PDF نسخه نسخه چاپي

شير و خورشيد

 

دکتر هوشنگ طالع

از دوران كهن، خورشيد به عنوان منبع نور و گرما و در نتيجه زندگي، نزد ايرانيان بسيار گرامي بود. شير نيز كه از جانوران جنوب فلات ايران (پارس، خوزستان و ...) بود، به عنوان نيرومند‎ترين جانور فلات ايران، مورد احترام و بل، ستايش بود. از سوي ديگر، شير نماد روز و روشنايي بود و گاو، نماد شب و تاريكي. سنگ كنده‎هاي تخت جمشيد كه شيري را نشان مي‎دهد كه گاوي را مي‎شكند، نماد گردش روزگار و شكسته شدن شب از سوي روز است.

از اين رو، اين دو نماد در عهد باستان بر روي پرچم‎هاي ايرانيان ديده مي‎شد. البته نشان ماه و ديگر جانوران نيز بر درفش‎ها، نقش مي‎شدند.

در شاه نامه، در داستان رستم و سهراب، از زبان هژير درباره‎ي درفش بزرگان ايرانيان مي‎خوانيم:

 

يكي زرد، خورشيد پيكر درفش                              سرش ماه زرين، غلافش بنفش ...

زده پيش او، پيل پيكر درفش                                 بـه نزدش ســواران زرينـه كفش ...

يكي شير پيكر درفش بنفش                                درخشـان گهـر، در ميان درفش ...

درفشش ببين، اژدها پيكر است                            بر آن نيزه بر، شير زرين سر است ...

 

ناصر خسرو قبادياني درباره درفش خليفه فاطمي مصر، مي‎گويد:

 

رايت شان، صورت شير است و پلنگ

بر سر رايت او، صورت فتح و ظفر است

 

بيهقي، از «علامت شير»، سخن مي‎گويد و از اين رو پيداست كه در آن زمان، پيكر شير بر درفش‎ها مي‏بوده.

ابوالفرج روني مي‎سرايد:

 

چندان علم شير، بيفراشت كه بفرود

ز يشان به فلك، برج اسد بي‎ عدد اشكال

 

سعدي هم از پرچم شير در چند جاي سخن مي‎گويد:

 

چو شير رايت او را، صبا كند متحرك                        مجال حمله نماند، ز هول شير عرين

 

ويا:

 

ز سايه‎ي  علم شير پيكرت، چه عجب                    كه لرزه‎ بر تن شيران فتد، چو شير علم

 

ارزقي مي‎سرايد:

 

پلنگ و شير و بجنبند، بر هلال علم                        تن از نسيج يماني و جان، ز باد شمال

عبدالرزاق اصفهاني مي‎سرايد:

 

زهيبت تو، دل شير آسمان همه وقت                     چنان كه شير علم، روز باد در خفقان

 

جلال‎الدين بلخي (مولوي)، چه در مثنوي معنوي و چه در غزل‎هاي شمس، بسيار از شير بر پرچم، سخن گفته است. نام آورترين شعر شير بر درفش، از اوست:

 

همـه، شيريـم، شيـران علـم                                حمله‎مان، از بـاد باشد، دم به دم

 

در دوران مغولان، سكه‎اي در توس زده شده است كه شير بر روي آن ديده مي‎شود. سكه‎‎اي از كي‎خسروسلجوقي به جاي مانده كه شير را با خورشيد بر روي آن مي‎توان ديد. البته شير بر روي اين سكه، يك شير ماده و بي‎يال است. خورشيد بر روي اين سكه، بر پايه‎ي باور آريائيان كه خورشيد را مونث مي‎دانستند‎ (در زبان آلماني كنوني نيز خورشيد مونث است)، داراي چشم و ابرو و دهان و ... است.

از سوي ديگر، از غازان‎خان و سلطان محمد خدابنده (سازنده‎ي شهر سلطانيه در نزديكي زنجان)، سكه‎هاي مسين با شيرو خورشيد، دست است. در پاره‎اي از اين سكه‏ها‎، خورشيد داير‎ه‎وار است و از شير جداست و در پاره‎اي، خورشيد نيم دايره است، بر پشت شير.

هم‎چنين، از سلمان ساوجي، شعري در دست است كه نشان مي‎دهد كه در دوران او، شير و خورشيد را بر پرچم‎ها، مي‎نگاشتند:

 

خورشيد نصرتست، به توفيق كردگار                      طالع، زشير رايت جمشيد كامكار

 

از پادشاه‎هان صفوي (به جز شاه اسماعيل)، سكه‎هاي شير و خورشيد كه خورشيد، سوار بر پشت شير است، زياد بر جاي مانده است.

از دوران شاه عباس بزرگ، سكه‎هاي بسياري با نقش‎ شير و خورشيد، به جاي مانده.

در دوران صفويان، شير را بر روي درفش‎ها نيز نقش مي‎كردند. از سوي ديگر، محمد‎رضا بيگ حاكم ايروان كه از سوي دولت ايران به سفارت فرانسه رفته بود (1094خ/ 1715م)، پرچم شير و خورشيد را با خود حمل مي‎كرد. البته خورشيد، داراي دايره‏ي كامل بوده و جدا از شير.

شايد نخستين درفش رسمي يك پادشاه ايراني كه نقش شير و خورشيد را دارد، درفش آٌقامحمد‎خان قاجار است (نويسنده عكسي از يك تابلوي نقاشي كه اصل آن در فرانسه است، دارد كه آٌقامحمدخان را در پاي دژ تفليس نشان مي‎دهد و شير و خورشيد بر پرچمي كه او در دست دارد، نمايان است).

در حالي كه تا كنون بيش‎تر پژوهندگان بر اين باور بودند كه براي نخستين بار در دوران فتح‎علي شاه، نشان دولتي ايران، شير و خورشيد بود. در دوره‎ محمدشاه (نوه‎ي فتح‎علي شاه)، نشان ذوالفقار (شمشيرعلي(ع)) نيز برگزيده شد. در همين زمان است كه با نشان شير و خورشيد در هم آميخته و رفته رفته شمشير را به كف شير مي‎دهند.

در سكه‎هاي دوران قاجاريه نيز، شيرو خورشيد بسيار به چشم مي‎خورد كه گاه شير‎ها خوابيده و گاه ايستاده‎اند.

اما به باور نويسنده، نشان شير و خورشيد، يعني خورشيد بر پشت شير، نشان «نيرومندترين خورشيد» است. چنان كه ژاپني‎ها، نشان خورشيد تابان دارند و سرزمين خود را، سرزمين خورشيد تابان مي‎نامند. ايران نيز سرزمين نيرومند‎ترين خورشيد است. زيرا خورشيد در برج اسد (شير)، نيرومند‎ترين و گرم‎ترين خورشيد است.

شير در اين جا، تنها نقش «توان» خورشيد را بر عهده دارد. از اين رو، نشان شير و خورشيد، نشان «نيرومند‎ترين خورشيد» است.

 

بازگشت