PDF نسخه نسخه چاپي

اتحاد پايدار ملي؛ «بايد»‎ها و راهبرد‎ها
 

دكتر هوشنگ طالع


سال 1386 خورشيدي، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام‎گذاري شده است.
گرچه خواست اتحاد ملي و شناخت «ملت» به عنوان عنصر اصلي در سامان سياسي كشور، دير بروز داده شد اما گامي است لازم و با خود « بايد‎»هايي دارد كه مي‎بايست آن‎ها را به درستي و ژرفي شناخت و بدان‏ها عمل كرد. و گرنه، « اتحاد ملي» تنها در حيطه‎ و مرحله‎ي شعار باقي مي‎ماند و اي بسا اعلام و عمل نكردن به « بايد‎»هاي آن، اتحاد ملي را بيش‎ از پيش به مخاطره‏ مي‎افكند.
نخستين لازمه‎ي اتحاد ملي، شناخت و پذيرش ناسيوناليسم ايران است. در مكتب ناسيوناليسم ايران، عنصر اصلي، حفظ و نگاه‎داري منافع ملي است يعني برتري دادن منافع ملي به منافع فردي. گر چه منافع فردي ، تنها در پناه منافع ملي مي‎تواند مفهوم پيدا كند و تامين شود.
نخستين بايد اتحاد ملي، شناخت باور و شناساندن تاريخ ايران، (تاريخ كهن و باستان و نيز تاريخ معاصر ميهن‎مان)، به ويژه‎ي تاريخ تجزيه‎‎ي ايران و دو خيزش و مبارزه‏ي پر ارج ملت ايران در سده‎ي بيستم ميلادي، يعني خيزش مشروطيت ايران و نهضت ملي شدن صنايع نفت در سراسر كشور است.
از سوي ديگر شناخت و شناساندن تاريخ معاصر ايران، به ويژه تاريخ تجزيه‎ي ايران كه نشان دهنده‎ي ستمي است كه استعمارگران بر ملت ما روا داشته‎اند و نيز نمايش ايستادگي و پايداري ملت ايران است، از اهميت والايي برخوردار است.
هم‎چنين، زنده‎نگاه‎داشتن ياد و خاطره‎ي دو خيزش و مبارزه‎ي پر ارج ملت ايران در سده‎ي بيستم ميلادي، يعني خيزش مشروطيت و نهضت ملي شدن صنايع نفت در سرتاسر كشور، لازم و ضروري است.
از نخستين بايد‎هاي اتحاد پايدار ملي، ايجاد عدالت اجتماعي است. به گونه‎اي كه همه‎ي مردم ايران، با بهره‎مندي از موهبت‎هاي اين سرزمين، خود را ياخته‎اي از پيكر تناور اين ملت احساس كنند و « بود» خود را، در گرو « بود» ملت بدانند. براي رسيدن به عدالت پايدار اجتماعي كه لازمه‎ اتجاد پايدار ملي است، مي‎بايست :
همه‎ي فرزندان اين سرزمين، از فرصت برابر و امتياز مساوي، برخوردار گردند.

از سوي ديگر : هيچ ايراني نبايد گرسنه، بدون مسكن و كار مناسب باشد.
همه‎ي شهروندان اين سرزمين، مي‎‏بايست از زندگي مناسب با شان ايراني ـ انساني، برخوردار شوند.
زنان در همه‎ي زمينه‎ها، مي‎بايست از نظر حقوق (كمي و كيفي ) با مردان برابر باشند.
برخورداري همه جانبه همه‎ي مردم ايران، از آزادي گفتار ، نوشتار، برگزاري اجتماع‎ها، تشكيل حزب، گروه، اتحاديه‎ و نيز انتشار نشريه و كتاب، برگزاري سخن‎راني و تشكيل مجمع‏‎هاي ادبي، هنري، سياسي، مذهبي، علمي و مانند آن‎ها
تضمين حقوق اقليت‎هاي مذهبي :
اقليت‎هاي مذهبي هم خانمان با ملت ايران، مانند ارمنيان، كليميان و آشوريان، جزيي از ملت ايران‎اند. حقوق تاريخي آنان در اين سرزمين، حقوقي است پا بر جا و خدشه ناپذير.
ايرانيان زرتشتي، يادگار ارجمند روزگاران ديرين‎اند و مورد احترام ملت ايران بوده و هستند.

براي رسيدن به اتحاد پايدار ملي، مي‏بايست:

هر گونه محدوديت براي احراز كرسي‎هاي نمايندگي‎ مردم ايران در رده‎هاي گوناگون، از ميان برداشته شود. به گونه‎اي كه هر ايراني بتواند بدون محدوديت، خود را براي به دست آوردن كرسي‎هاي نمايندگي‎ مردم ايران، نامزد كند.
حق برخورداري هر ايراني از گزينش نماينده‎ي دل خواه خود در همه‎ي مجامع انتخابي.
برابري همگان در انتخاب تعداد نمايندگان: در اين راه، لازم است كه حوزه‎ي انتخابيه‎ي شهر‎هاي بزرگ كه در حال حاضر بيش‎ از يك نماينده دارد، به حوزه‎هاي در حد يك نماينده، تقسيم شوند.
خدمت مقدس سربازي، وظيفه و افتخار ميهني است. اين امر مقدس، نبايد قابل خريد و فروش باشد.

براي رسيدن به اتحاد پايدار ملي، لازم است كه در امور قضايي به مسايل زير توجه كامل شود :

وضع قوانين عادلانه و اجراي عادلانه‎ي قوانين
حضور هيات منصفه‎ي مردم در دادگاه‎ها
برخورداري از حقوق مساوي و حق تعيين وكيل، از مرحله‎ي بازجويي
استقلال كامل دادگاه انتظامي قضات
استقلال كامل كانون وكلاي دادگستري

امروزه مي‎دانيم كه ساختن جامعه‎اي بهتر، در گرو سازندگان بهتر است. از اين رو، در راه شكوفايي ملي كه از عامل‎هاي نيرومندي اتحاد ملي است :

سرمايه‎گذاري ملي در امر آموزش ملي
همه‎ي فرزندان اين سرزمين، بايد از حق برابر آموزش در بستر امكان‎هاي مساوي و رايگان، برخوردار باشند.
قرار دادن امكان‎هاي آموزشي ويژه در اختيار شايسته‎تر‎ها
امروزين و نهادينه كردن آموزش‎هاي فني و حرفه‎اي
براي شكوفايي آموزش عالي، مي‎بايست دانشگاه‎ها از استقلال لازم برخوردار باشند.

از ضروريات اصلي براي ايجاد اتحاد پايدار ملي، توجه لازم به نقش انساني ملت در پهنه‎ي جهاني در درازاي هزاره‎هاست.
از روزگاران دور تاريخ، دو اصل زير مورد شناخت و احترام ويژه‎ي ملت ايران بوده و هست :
يكم ـ آزادي انسان‎ و حقوق بشر
دوم ـ طرد هر گونه استثمار و استبداد، در هر شكل و رنگ

از اين رو، نقش انساني ملت ايران در پهنه‎ي جهان، عبارت بود و هست :

حمايت از حقوق انسا‎ن‎ها و آزادي‎هاي همه‎ي مردم جهان
مبارزه با هر گونه استبداد، استعمار و تبعيض نژادي

بايد به ياد داشته باشيم كه ما، حاملان درفش آزادي انسان و حقوق بشر كورش و نيز پرچم ظلم ستيز كاوه هستيم.
تمدن ما در دوره اسلامي نيز در برگيرنده‎ي هزاران هزار سند درخشان از مبارزه‎ي ايرانيان در برابر ستم‎گري، استعمار و تبعيض نژادي است.

 

بازگشت