پيدا شدن باز ماندههاي ديگر از سومين كوشك هخامنشي
ايرانيان پس از 2500 سال بر ايوان كوشك بلاغي ايستادند
در
آخرين كاوشهاي باستانشناسان در تنگهي بلاغي، نيمهي كاوشنشدهي كوشك
بلاغي و ايوان شرقي آن شناسايي شد.
محمدتقي عطايي ـ سرپرست ايراني هيات كاوش محوطهي 34 تنگهي بلاغي ـ با
يادآوري اينكه در فصل گذشته، ايوان غربي كوشك شناسايي شده بود، افزود:
با باز كردن چهار مربع 10 در 10 متر روي آثار، ايوان شرقي كوشك كه يك ايوان
دو ستونه با دو اتاق كوچكتر در اطراف آن است، شناسايي شد.
گرچه در ايوان غربي چهار ستون پيدا شدند، ولي طول ايوان شرقي با ايوان غربي
تقريبا برابر است. همچنين يك صفه (سكو) در مقابل ايوان شرقي پيدا شده كه
مشابه صفهي ايوان غربي، ولي سالمتر از آن است.
نكتهي جالبي كه دربارهي ستونها وجود دارد، اين است كه پايهستون پيدا
شده در فصل گذشته مانند پايهستونهاي تخت جمشيد (پارسه) گرد بود و تصور
ميشد كه به ايوان خاوري متعلق است. اما اين فرضيه درست نبود. زيرا
پايهيٌستونهاي ايوان شرقي، مكعبيشكل به سبك كاخهاي پاسارگاد هستند.
در حقيقت، ايوان شرقي پايهستونهاي مخصوص خود را دارد و به اين ترتيب، اين
پرسش باقي ميماند كه پايهستونهاي گرد يا بهصورت گل وارونه به كدام قسمت
از كوشك تعلق دارند.
]عطايي در اينباره توضيح داد:[ بهنظر ميرسد، اين پايهستونها به تالار
مركزي كوشك، جايي كه اكنون كاوش در آن ادامه دارد، متعلقاند. گرچه هنوز
حدود يك متر تا كف تالار مانده است.
به گفتهي اين باستانشناس، دو ستون پيداشده در ايوان شرقي سالم و سياهرنگ
هستند. همچنين به طور كامل در جاي خود قرار دارند. اين پايهستونها
عبارتند از دو مكعب سياهرنگ كه بهصورت پلكاني روي يكديگر قرار دارند. به
اين ترتيب كه مكعب بالايي از پاييني كوچكتر است. علاوه بر اينها، يك
شاليستون نيز روي پايهستونها قرار ميگيرد. او با اشاره به سالم بودن هر
دو پايهستون، اضافه كرد:
براساس امضاهاي سنگتراشان، مشخص است كه پايهستونها به دو استادكار مختلف
متعلق بودهاند؛ يكي از اين امضاها بهشكل يك تبر دوطرفه است و نمونهاي از
آن هم در تخت جمشيد (پارسه) وجود دارد. از اين رو، ميتوان دريافت كه اين
استادكار در تخت جمشيد (پارسه) هم كار كرده است.
عطايي با گفتن اينكه هنوز در هيچ قسمتي از كاوشها به كف اصلي كاخ
نرسيدهايم، گفت:
تعدادي آجر با ابعاد 45 در 33 سانتيمتر و نيمهآجرهايي با ابعاد 33 در 17
سانتيمتر بهدست آمدهاند و با توجه به اينكه اين آجرها براي استفاده در
ديوار مناسب نيستند، تصور ميشود كه از آنها براي كفپوش كوشك استفاده
ميشده است. اميدواريم در كاوش به بخشي از كف كه دستنخورده باشد، برسيم.
]سرپرست ايراني هيات كاوش افزود:[
هيات مشترك باستانشناسي ايران و فرانسه، كاوش را تا اينجا موفقيتآميز
دانسته و قادر است، نقشه يك كوشك دورهي هخامنشي را به نقشه دو كوشكي كه
پيشتر در پاسارگاد پيدا شده بودند، اضافه كند.
اين كوشك سومين كوشكي است كه از دورهي هخامنشي شناسايي ميشود. البته
نكتهي قابل توجه، متفاوت بودن نقشه اين كوشك با كوشكهايي است كه در
پاسارگاد شناسايي شدهاند و بهنظر ميرسد كه تاريخ كوشك بلاغي كمي جديدتر
از كوشكهاي پاسارگاد باشد.
پيدا شدن ديوار هخامنشي به درازاي 10 كيلومتر در شمال
پاسارگاد
بررسيهاي باستانشناسي در محدوده پاسارگاد منجر به شناسايي و پيدا شدن
ديوارهاي سنگچين و ديواري به طول 10 كيلومتر از دوره هخامنشي شد.
«محسن زيدي»، سرپرست ايراني هيات ايران و ژاپن در دومين فصل بررسي و
شناسايي تنگه بلاغي و پاسارگاد با اعلام اين خبر افزود:
هدف از بررسي در اين فصل شناسايي و مطالعه منشاء راههاي ارتباطي تنگه
بلاغي و پاسارگاد بود كه براي اين منظور شروع به بررسي و شناسايي محدوده
كاخهاي پاسارگاد كرديم. در نتيجه ان اقدام ديوارهاي سنگچيني كشف شد كه
طول يكي از آنها به 10 كيلومتر ميرسد.
تا كنون كسي از وجود اين ديوارها خبر نداشته و اين ديوارها نشانگر محصور
بودن كاخها در دوره هخامنشي است. وي افزود:
كانالهاي آبرساني و پستهاي ديدهباني از ديگر بقايايي است كه در شمال
پاسارگاد شناسايي شده و تمامي اين اطلاعات روي نقشه ماهوارهاي و عكسهاي
هوايي پياده شده است.
اين ديوار تا دامنه كوهها ادامه دارد و در حال حاضر قسمتهايي از آن تخريب
شده و در اكثر بخشهاي باقيمانده، پي ديوار ديده ميشود. ديوارها كاملا
سنگچين و خشكه چين هستند و تا كنون نمونه آنها در تنگه بلاغي ديده شده
است.
كشف بقاياي سفالي و مشابهت اين ديوارها با ديوارهاي تنگه بلاغي نشان ميدهد
ديوارها متعلق به دوره هخامنشي است. وي دربارهي ديگر يافتههاي
باستانشناسي در نزديكي پاسارگاد، گفت:
نزديك به 200 گور سنگچين از دوره پس از هخامنشي و احتمالا متعلق به
اشكانيان در منطقه پيدا شده كه نشان مي دهد در آن زمان از سنگهاي ديوارهاي
هخامنشي براي ساختن قبور استفاده كردهاند. همچنين تعداد زيادي محوطه
استقراري از دوره پيش از تاريخي تا دوره تاريخي كشف شده است.
وي با بيان اينكه جادهاي نيز به درازاي 3 كيلومتر نيز در منطقه يافت شده
است، گفت:
اين جاده در ميان زمينهاي كشاورزي است و بخشهاي متعددي از آن تخريب شده.
در زمان هخامنشيان با ايجاد بستر سنگي و خاكي ارتفاع جاده را بين يك تا يك
و نيم متر از سطح زمين بالا آورده و يك مسير مستقيم را ايجاد كرده بودند.
كشف شواهد جديدي در تنگه بلاغي باعث شده به درخواست بنياد پژوهشي پارسه و
پاسارگاد، اين بررسيها تا شناسايي كامل منطقه ادامه داشته باشد.
همچنين طي مكاتبات انجام گرفته، سازمان يونسكو پذيرفته است از طريق
عكسهاي هوايي موجود و نقشههاي ماهوارهاي، حريم پاسارگاد را در پرونده
ثبت جهاني آن گسترش دهد.
بايد خاستگاه هنرهخامنشي را جيرفت دانست
يوسف مجيدزاده پرجنجالترين يافته را در جيرفت، خط دانست كه گفتههاي
باستانشناسان خارجي را كه معتقد بودند، مردم ايران تا دورهي هخامنشي
بيسواد بودهاند، بياعتبار ميكند.
سرپرست هيات كاوش جيرفت، در جلسهاي با عنوان «آخرين فصل كاوش جيرفت» با
اشاره به اينكه جيرفت پنج سال پيش براثر سيلاب رودخانهي هليل شناخته شد،
كاوشهاي كنوني هيات را در سه منطقهي مطوطآباد، حسينآباد و كنارصندل
دانست كه بخش اصلي مطالعات در كنارصندل متمركز است. وي افزود:
بيشتر آثار كشفشده، بخصوص ظرفها از درون گورها يافته شدهاند كه جنبهي
اساطيري دارند؛ زيرا با زندگي پس از مرگ در ارتباط هستند؛ اما اينكه چه
اعتقادي در پس آنهاست، هنوز مشخص نيست و اميد است، در آينده به اين
اعتقادات بتوان پي برد.
فرهنگ جيرفت، فرهنگي قائم بهذات است و ما آن را با بينالنهرين ]ميان
رودان[ نميتوانيم مقايسه كنيم و به اين نتيجه برسيم كه اين اعتقادات از
بينالنهرين به اينجا آمدهاند و اگر انتقالي صورت گرفته باشد، از شرق
ايران به بينالنهرين رفته است، نه برعكس. احتمالا خاستگاه هنر هخامنشي به
جيرفت بازميگردد، زيرا عناصر مشابهي ميان آنها يافت شدهاند، مانند نقش
شير و گاو، جنگ ميان مار و پلنگ و مار و عقاب كه قبلا گفته ميشد، از
بينالنهرين به تخت جمشيد(پارسه) آمده است؛ درحاليكه جيرفت به شيراز بسيار
نزديكتر است و احتمالا انتقال از جيرفت به تخت جمشيد (پارسه) بوده است.
همچنين مجيدزاده به كشف بزرگترين سكوي پلهيي دو طبقهي قلعهمانند در
مشرق زمين در جيرفت اشاره كرد كه طرح اين سكو روي يكي از ظرفهاي سنگي
كشفشده در اين منطقه حكاكي شده است. وي توضيح داد:
معماري اين منطقه، سه دوره را دربرميگيرد و ممكن است، از زيگوراتهاي
بينالنهرين نيز قديميتر باشد كه البته اين مساله هنوز مشخص نيست.
بزرگترين مجسمهي مشرق زمين در هزارهي سوم قبل از ميلاد نيز در اين قلعه
يافت شده كه داراي نقشهاي برجستهاي است و 110 سانتيمتر از آن باقي است و
احتمالا بين 210 تا 220 سانتيمتر بلندي داشته كه بدون شك موجودي خدايي است
و نشان ميدهد كه اين سكو عبادتگاه بوده است.
اين باستانشناس با اشاره به كشف چهار لوح خط نوشته، گفت:
يكي از آنها در ورودي قلعه يافتشده و براساس آزمايشهاي كربن 14 در
دانشگاه پنسيلوانيا به دو هزار و 500 سال قبل از ميلاد متعلق است.
اين خط، خطي كاملا متفاوتي از خط ميخي بينالنهرين ]ميان رودان[ و خط
هيروگليف مصري است كه خطهاي همزمان با اين خط هستند. ما اين خط را، خط
هندسي يا جيرفتي نام نهادهايم كه با خطي كه در يك دورهي 20 ساله در ايلام
رايج بوده است، مشابهت دارد.
نادر عليداد سليماني ـ عضو هيات كاوش جيرفت ـ نيز به كشف گورهايي در
منطقهي كنارصندل اشاره كرد و افزود:
در گورستان قلعه كوچك، هشت گور يافت شدهاند؛ اين گورها بسيار متفاوت با
گورستانهاي جنوب شرق هستند؛ زيرا تدفين در اين گورستان بسيار كم بوده است
و براساس اشياي يافتشده در اين منطقه بهنظر ميرسد كه اين گورستان متعلق
به حاكمان باشد.
شباهت همهي گورها در اين است كه ورودي آنها از سمت جنوب و تدفين از سمت
شرق صورت ميگرفته است. بهنظر ميرسد كه اين گورها در دنياي باستان، غارت
شدهاند؛ زيرا اشياي گرانقيمتي در آنها نيست و نيز ظرفهاي سفالي درون
گورها شكسته شدهاند. همچنين درون ظرفهاي سفالي، استخوان جانداران و حتا
گوشت پختهشده كشف شده است كه نشان از اعتقاد به جهان بعد از مرگ دارد.
صديقه پيران از اعضاي هيات كاوش، اشياي سفالي اين منطقه را در چهار رنگ
قرمز، نخودي، پرتقالي و خاكستري معرفي كرد كه با ظرافت بسيار ساخته شدهاند
و نيز مهرهاي تزييني از جنس عقيق، طلا و سنگ لاجورد نيز در اين منطقه كشف
شدهاند.
در اين نشست، رفيعفر ـ انسانشناس و از اعضاي هيات كاوش ـ نيز به معرفي
ابزارهاي يافتهشده در جيرفت پرداخت.
وي از كشف 1315 ابزار سنگي خبر داد كه از دو جنس سنگ آتشزنه يا چخماقاند
كه بهترين سنگ براي ابزارسازي است و از جنس سنگهاي رسوبي است و از عصر
حجر]دورانسنگ[ استفاده ميشده و نيز سنگ ابسيدين كه سنگي آتشفشاني، بسيار
ترد و شكننده است كه در بيشتر مناطق باستاني ايران كشف شده، اما هنوز معدن
آن يافت نشده است. تراش اين سنگها، وسيلهي تكنيك]شگرد[ فشار پرتابي و
تكنيك]شگرد[ فشار مماس بوده كه با ظرافت بسيار تهيه شده است.
شناسايي 50 اثر تاريخي ـ فرهنگي در
سبزوار
بر اساس آخرين يافتههاي باستانشناسي 50 اثر تاريخي ـ فرهنگي در سبزوار
شناسايي شد.
رييس اداره فرهنگي و گردشگري سبزوار گفت: «بر اساس آخرين باستانشناسي 50
اثر تاريخي ـ فرهنگي در سبزوار شناسايي شد و به اين ترتيب مجموع اين آثار
شناسايي شده در اين شهرستان به 550 اثر رسيد.»
وي افزود: « اين آثار شناسايي شده شامل آتشكده، مسجد، مدرسه، حمام، حسينيه،
قنات، قلاع بياباني و كوهستاني، تپهها و محوطههاي تاريخي و باستاني، بافت
تاريخي، فرهنگي، آرامگاه، مفاخر و مشاهير و امامزادگان است.»
پژوهش هاي باستان شناسي، ايران و
ايتاليا
مسوول موزههاي آذربايجان غربي گفت: مطالعات و پژوهشهاي مشترك باستاني
ايران و ايتاليا در اين استان در حال انجام است. در گفتوگو محمد قرباني به
ايرانا افزود:
با آغاز مطالعات مرحله نهايي «گل مهرها»ي موجود در گنجينه خوي، پژوهشهاي
باستاني ايران و ايتاليا وارد مرحله جديدي شده است. به گفته وي، در اين
فعاليت پژوهشي مشترك، باستانشناسان دو طرف در مورد اداوات ساخت، نوع خط،
اشكال، جنس و تركيب گل مهرهاي موجود در گنجينه خوي تحقيق ميكنند.
وي گفت: پروفسور كارلوچيارتي باستانشناس و پژوهشگر ويژهي انستيتوي رم از
سال 84 با موزه ملي ايران قرارداد پژوهشي دارد و در اين جهت به موزه خوي
آمده وروي گل مهرههاي دوره ساساني كار ميكند.
]قرباني افزود:[ اين باستانشناس در سال 86 براي ادامه مطالعات قبلي و به
منظور نهايي شدن مطالعات و كنترل كارهاي تحقيقي به اين موزه آمده است.
پروفسور «كارلوچي آرتي» نيز در اين زمينه گفت:
من و كارشناسان ايراني تلاش ميكنيم امسال كاتولوگ جامعي از گل مهرهاي موزه
ايران باستان را چاپ و توزيع كنيم.
عليرضا جاويدنيا، رييس ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي شهرستان خوي
نيز گفت: در موزه اين شهر 146 گل مهر منحصر به فرد مربوط به دورههاي مختلف
نگهداري ميشود كه اكثر آنها مربوط به دوره ساساني هستند.
بازگشت