| PDF نسخه |
|
|
|
|
خبرها:
بازسازي آرامگاه كوروش بزرگ
مرمت بخشهايي از آرامگاه كوروش براي جلوگيري از نفوذ آب به داخل آن، با جابجايي سنگهاي بسيار سنگين آغاز شد. بيش از 10 استاد كار از تخت جمشيد به پاسارگاد آمدهاند تا مرمت را احتمالا در ماههاي انتهاي سال به پايان برسانند. «محمد حسن طالبيان»، مدير پايگاه ميراث ] يادمان[ جهاني پارسه و پاسارگاد در اين باره گفت:
بررسي و آسيب شناسي آرامگاه کوروش در پاسارگاد سال گذشته انجام و طرح بازسازي اين بناي هخامنشي تهيه و پس از پايان تعطيلات، مرمت آرامگاه کوروش آغاز شد. پيش از انقلاب مرحوم علي سامي با سيمان بخشي از آرامگاه را مرمت کرده بود اما از آنجايي که سيمان و سنگ همديگر را دفع مي کنند، دوباره شکاف هايي ايجاد شده بود که آب باران از طريق اين شکاف ها به داخل آرامگاه نفوذ مي کرد. در طرح بازسازي اخير، اين موضوع به نحوي ديده شده است تا براي هميشه جلوي نفوذ آب گرفته شود.
سقف آرمگاه نخستين قسمت از اين بناي باستاني است که مورد مرمت قرار گرفته است و کارشناسان معتقدند که تا پايان سال جاري بازسازي، سقف آرامگاه به پايان مي رسد. «حسن راه ساز»، کارشناس مرمت سنگ در تخت جمشيد و سرپرست تيم مرمتي آرامگاه کوروش در اين باره گفت:
در بازسازيهاي پيشين آرامگاه بعضي از سنگ ها از جاي خود جابجا شده بودند که براي مرمت آرامگاه کوروش مجبور شديم سنگهايي به وزن چند تن را جابجا کنيم و به جاي اولشان بازگردانيم.
محل درست قرارگيري سنگها، از راه محل بست هاي فلزي که در آرامگاه تعبيه شده است مشخص ميشود و از اين راه سنگها به جاي اصلي خود بازگردانده ميشود.
تا کنون سه سنگ از سقف آرامگاه توسط استاد کاران جابجا شده است که وزن هر کدام از آن ها بيش از 2 تن بوده است. طالبيان با عنوان کردن سال پاسارگاد در رسيدگي به اين مجموعه در سال 1385 گفت:
امسال قصد داريم تا به شکلي کاملا اختصاصي به آرامگاه کوروش و مجموعه جهاني پاسارگاد بپردازيم و به همين خاطر امسال سال پاسارگاد است.
سالنامه هاي شاهي در ايران باستان
ايرانيان از پيشروترين مردم جهان در امور ديواني هستند، يكي از اين موارد دفترهاي ثبت وقايع يا سالنامههاي شاهي است. ديوانسالاري دولتهاي ايران در دوران پيش از اسلام، يكي از جالبترين موارد حكومتي آن روزگار به شمار ميرود. اين ديوانسالاري از دوران مادها (550ـ708 پ. م) شروع شده و با شاهنشاهي هخامنشي (330 ـ 550 پ. م) و اشكاني (250 پ. م تا 224 م) تكامل يافته و در دوران ساساني (651 ـ 224 م) به اوج خود رسيده است. يكي از امور نظام ديوانسالاري ايران باستان، دفاتر ثبت وقايع يا به اصطلاح، سالنامههاي شاهي است. از سالنامههاي دوران مادها، اطلاعات چنداني بر جا نمانده است. هخامنشيان نخستين دولت جهاني را بنياد نهادند. سرزميني كه اين دودمان بر آن فرمان ميراندند، از هند و آسياي مركزي در قاره آسيا، تا مصر و حبشه در قاره آفريقا و تا يونان شمالي در قاره اروپا را در برميگرفت و چنان گسترده بود كه بنا به گفتهي كوروش كوچك (برادر اردشير دوم 358 ـ 404 پ.م) مردمان شمال آن از سرما و جنوب آن از گرما، نميتوانستند زندگي كنند. چنين دولت نيرومند و مقتدري بدون وجود دستگاه ديوانسالاري اداري عظيم و پيچيده نميتوانست به مدت دو قرن بر بخش بزرگي از جهان فرمانروايي كند. از اين رو براي اداره آن، ديوانسالاري گستردهاي نياز بود تا امكان نظارت بر تمام آن فراهم باشد. امروز به يمن كتيبههاي تختجمشيد والواح يافت شده از وجود يك نظام اداري پيچيده و گسترده در آن دوران آگاهي داريم. نظام اداري كه حتي بر اعمال ملكههاي هخامنشي نيز نظارت ميكرد. در مورد سالنامههاي شاهي در دوران هخامنشي اطلاعاتي وجود دارد كه اين سالنامهها در خزانهها نگهداري ميشدند. بنابر مندرجات كتاب استر، وقايع نامه يا تاريخ پادشاهان در دربارهخامنشي وجود داشته است، همچنين در كتاب عذرا آمده است كه يهودياني كه در حال ساخت معبد اورشليم بودند و با مخالفت فرماندار رو به رو گشتند، طي نامهاي به داريوش بزرگ (486 ـ 522 پ.م) مدعي شدند كه فرمان ساخت معبد توسط كوروش بزرگ (529 ـ 550 پ.م) صادر شده است و به پادشاه پيشنهاد كردند كه فرمان دهد تا در كتابخانهي بابل جستجو كنند كه كوروش چنين فرماني صادر كرده است يا نه؟ و سرانجام نه در كتابخانه بابل بلكه در كاخ اكباتان آن فرمان را يافتند. غير از مطالب كتاب مقدس تورات، هرودت مورخ يوناني سدهي پنجم پيش از ميلاد و پلوتارك مورخ ديگر يوناني سدهي يكم ميلادي، در مورد وجود دفاتر ثبت وقايع مطالبي بيان ميكنند. اين دو مورخ مدعياند كه خشايار شاه (446ـ486پ.م) در جنگ سالامين، منشيان متعددي به همراه داشت كه جزييات جنگ را يادداشت ميكردند. بدين ترتيب در دستگاه هخامنشي دفتري براي ثبت اعمال نيكوكاران وجود داشته است كه شاه بزرگ از روي اين دفتر به كساني كه نسبت به وي و سرزمينش خدمتي كرده بودند پاداش ميداد. دوران اشكاني در بررسي تاريخ اشكاني مشكل خاصي وجود دارد، يكي پراكنده بودن و ديگري غير ايراني بودن منابع آنان است به همين دليل نميتوان به صراحت از وجود سالنامههاي درباري و يا شاهي در آن دوران سخن گفت و از سوي ديگر نيز نميتوان پذيرفت دولت دير پايي چون اشكانيان در طي 474 سال پادشاهي در ايران فاقد سالنامه شاهي باشد. طي اكتشافات باستانشناسان روسي، در نسا (18 كيلومتري شمال غربي عشقآباد) در جنوبشرقي اين شهر، قلعه منفرد و عظيم مهردادكرت كه يكي از اقامتگاههاي شاهان پارت و آرامگاه خانوادگي ايشان بوده كشف شد ظاهرا مقر حاكم يا ساتراپ محل نيز در همين قلعه بوده و در اين قلعه بايگاني كاملي از اسناد اقتصادي پارتي به دست آمد. مورد ديگر كه ميتوان به آن اشاره كرد سخني است كه سورنا سردار پارتي به كراسوس، كنسول و سردار رومي ميگويد و اشاره به نوشتن صلحنامه ميان پادشاه اشكاني «ارد» و روميان دارد كه اين مورد را شايد بتوان دليل وجود سالنامههاي درباري و دفاتري دانست كه در دربار اشكاني وجود داشته است چرا كه سورنا در ادامهي گفتگو با كراسوس به وي ميگويد: «شما روميان عادت نداريد كه تسليم بلاشرط خود را بياد بياوريد» و اين موضوع احتمالا در اشاره به پيماني بوده كه اشكانيان با روميان بسته بودند و روميان به آن عمل نكرده بودند. به هر حال با توجه به آشنايي اشكانيان با ادبيات يونان و وجود كتابهاي متعدد در دوران آنها احتمال بسيار وجود دارد كه اين دولت ديرپاي ايراني نه تنها داراي ادبيات شفاهي قوي بلكه داراي ديوانسالاري نيرومندي نيز بوده چرا كه نميتوان قبول كرد كه يك دولت چند صد ساله حكومت كند و روابط خارجي طولاني نيز با همسايگان خود (چين و روم) داشته باشد و فاقد دستگاه اداري نيرومند و دفاتر ثبت وقايع روزانه باشد به هر حال اين احتمال وجود دارد كه با اكتشافات باستانشناسي در آينده بتوان به منابع و مدارك بيشتري در مورد اشكانيان دست يافت. دوران ساساني در اين دوره تمدن ايران به طور فزايندهاي گسترش يافت و همراه با گسترش فرهنگ و تمدن دستگاههاي اداري نيز پيشرفت كرد كه مجموع دواير و سازمانهاي آن روزگار را ديوانسالاري ميخوانند. درباره خزانه شاهان ساساني و بايگاني شهرياران ايران از خلال منابع رومي و اسلامي آگاهي داريم. اما در مورد چگونگي بايگاني كردن اين اخبار و فرامين شاهان ساساني بلاذري ميگويد«پادشاهان هرگاه فرمان ميدادند، طغرادار سلطنتي آن را در حضور وي به طغرا ميآراست و خادمي داشت كه همان را در تذكرهاي ثبت ميكرد. اين تذكرهها همه جمع آوري ميشده و پادشاه مهر خود را بر آن مينهاد و بايگاني ميشد». بدين ترتيب در دروان ساساني بايگاني شاهي وجود داشته است كه تمامي مكاتبات و همچنين كتابهاي تاريخ در آن جمعآوري ميشده است. در خصوص كتابهاي تاريخ خزاين شاهان ساساني و همچنين بايگاني شاهي علاوه بر منابع ذكر شده، دو منبع ديگر نيز در اختيار داريم. در مورد كتابهاي خزاين ساساني، مسعودي مورخ قرن 4 هجري گزارش ميدهد كه در سال 303 هجري نزد يكي از خاندانهاي بزرگ پارس كتابي در مورد تاريخ شاهان ساساني به شكل مصور ديده كه اين كتاب از روي اسناد خزاين ملوك ايران براي هشام بنعبدالملك اموي در سال 113 هجري از پارسي به عربي برگردانده شده است. در مورد بايگاني شاهي نيز يك منبع رومي موجود است كه به طور مستقيم از وجود مخازن سلطنتي كه سالنامههاي رسمي در آن جا نگهداري ميشده آگاهي ميدهد. آگاثياس مورخ قرن 6 ميلادي يكي از مورخان امپراطوري بيزانس ميگويد، از جمله منابعي كه وي براي نگارش تاريخ خود به كار برده است سالنامههاي رسمي مخازن دولتي تيسفون بوده است كه پس از كسب اجازه از نگهبانان مخازن سلطنتي، توانست به سالنامههاي رسمي شاهان ساساني دست يابد. به غير از آگاثياس اصطخري جغرافيدان قرن چهارم هجري ذكر ميكند كه در حصنالحص فارس كساني زندگي ميكنند كه قصههاي پادشان را به صورت نوشته دارند بدين ترتيب حتي پس از نابودي ساسانيان كتب تاريخ مربوط به آنان موجود بود. در منابع كهن ديگر، از كتابهايي نام برده شده به نامهاي آييننامه و كهنامه (گاهنامه) كه در آنها مراتب دولتي پادشاهي ساساني ذكر شده است. اما در مورد وجود سالنامهها و روزنامههاي رسمي دوران ساساني نيز اشارههاي مستقيمي در آثار مورخان دوران اسلامي وجود دارد. جا خط مورخ معتبر قرن سوم هجري در اين مورد ميگويد « و آيين ايرانيان به عصر اردشير بابكان و خسرو انوشيروان چنين بود كه اگر شاهي يكي از وزيران يا يكي از جاهمندان را ديدن ميكرد، نامش را در تاريخ و بر روزنامهها و كارنامهها ثبت ميكردند و بگرد جهان پراكنده ميساختند» در مورد كلمه روزنامه به صراحت ميتوان اذعان كرد كه اين كلمه به قسمتي از ديوانسالاري ساساني اطلاق ميشده كه كاربرد آن ثبت وقايع روزانه بوده است. خوارزمي دانشمند ايراني در اين خصوص ميگويد: «روزنامج = (روزنامه) يعني يادداشت روزانه. زيرا كارهايي كه در هر روز انجام ميشود مانند گرفتن خراج يا پرداخت نفقه و غيره را در آن مينوشتند.» غير از خوارزمي، مولف كتاب تاريخ قم هم از كلمه روزنامه و روزنامجات استفاده كرده است. علاوه بر اصطلاح روزنامه، عنوان ديگري وجود داشته به نام فهرست كه دفتر يادداشت معني شده كه شامل همه دفترها و اعمالي بوده كه در ديوان وجود داشته است. همچنين دفتري براي يادداشت رويدادهاي بزرگي كه اتفاق ميافتاده است وجود داشته كه اين گونه رويدادها را با ذكر تاريخ وقوع و ديگر مشخصات در اين دفتر ثبت ميكردهاند يا براي نوشتن تاريخ به كار ميرفته است. دفتري نيز وجود داشته كه شامل فهرست تمام نامههايي كه به زبان خارجي به ديوان ميرسيده و ترجمه شده، با نام مترجم و مضمون نامه كه ميتوان آن را به نوعي وزارت امور خارجه دوران ساساني تلقي كرد. دفاتر ديگر نيز در دربار ساساني وجود داشت كه برخي براي ثبت نام هديهآورندگان در نوروز و مهرگان بوده كه آن را دفتر ويژگان ميخواندند و دفتر ديگري خاص عطاياي شاه به ماموران و كارمندان دولتي بوده است. به دليل اهميت سالنامههاي سلطنتي و مخازن نگاهداري آنان در دربار ساساني، منصب مهمي به نام نگهبان سالنامههاي سلطنتي وجود داشته كه مسئول حفظ و نگهداري اين مخازن بوده است. اين دستگاه ادراي عظيم ساسانيان پس از نابودي آن سلسله به جهان اسلام به خصوص به عباسيان (656ـ 132 ه. ق) رسيد و از طريق عباسيان به دودمانها ديگر جهان اسلام منتقل. شايد بتوان گفت كه دستگاه اداري بيشتر كشورهاي جهان اسلام تا عصر حاضر بر گرفته از سيستم ديوانسالاري ساساني بوده است.
منابع براي آگاهي بيشتر از دولت جهاني هخامنشي ن.ك: «ارنولد توين بن»، بررسي تاريخ تمدن، ترجمهي محمد حسين آريا چاپ اول انتشارات اميركبير تهران 1376 صص 336 تا 342 براي آگاهي از نظر رسمي هخامنشيان در مورد گستردگي قلمرو حكومتيشان، ن.ك: (كتيبه ديپياچ) كاخ آپادانا و رلف نارمن شارپ با عنوان فرمانهاي شاهنشاهي هخامنشي، چاپ اول انتشارات پارينه، تهران 1382ـ ص 79 : گزنفون ـ آناباسيس، ترجمه احمد بيرشك، چاپ اول، انتشارات كتابسرا 1375 ـ ص 119 از زبان داريوش، نوشته هايد مارك كخ، ترجمه پرويز رجبي، چاپ دوم انتشارات كارنگ، تهران 1376 ـ صص 35 تا 42 و 49 تا 54 : پيشين ـ ص 273 : كتاب مقدس ـ استر 6 2ـ1 كتاب مقدس عزرا 5 ـ 17 كتاب مقدس عزرا 6 ـ 3ـ 1: فيثاغورث نيز اكباتان را مخزن تواريخ و اخبار دولت هخامنشي ذكر ميكند. ن. ك: سياحتنامه فيثاغورث در ايران ترجمه يوسف اعتصامي، چاپ دوم انتشارات دنياي كتاب، تهران 1363 ـ ص 11 : هرودوت ـ تواريخ، ترجمه ع. وحيد مازندراني، چاپ فرهنگستان ادب و هنر ايران، تهران 1356 ـ ص 454 و پلو تارك. حيات مردان نامي، ترجمه رضا مشايخي، چاپ سوم، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1369، جلد اول ـ ص 323 : پيربريان، تاريخ امپراتوري هخامنشيان، ترجمه مهدي سمسار، چاپ اول، انتشارات زرياب، تهران 1377، جلد اول صص 642 و 643 : پژوهشگاه دانشگاه كمبريج ـ تاريخ ايران از سلوكيان تا فروپاشي، گرد آورنده احسان يارشاطر، ترجمه حسن انوشه، چاپ دوم، انتشارات اميركبير، تهران 1373، جلد سوم، قسمت اول ـ ص 125 : م. دياكونوف، اشكانيان، ترجمه كريم كشاورز، چاپ دوم، انتشارات پيام، تهران 1351. صص 65 و 66 پلوتارك ـ حيات مردان نامي جلد سوم ص 104. : پلوتارك ـ حيات مردان نامي پيشين ص 104. : حمزه بنحسن اصفهاني ـ تاريخ پيامبران و شاهان ترجمه جعفر شعار چاپ دوم انتشارات اميركبير تهران 1367 ص 41 : محمد مهدي موذن جامي ـ ادب پهلواني، مطالعهاي در تاريخ ادب ديرينه ايران زرتشت تا اشكانيان، چاپ اول نشر قطره، تهران 1379 : پژوهش دانشگاه كمبريج ـ تاريخ ايران جلد سوم ـ صص 654 تا 656، يوزف ولسكي، شاهنشاهي اشكاني، ترجمه مرتضي ثاقبفر، چاپ اول، نشر ققنوس 1383ـ ص 109 و ديويد برانستون، جاده ابريشم، ترجمه محسن ثلاثي، چاپ اول، نشر سروش، تهران 1376 : ارتور كريستن سن ـ وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهي ساسانيان، ترجمه مجتبي مينوي، چاپ اول، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران 1374 ـ صص 77 تا 89 : ابراهيم ابواسحاق اصطخري، مسالك و ممالك، به اهتمام ايرج افشار، چاپ سوم، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران سال 1368 ص 131 : پروكپيوس ـ جنگلهاي ايران و روم، ترجمه محمد سعيدي، چاپ دوم، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران 1374، ص 167 : ابوالفرج اصفهاني ـ برگزيده الاغاني، ترجمه و تلخيص و شرح از محمد حسين مشايخ فريدني، چاپ اول، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1368، جلد اول ـ ص 199 : احمدابن يحي بنجابربلاذري ـ فتوح البلدان، ترجمه محمد توكل، چاپ اول، نشر نقره، تهران 1367ـ ص 646 : ابوالحسن علي بنمسعودي ـ التنبيه و الاشراف، ترجمه محمد حسن پاينده، چاپ اول، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1349 ـ ص 99 و حمزه اصفهاني ـ تاريخ پيامبران و شاهان ـ صص 46 ال 48 : ارتوركريستين سن ـ ايران در زمان ساسانيان، ترجمه رشيد ياسمي، چاپ ششم، انتشارات دنياي كتاب، تهران 1368 ـ ص 118 و 119 : ابراهيم ابواسحاق اصطخري ـ مسالك و ممالك، به اهتمام ايرج افشار، چاپ سوم، انتشارات عليم و فرهنگي، تهران سال 1368 ـ ص 131 : مسعودي التيبيه و الاشراف ـ صص 97 و 98 و محمد بن اسحاقبن نديم. الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، چاپ اول، انتشارات اساطير 1381 ـ ص 541 : ابوعثمان عمروبن بحر حاحظ، تاج ترجمه، حبيب اله نوبخت، چاپ اول، انتشارات تابان، تهران 1328 محمد محمدي، تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساساني به اسلامي، چاپ اول، نشر توس، تهران 1382 (جلد پنجم نظام ديواني يا سازمان مالي و اداري ساساني در دولت خلفا) : ابوعبدالله محمدبن احمدبن يوسف خوارزمي ـ ترجمه مفاهيم العلوم، ترجمه سيد حسين خديو جم، چاپ سوم، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1383 ـ ص 57 : حسنبن محمدبن حسن قلي – تاريخ قم، ترجمه حسنبن عليبن حسنبن عبدالملك قمي، تصحيص و تحشيه جلالالدين طهراني، چاپ اول، انتشارات توس، تهران 1361ـ صص 150 و 151 : خوارزمي ـ ترجمه مفاتيح العلوم ـ ص 6. محمدي تاريخ و فرهنگ ايران در ... جلد پنجم ـ ص 83 : محمدي تاريخ و فرهنگي ايران در ... پيشين. حاحظ تاج، ص 189. بلاذرذي فتوحالبلدان ـ ص 633 كريستين سن ايران در زمان ساسانيان ـ صص 118 و 119. محمدي تاريخ و فرهنگ ايران در ... جلد پنجم ـ صص 222 و 223
قنديلهاي رنگين 120 ميليون ساله
غار كتلهخور در 155 كيلومتري جنوب زنجان و 173 كيلومتري شمال همدان، در نزديكي شهر كوچك گرماب واقع شده است. مسير متداول، براي بازديد از اين جاذبه طبيعي، جاده زنجان به خدابنده در امتداد زرينآباد به گرماب است. تا سال 1372 بازديد از اين غار تنها براي گروههاي حرفهاي غارنورد و مجهز به ابزار و ادوات خاص امكان پذير بود. اما از اين سال به بعد عمليات عمراني در اين منطقه آغاز شده و مسيرهاي بازديد تفريحي به طول 2350 مير با نورپردازيهاي فراوان در غار ايجاد شد. در حال حاضر، غار كتلهخور به عنوان يك مركز گردشگري در منطقه، مورد بازديد علاقهمندان بسياري از سراسر ايران قرار ميگيرد. از درون دهليزهاي اين غار كه وسعت آن برخي به بيش از 200 تا 300 متر مربع ميرسد گالريهاي باريكي در جهات گوناگون جدا ميشوند كه انتهاي بعضي از آنها بسته و برخي ديگر راه عبور بسيار باريكي به گذرگاهها و دهليزهاي ديگر دارند و البته تعدادي از اين مسيرها و دالانهاي باريك هنوز ناشناخته ماندهاند. از هيمن رو مساحت دهليزها و معابر و دالانها را نميتوان به درستي تخمين زد. تا به حال دو گذرگاه بزرگ در درون غار شناسايي شده است يكي گذرگاه و دهليز اصلي و قديمي است كه در راستاي دهانه ورودي قرار گرفته و ديگري دهليزها و دالانهايي هستند كه در فواصل 15 ـ 10 متر از دالانهاي اولي قابل دسترسي ميباشند. از جذابيتهاي مهم اين غار قنديلها هستند كه ستونهاي عظيمي را در دهليزها و گذرگاههاي اصلي به نمايش گذاشتهاند. قنديلهاي آويزان از سقفها در اثر داشتن ناخالصيها، رنگهاي مختلف به خود گرفتهاند و آنهايي كه تركيبات همراه نداشته و يا كمتر دارند به صورت بلورهاي شيشهاي بسيار شفاف مشاهده ميشوند. زيباترين پديده طبيعي اين غار به صورت قنديلهاي تماشايي بيشتر در اطراف چشمهها و تالابهاي كف آن قابل مشاهده است. همچنين در اثر فرو رفتن آب به طبقات زيرين غار و كم شدن عمق تالابها، كريستالها و قنديلهاي بلورين خطوط ديدني و بسيار جالبي را تشكيل دادهاند. در حال حاضر اين غار به سه بخش فرهنگي، تفريحي و ورزشي تقسيم شده است. بخش ورزشي آن تنها مورد استفاده غارنوردان و صخرهنوردان قرار ميگيرد و حدود 4 كيلومتر است كه البته هنوز انتهاي آن شناسايي نشده است. بخش تفريحي غار نيز كه جهت بازديد عموم مورد استفاده قرار ميگيرد حدود 2 كيلومتر مسير مستقيم است كه گفته ميشود اين مسير تنها يك سوم كل غار است. بخش فرهنگي غار نيز در بخش جنوبي آن قرار دارد و قسمت اصلي آن دالاني است طبيعي كه جهت برگزاري مراسم مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد. البته اين دالان هيچ گونه راه خروجي به بيرون ندارد و راه خروجي آن به صورت مصنوعي كنده شده اما خود دالان تماما طبيعي است. غار كتلهخور از لحاظ كيفيت بلورها و قنديلها، زيبايي و تعدد طبقات، اولين غار آهكي جهان شناخته شده است. در برخي نقاط اين غار آهكي گلرس و خاكهاي حاوي اكسيد آهن قابل مشاهده است. اين غار از نظر سني تقريبا همسن غار عليصدر همدان است، البته اين دو غار از دو جهت با هم تفاوت دارند. يكي اينكه غار عليصدر همدان غاري است كاملا آبي اما غار كتلهخور زنجان غاري است تقريبا خشك. دوم اينكه آهكهاي غار كتلهخور نسبت به آهكهاي غار عليصدر بسيار خالصتر است كه اين خود عاملي است جهت زيباتر شدن غار، چرا كه خالص بودن آهكها موجب شفافيت آنها و در نتيجه عبور نور از قنديلها ميشود. يك نكته جالب توجه در رابطه با غار كتلهخور اين است كه شواهد و بررسيهاي انجام شده مويد اين موضوع است كه اين غار در نهايت به غار عليصدر در همدان متصل ميشود. گمان ميرود حدود 700 متر اوليه اين غار قطري حدود 70 سانتيمتر داشته است به طوري كه رهنوردان اوليه غار اين مسير 700 متري را به صورت سينه خيز طي كرده و مسير خود را با علامتگذاري مشخص كردهاند و باز گمان ميرود 100 متر ابتداي غار محل زندگي انسانهاي نخستين بوده است كه اين موضوع را اسكلت 80 انساني كه در اين محل پيدا شده است تاييد ميكند. اين غار داراي بخشهاي ديگري نيز هست كه به ترتيب، ميدان شير خوابيده، ميدان بيستون، ميدان چهل ستون، سه راهي كوهي، ميدان پنج شير، تالار عروس، تونل قنديلي، اتاق عقد، پاي فيل، شتر با جهاز، عروس و داماد، ميدان شمع، دو جادوگر، نخل سوخته، ميدان مريم مقدس و ... را ميتوان ياد كرد. همهي اين بخشها حاصل تجمعهاي مختلف آهكي است كه هر كدام بر اساس شباهتشان نامگذاري شدهاند. ديگر ويژگي منحصر به فرد اين غار را ميتوان وجود ستونكهاي آهكي عظيم دانست كه حاصل به هم پيوستن استالاگتيتها و استالاگميتهاي آهكي هستند كه باعث شدهاند كه اين غار، خود نگهدارنده خود باشد يعني اين كه اين ستونهاي عظيم نقش نگهدارندههايي را بازي ميكنند كه مانع از فرو ريختن سقف غار ميشود. اين غار در مراحل اوليه تشكيل خود غاري آبي بوده است كه در اثر فعل و انفعالات تودههاي عظيمي از سنگ از توده اصلي جدا شدهاند. تشكيل طبقات متعدد در اين غار باعث شده است كه آب به طبقات زيرين نفوذ كرده و عملا تبديل به غاري خشك گردد. از ديگر ويژگيهاي بارز غار وجود قنديلهاي زيبا و شفاف آهكي و استالاگتيتهاي به شكل گل كلم است همچنين يكي از اين تجمعهاي زيبا و جالب توجه استالاگميتهايي است كه بسيار شبيه به عروس و داماد هستند و به همين اسم هم نامگذاري شدهاند. وجود چشمههاي آب بسيار زلال در اطراف اين غار و حفرههاي متعدد طبيعي هم از ويژگيهاي منحصر به فرد اين غار است. اين غار در طول 120 ميليون سالي كه از عمرش ميگذرد، دستخوش تغيير و تحولات بسياري شده است. از تغييرات طبيعي اين غار ميتوان به شكستگيهاي حاصل از زمينلرزهها، گسل خوردگيها، لغزشها و ريزشها اشاره كرد.
ايرانيها پيش از هخامنشيان ميكوشيدند تا خليج فارس را مكاني امن و آرام نگاه دارند. امنيت خليج فارس براي بازرگانان حياتي بود. اردشير خداداديان دكتراي تاريخ باستان دانشگاه شهيد بهشتي دربارهي امنيت خليج فارس ميگويد: «از زمان هخامنشيان كشتيراني در درياي پارس وجود داشت. خليجفارس از همان زمان هم راه ارتباطي شرق به غرب بود. بزرگراه شاهي كه شوش را به آسياي كوچك ميپيوست و از شوش نيز به خليجفارس وصل ميشد، كمابيش 2650 كيلومتر بود. خداداديان اهميت امنيت درياي پارس براي داريوش را چنين توصيف ميكند.«داريوش، اسكيلاكس اهل كاريز را مامور كرد تا خليجفارس و اقيانوس هند تا درياي آفريقا را درنوردد و نقشهي خليج فارس را تهيه كند. همه گمان ميكنند كه داريوش اين نقشه را براي لشگر كشيهايش ميخواسته اما اين نقشهها، بيشتر براي استفادهي بازرگاناني بود. اين نقشهها تهيه شد تا نيرويي براي امنيت، در درياي پارس مستقر شده و امنيت و آرامش در راههاي دريايي خليج فارس را حفظ كند. آنها يا در سواحل دريا مستقر ميشدند يا با كشتي و قايق، مدتها در دريا به سر ميبردند.»
هيأت كاوش پشت سد «شيان» خواستار حفاظت فوري از بزرگترين و زيباترين آتشكده كشف شده شد. كارشناسان با توجه به شروع فصل برف و بارندگي خواستار حفاظت اضطراري اين آتشكده هستند. كاوشهاي باستان شناسان در پشت سد شيان كرمانشاه به كشف يكي از بزرگترين آتشكدههاي ايران متعلق به دوران اشكاني – ساساني منجر شد. اين نخستين آتشكده كشف شده در محدودهي شهر كرمانشاه است اما تا كنون هيچ اطلاعي از وجود چنين آتشكدهاي در روستاي شيان وجود نداشت. حسن رضواني، سرپرست كاوشهاي اضطراري پشت سد شيان گفت: اين آتشكده يك آتشكده نويافته است. وجود پنچ پايه تشدانها با نقش گلهاي لوتوس گچبري در كنار راهرو طواف آن يكي از شگفتيها و ويژگيهاي منحصر به فرد اين آتشكده است. با توجه به اين ويژگيها بايد هر چه سريعتر برنامهاي براي حفاظت از آن از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در نظر گرفته شود. در نزديك اين آتشكده يك آبراهه متعلق به دوران اشكاني وجود دارد كه هنوز باستان شناسان نتوانستهاند ارتباط اين آبراهه را با آتشكده بيابند. اين كانال با دو رج سنگ چين شده در كف آن با آجرهاي 40 در 40 فرش شده است. كف اين آبراهه 60 متر طول دارد. در سرچشمه اين آبراهه، آب بندهايي براي هدايت آب به اين آبراهه ساخته شده است. اين آببندها از قلوه سنگهاي رودخانهاي ساخته شده كه در كنار هم چيده شدهاند. او گفت: اين آتشكده آسيبپذير است و قبل از هر برنامه بايد مانند آتشكده بنديان دره گز برنامه و اعتبار براي حفاظت از آن در نظر گرفته شود. بزرگترين گچبريهاي شناخته شده در كشور به بنديان دره گز تعلق دارد كه چند سالي است با يك حفاظ فلزي محافظت ميشود. با توجه به وجود فاصلهاي كه ميان اين حفاظ فلزي وجود دارد، كارشناسان احتمال ميدهند اين بنا نتوانتد برف و باران امسال را پشت سر بگذارد. كشف بزرگترين و زيباترين آتشكده كشور نگاه بسياري از باستان شناسان و كارشناسان شركت كننده در سومين همايش باستانشناسي در شمال و شمال غرب را به سوي خود جلب كرد. گچبريهاي منحصر به فرد اين آتشكده يكي از دلايل توجه باستانشناسان به غرب كشور بود.
|