقشه‌ي خليج فارس را تهيه كند. همه گمان مي‌كنند كه داريوش اين نقشه را براي لشگر كشي‌هايش مي‌خواسته است. اما اين نقشه‌ها، بيشتر براي استفاده‌ي بازرگا ني بود.

اين نقشه‌ها تهيه شد تا نيرويي براي امنيت، در درياي پارس مستقر شده و امنيت و آرامش در راه‌هاي دريايي خليج فارس را حفظ كند. آن‌ها يا در سواحل دريا مستقر مي‌شدند يا با كشتي و قايق، مدت‌ها در دريا به سر مي‌بردند.»

 

صدراعظم‏هاي ايراني در سيام(تايلند)

در سال 1062 خورشيدي(1682ـ م) يكي از بازرگانان ايراني به نام حاجي سليم مازندراني كه با كشورهاي خاور دور تجارت مي‎كرد به حضور پادشاه سيام رسيد و آن پادشاه نامه‎اي حاكي از مراتب دوستي و اخلاص خود همراه با هدايايي به وسيله‏ي وي براي پادشاه ـ سليمان فرستاد. شاه سليمان نيز در جواب محمد حسين بيگ «غلام سركار خاصه شريفه» را به سفارت به سيام روانه كرد. اما سفير ايران چند روز پس از ورود به كشور سيام بيمار شد و درگذشت.

در اين هنگام در حدود يكصد نفر تاجر ايراني در بانكوك سكوت داشتند. در انقلابات داخلي آن كشور ايرانيان مزبور جانب شاه‎‏زاده نارائي[1] پسر عموي پادشاه را گرفته و به بهانه‏ي برگذاري مراسم تعزيه قصر پادشاه سيام را اشغال و نارائي را به تخت سلطنت نشاندند. نارائي پس از استقرار در مقام پاشاهي به پاس خدمات ايرانيان، عبدالرزاق گيلاني را كه در آن كشور متولد و با او بزرگ شده بود به سمت وزير اعظم انتخاب نمود و پس از مدتي او را معزول و ايراني ديگري به نام آقا محمد استرآبادي را به اين سمت منصوب كرد.

نفوذ ايرانيان در سيام در اين دوره، به قدري بالا گرفت كه حتا پادشاه آن كشور به تقليد پادشاهان صفوي لباس مي‎پوشيد و خنجر ساخت ايران به كمر مي‎‏بست و محافظين خود را از ايرانيان مقيم سيام و هند انتخاب مي‎كرد. ولي چندي بعد ميان ايرانيان دو دستگي بروز كرد و در نتيجه آقا محمداسترآبادي از صدارت معزول و زنداني شد و يك نفريوناني به نام كنستانتين فالكن[2] كه قبلا در خدمت شركت هندشرقي فرانسه بود به جاي او منصوب گرديد.

فالكن به نفوذ ايرانيان سيام خاتمه داد و پادشاه آن كشور را وارد كرد سفيري به دربارلويي 14بفرستد و به جاي ايرانيان مهندسين و اتباع فرانسوي را در ارتش آن كشور استخدام كند. اين وضع تا فوت نارائي ادامه داشت تا اين‌كه در سال 1688 پادشاه جديد به نام پترارگا، فالكن و فرانسويان را از كشور سيام اخراج كرد ولي از لحاظ ايرانيان، ديگر دير شده بود و حريفان قوي ديگري مانند هلندي‎ها و انگليسي‎ها جاي آنان را گرفتند و از تجارت با خاور دور استفاده‎ي فراوان بردند.

در همين سال يك كشتي بنگالي به نام ولانديس[3] كه حامل كالاهاي بازرگاني ايراني به مقصد خاور دور بود از طرف يك كشتي دانماركي در اقيانوس هند مورد حمله قرار گرفت و اموال ايراني‏ها به غارت رفت. بازرگانان ايراني به شاه سليمان شكايت بردند و تقاضاي احقاق حق نمودند و او نيز در سال 1060 خورشيدي(1691) هيات سفارتي به دربار كريستيان پنجم پادشاه دانمارك و نروژ فرستاد.

هيئت مزبور دريازدهم دسامبر 1691(20 آذر ماه 1070 خورشيدي) در قصر سلطنتي كپنهاگ به حضور پادشاه دانمارك رسيد و نامه‎ي شاه سليمان را كه مفاد آن مبني بر تقاضاي استراداد اموال و جبران خسارت تجار ايراني بود تسليم كرد. پادشاه دانمارك از هيئت ايراني پذيرايي گرمي كرد و طي نامه‎ي مورخ 16 ژانويه‎ي 1692(26 دي ماه 1070 خورشيدي) به شاه سليمان پاسخ داد كه چون هندي‎ها خسارات زيادي به بازرگانان دانماركي وارد ساخته‎اند دولت مزبور اقدام به مصادره‏ي كشتي ولانديس كرده و بهتر است شاه ايران غرامت را از امپراتور هند بخواهد.

 

 

 

[1]. (Narai)

[2]. (Constantin Falcon)

[3]. (Vlandis)

 

رساله ‎هاي تاريخ موسيقي ايران بررسي نشده‎اند

بيش از هزار رساله موسيقي از قرن‎هاي مختلف به جا مانده است اما بيش‏تر آنها مورد مطالعه و بررسي قرار نگرفته‎اند.

هومان اسعدي اتنوموزيكولوگ و محقق موسيقي با اشاره به اين‏كه بسياري از رساله‎هاي موسيقي بررسي نشده، گفت: در زمينه رساله‎هاي تاريخي و موسيقي متخصص كم است. حتي بسياري از آن چه باقي مانده و بررسي نشده‎اند. برخي از محققان خارجي بر اين رساله‎ها كار كرده‎اند اما ايراني‎ها توجه كمتري به موضوع داشته‎اند. به همين دليل در همايش‎ها يا گرد‎آوري‎ مقالات بيشتر از محققان خارجي استفاده مي‎شود.

او ادامه داد: به دليل بررسي نشدن دقيق رساله‎ها برخي از شخصيت‎ها كه تاثير بسياري بر تاريخ موسيقي ايران داشتند ناشناخته مانده‎اند. در ايران صفي‎الدين ارموي و عبد‎القادر مراغه‎اي را همه‎ مي‎شناسند. اما از نظر و آراء نويسندگان رساله‎هاي ديگر بي‎خبريم. در اين حوزه جاي فعاليت و تحقيقات زيادي وجود دارد.

اسعدي كه عضو هيئت علمي همايش قطب‎الدين شيرازي است درباره مقالات ارايه شده در اين همايش افزود: براي بررسي رساله‎ موسيقي قطب الدين شيرازي از دو پژوهش‏گر خارجي دعوت كرده‎ايم و آن‏ها هم پذيرفته‎اند. متاسفانه در ايران به وجه فلسفي، نجوم و رياضيات قطب‎الدين شيرازي بيشتر تاكيد شده است.

 

پيدا شدن تنديس‎هاي اشكاني در حوزه‎ي هليل رود

تازه‎ترين بررسي‏‎ها در حوزه‎ هليل رود به كشف بيش از 100 تنديس سفالي متعلق به دوران اشكاني منجر شد.

اين بررسي‎ها هم‎ چنين به شناسايي 53 محوطه و گورستان و استقرار گاه‎هاي مسكوني و كارگاه‎ تاريخي و پيش از تاريخ انجاميد.

نادر سليماني، سرپرست هيات بررسي‎ و شناسايي هليل رود گفت: «مهم‏ترين يافته‎هاي اين بررسي‎ها و پيكرها‎ي سفالي حيواني و انساني است. اين تنديس‎ها كه در دو نوع ساده و نقش‎دار كشف شده‎اند، در تدفين‎هاي دوران اشكاني كاربرد داشته است. با توجه به اين كه در هر گور تعداد زيادي از اين پيكرك‎ها گذاشته مي‎شد، به طور دقيق نمي‎توان تعداد آن‌ها را حدس زد.»

به نظر مي‎رسد اين مكان كارگاهي براي ساخت تنديس‎هاي سفالي اهدا شده به گورها بوده باشد. از نكات قابل توجه تعداد بسيار زياد اين تنديس‎هاست. در اين كارگاه‎ها اشيا و ظرف‎هاي سفالي نيز ساخته شده است. ساخت اين گونه تنديس‎ها در دوره اشكاني رواج داشته است.»

 

پيدا شدن شهربزرگ ساساني در دشت مغان

 

آخرين كاوش‎هاي باستان شناسان در محوطه باستاني اولتان قلعه اردبيل به كشف يك شهر بزرگ ساساني منجر شد.

باستان شناسان در جريان اين كشف، ديوار و يكي از دروازه‎هاي ارگ را به دست آوردند حال آن كه پيش از اين، تصور مي‎كردند در اين منطقه با يك قلعه شهر در ميان دشت روبه‎رو هستند.

محوطه باستاني «اولتان قلعه»، واقع در ساحل جنوبي رود ارس و در بردارنده قلعه‎اي تاريخي است كه آثار معماري ارزشمندي شامل برج، باروي خشتي و حصار را در خود جاي داده است. طي دو فصل گذشته بخش‏هاي مدفون شده اين بنا كاملا از خاك بيرون آمده و آزاد شد.

«كريم عليزاده»، سرپرست هيات كاوش در اولتان قلعه گفت: مطالعات جديد باستان شناسي نشان داد كه اولتان قلعه يك شهر بسيار بزرگ در اواخر ساساني بوده است. اين شهر بزرگ مسطح، از دو بخش ارگ و خانه‎ها و دكان و بازار و ... تشكيل شده است. ارگ،  مستطيل شكل با ابعاد تقريبي 400 در 800 متر است. احتمال داده مي‎شود اين شهر، شهر ساساني اورثان باشد.

كاوش‏هاي باستان‎شناسي هم چنين نشان داد كه خندقي با عرض متغيير تا 10 متر ارگ را فرا گرفته است. تمامي ويژگي‎هاي اين محوطه تداعي كننده وجود يك شهر عظيم در ميان دشت است. وسعت اين شهر با توجه به حريم‎ها و پيرامون‎ آن 70 هكتار است.

علي‎زاده گفت: عكس‏هاي هوايي و ماهواره‎‎اي نشان داد بر خلاف تصور گذشته وسعت اين شهر بسيار زياد است. پراكندگي آثار نيز مويد اين حرف است. با توجه به تصوير ماهواره‎اي ارگ در وسط شهر قرار داشته و دو آب راه بزرگ، از اطراف به ارگ كشيده شده است.

اين شهر طبق الگوي شهر سازي ايران در دوران ساساني ساخته شده است. در شهرسازي‏هاي تاريخي و باستاني ايران هماره ارگ در وسعت شهر و بخش حاكم‎نشين شهر محسوب مي‎شده است.

محوطه‎ اولتان قلعه شهر باستاني متعلق به دوران ساساني است. اين محوطه در روستاي بزرگي در 15 كيلومتري جنوب غرب پارس‎آباد و در دشت مغان قرار دارد. ارگ اولتان در 500 متري اين روستا و در كنار رود ارس واقع شده است.

 

 

شهر گور، انباشته از نقش شاه‎زادگان ساساني است

شهر ساساني گور، مملو از نقوش شاهزادگان ساساني است. نقوشي كه رنگ‎هاي به كار گرفته در آن‎ها با گذشت بيش از دو هزار سال، هم‎چنان سالم مانده و گالري بزرگي از نقاشي دوره ساساني را به نمايش مي‎گذارد.

 باستان‎شناسان و مرمت گران نقاشي‎هاي باستاني كه براي انتقال نقش چهار شاهزاده ساساني به شهر گور رفته بودند؛ دريافتند اين شهر مملو از نقاشي‎ها و تصاوير باستاني متعلق به دوره ساساني است و انتقال اين نقش‎ها مي‎تواند مجموعه‎ نقاشي‎هاي شهر گور را ناقص كند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي گزارش داد: شهر ساساني گور كه به نخستين  شهر دايره‎اي شكل ايران شهرت دارد. در نزديكي فيروزآباد فارس واقع شده و نخستين فصل كاوش‎هاي باستان‎شناسي، آن را به يكي از شگفت‎انگيز‎ترين محوطه‎هاي باستاني ايران تبديل كرده است. كشف نقش چهار‎شاهزاده ساساني روي بقاياي كاخي از دوره اردشير بابكان به همراه كف منقوش رنگي از اين دوره، بخشي از اين شگفتي‎ است كه با گذشت بيش از 2000 سال هم‎چنان رنگ‎هاي به كار رفته در آن سالم مانده است.

«رضا رحماني»، كارشناس بخش مرمت نقاشي‎هاي باستاني پژوهشكده مرمت و حفظ ابنيه‏ي ‎تاريخي با بيان اين موضوع انتقال نقش چهار‎شاهزاده ساساني به ارگ كريم‎خاني منتفي شده است، گفت: «تصور بر اين بودكه اين نقش تنها نقش بدست آمده از شهر گور است و مي‎توان آن را انتقال داد اما بررسي‎ها نشان مي‎دهد از چنين نقوشي در اين محوطه باز هم وجود دارد و مجموعه‎اي بزرگ از اين نقش‎ها در شهر گور هنوز زير خاك مانده‎اند.»

وي گفت: «انتقال نقش چهار شاهزاده ساساني، به معناي از بين رفتن بخشي از مجموعه‎ بزرگتر نقاشي‎ها شهر گور است و شايد با برداشتن نقش چهار‎شاهزاده ساساني و نمايان شدن ادامه‎ي تصاوير آسيب‎ جبران ناپذيري به وجود آيد.»

نقش چهار شاهزاده ساساني، دو زن و يك مرد جوان را به همراه يك نوجوان نشان مي‎دهد كه با لباس‎هاي اشرافي در كنار يكديگر ايستاده‎اند. رنگ‎هاي به كار رفته در اين نقاشي بيش‎تر سبز و قرمز اخرايي است. و سبك نقاشي نشانگر تاثير هنر اوايل دوره ساساني از سبك هنري اشكاني است.

رحماني در مورد وضعيت نقوش شهر گور با توجه به وضعيت اقليمي منطقه گفت:«رطوبت ناشي از جمع شدن آب باران به شدت داخل نقاشي‎ها نفوذ كرده بود و از زماني كه هيات مرمت در شهر گور مستقر شد تمام تلاش خود را با استفاده از امكانات بسيار كم روي خشك كردن نقش متمركز كرد. هم اكنون نيز نقش چهارشاهزاده ساساني از خطر نفوذ رطوبت نجات يافته و استحكام بخشي آن نيز به بهترين شكل ممكن انجام گرفته است.»

اين كارشناس مرمت نقاشي در مورد شيوه‎هاي استحكام بخشي در نقاشي چهار‎شاهزاده ساساني گفت: «با استفاده از چسب پارالوييد B72 نقاشي روي ديوار تثبيت و شوره زدايي نيز با استفاده از محلول‎هاي خاصي بدون آن كه به نقاشي آسيبي وارد شود، انجام مي‎شود.»

به گفته‎ وي هم اكنون نقش به طور كامل تثبيت شده و از اين پس حفاظت از اين اثر باستاني بي‎نظير به عهد بخش يگان پاسداران ميراث فرهنگي استان فارس است.

«ليلي نياكان»، معاون و سرپرست ايراني‎ هيات باستان شناسي شهر گور در اين مورد گفت: «اطراف محوطه سيم خاردار كشيده شده است و چند تن از سربازان مسلح داخل محوطه گشت مي‎زنند. در اين مدت يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس و مديريت اين سازمان كمال همكاري را با هيات باستان‎شناسي داشته‎اندو ما اميدواريم با افزايش نيرو اين محوطه‎ي با ارزش باستاني بيشتر از گذشته مورد حفاظت قرار گيرد.»

شهر گور نخستين شهر دايره‎اي شكل ايران است كه در زمان اردشير بابكان احداث شده است. كاوش‎هاي باستان‎شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان‎شناس آلماني آغاز شده است.

اين شهر چهار دروازه اصلي داشته كه عبارتند از باب مهر از طرف شرق باز مي‎شده، باب بهرام كه از طرف غرب باز مي‎شده، باب هرمز كه دروازه شمالي محسوب مي‎شده و در آخر نيز باب اردشير كه از طرف جنوب باز مي‎شده است.

 

رويت شمايل چهار شاهزاده ساساني

 

با بيرون آمدن نقش ديوار‎نگاره چهار شاهزاده ساساني در شهر باستاني گور واقع در فيروز‎آباد فارس، شمايل آن‎ها رويت شد. اين چهار شاهزاده با لباس‎هاي رنگي عبارت از دو زن، يك مرد و يك نوجوان هستند.

«ليلي نياكان»، معاون ايراني و سرپرست كاوش‎هاي باستان‎ شناسي شهر گور با اشاره به نقش شاهزاده‎هاي ساساني در اين محوطه گفت: «اين نقش‎ها در كنار مناره و در نزديكي چاهي از دوره اسلامي كشف شدند. با شروع حفاري ابتدا سر اين چهار‎شاهزاده از زير خاك بيرون آمد و سپس با ادامه كار توانستيم شمايل آن‎ها را از زير خاك بيرون بياوريم.»

پيش از اين نقش چهار شاهزاده كشف شده بود اما هنوز صورت آن‎ها ديده نشده بود و باستان‎شناسان نمي‎دانستند چه تن‎پوشي به تن دارند.

وي در ادامه گفت: «نقش اين چهار شاهزاده كه همگي جوان هستند، را دو زن و يك مرد جوان به همراه يك نوجوان تشكيل مي‎دهند كه براي نخستين بار چنين نقش‎‏هايي از دوره اردشير اول و سال‎هاي آغازين شكل‎گيري سلسله ساساني بدست مي‎آيد.»

در اين نقش يكي از زنان كه با تن پوش و صورت كامل بدست آمده در كنار نوجواني قرار گرفته كه بره‎اي حيواني را به بغل گرفته است. مرد جوان نير در كنار زني قرار گرفته كه تنها تن پوش آن باقي‎مانده و سر از بين رفته است.

«نياكان» درباره ويژه‎گي‎هاي اين نقش گفت: «اين نقش‎ها نشان مي‎دهد تا چه اندازه‎ هنر اوايل دوره ساساني و زمان اردشير بابكان، متاثر از دوره اشكاني بوده است. در اين نقش ديواره‎ها به نحوي از رنگ‎ها استفاده شده است كه گويي نقش‎ها زنده هستند و بر ديوار قرار گرفته‎اند. رنگ‎هاي سبز و قرمز اخرايي از رنگ‎ها استفاده شده در اين نقش‎ها است.»

وي با اشاره به سن اشخاص داخل نقش گفت: «نوجواني كه در نقش ديده مي‎شود و زني كه كنار او ايستاده به نظر مي‎رسد مادر او باشد. مرد شاهزاده با شخصيت و وقار خاصي در گوشه‎ ديگري ايستاده و زني كه اسر او بر اثر مرور زمان از بين رفته، درست در كنار او قرار گرفته است. مرد، شاهزاده‏‎اي جوان است و تن پوش زن كنار او ايستاده نيز نشان مي‎دهد كه بايد جوان باشد. احتمال مي‎دهيم كه مرد شاهزاده در كنار همسرش ايستاده باشد.»

اين نخستين باري است كه نقشي از شاهزادگان اوايل ساساني بدست آمده است. رنگ‎هاي به كار فته در اين نقش‎ها آن قدر با دقت استفاده شده است كه مي‎توان ارزش‎هاي هنري اين نقش نگاره‎ها را مورد بررسي قرار داد.

شهر ساساني گور نخستين شهر دايره‎اي شكل ايران محسوب مي‎شود كه به دستور اردشير بابكان ساخته شده است. كاوش‎هاي باستان‎شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان‎شناسي آلمان آغاز شده است. اين شهر چهاردروازه اصلي داشته است. اين دروازه‎ها عبارتند از باب مهر كه از طرف شرق باز مي‎دهش است، باب بهرام كه از طرف غرب باز مي‎شده است. باب هرمز كه دروازه شمالي محسوب مي‎شده و در آخر نيز باب اردشير كه از طرف جنوب باز مي‎شده است.

 

 

 

 

بازگشت