|
صداي پاي تاريخ در شهري كه سوخته نيست
گفتوگوي عليرضا سلجوقي، با دكتر سجادي سرپرست باستانشناسان شهر سوخته
طنين خشاخش سفالينههاي شكسته با نقش و نگارههاي خيرهكننده در فضاي خاموش
و تاريك كوير ميپيچد.
اينجا چنان از خرده سفالينه؛ سنگ و فلزهاي قديمي مشحون شده كه هر قدم بر
زمين آن به منزله ورقي بر كتاب تاريخ حماسي نياكان ايران كهن ما « رستم و
سهراب» است.
اين مكان دشت تفتيده سيستان، قلب داغ و تپنده تاريخ قلات پهناور ايران است.
هر ندايي كه از آن برميخيزد، سفري جذاب است و انگار آدمي را به گذشتههاي
دور و دراز رهنمون ميكند.
اين نواها، روز و شب با هياهوي بادهاي 120 روزه، سكوت خاموش و تاريك فضاي
كوير را در هم ميشكند؛ فراخواني به اعماق تاريخ ميزند و يكه و تنها
رازهاي سر به مهر گذشته را در گوش ستاره و ماه نجوا ميكند.
اين دست پروردهي تاريخ، با ناز و كرشمه سدهاي متمادي است كه به رسم امانت
به دست مهربانان آسمان (خورشيد و ماه و ستاره) سپرده شده و در گذار ازمنه
به « شهر سوخته» در دل كوير خشن سيستان نور اميد و حيات تابانده تا همچنان
پس از گذشت 52 سده پرهيبت و مغرور سر افراز بماند.
در قطعهاي از بهشت دشت گونه سيستان به مدد «هامون و هيرمند» در شرق فلات
گسترده ايران، «شهر سوخته» جاي خوش كرده كه آوازهاش باعث غرور ايراني است.
در اينجا هنوز صداي پاي تاريخ به گوش ميآيد؛ شهر اگر چه فرتوت است اما با
وجود قهر طبيعت و ورزش بادهاي معروف 120 روزه در زير تلنبار گرد و غبار
زمانه خميده نشده و همچنان پايدار نفس ميكشد و در اين مدت، همواره تاريخ
را اين سو و آن سو با خود همراه برده است.
شهر سوخته در واقع نام سلسله تپههاي به هم چسبيده وسيع با بلنداي بين 12
تا 18 متر از سطح زمينهاي پيراموني است كه درست در فاصله 56 كيلومتري
جاده زابل به زاهدان قرار دارد.
اين شهر تاريخي، مهمترين محوطهي ديرينه سيستان در كنار رود هيرمند و در
بالاترين لبه شمال غربي ريزشگاه قديمي بر روي سلسله « تپههاي رمرود» و
زمينهاي زراعي «نيمروز» واقع شده كه وجود آن در هزارههاي چهارم و سوم پيش
از ميلاد، دامدار رودخانه پر آب هيرمند بوده است. 120 هكتار از
گستردهترين دوره آن مربوط به سالهاي بين 2800 تا 2500 پيش از ميلاد بوده
كه گستره آن در اين دوران به بيش از 80 هكتار رسيده است.
افزون بر نيمي از پهنهي شهر، چنان پوشيده و مملو از توده سفالهاي شكسته
سنگ؛ فلز و خرده سنگهاي نيمه قيمتي و ساير مواد منقول باستاني است كه در
برخي مكانها بدون گام نهادن بر روي اين مواد امكان جابهجايي و حركت ميسر
نيست.
با آن كه محل قطعي و در برخي موارد مكان تقريبي بسياري از شهرها و
ايالتهاي باستاني در لوحههاي به دست آمده از ميان رودان، چون «انشان»؛
«ارت»؛ «ملوخه»؛ «ماراهاشي»؛ «ديلمون» و «مكن» توسط ديرينه شناسان مشخص
شده، اما هنوز به سبب فقدان دستيابي به اسناد و مدارك كافي و كامل از نام
باستاني شهر سوخته آگاهي در دست نيست.
هر چند سالها پيشتر اين شهر به عنوان يكي از شهرهايي كه ميتوانسته با
شهر «ارت» تطابق كند مورد بحث بوده اما بعدها با تعيين و تطبيق «شهداد»
كرمان با محل «ارت» اين فرضيه مردود شناخته شد.
عنوان امروزي شهر سوخته، نامي جديد است و به نظر نميرسد كه پيشينهي آن
از 150 تا 200 سال بيشتر باشد؛ از آن جايي كه اين شهر دست كم طي سه مرحله
از تاريخ خود دچار حريق و آتشسوزي بزرگي شده سطح آن سوخته و آثار خاكستر و
سوختگي در جاي جاي آن ديده ميشود و به اين ترتيب از سوي مردم محل به نام
«شهرسوخته» خوانده شده است.
روايت محلي ديگر درباره نام شهر آن است كه نام اين محل در اصل شهر «سوته»
بوده كه به معناي بزرگ و عظيم است و سوته به مرور زمان تبديل به سوخته شده
است.
مردم شهر سوخته با استفاده از موقعيت جغرافيايي شهر خود كه اجازهي تهيه
منابع معدني و طبيعي و مهار توليد و توزيع آنها را در تمام نقاط سيستان و
مناطق اطراف ميداده، اين شهر را گسترش دادهاند.
توسعه شهر سوخته از نظر فرهنگي، سياسي، اجتماعي و صنعتي در يك دوره 400
ساله از زندگاني يك هزار ساله، آن را از شكل شهرك كوچك 15 هكتاري خارج و
سپس با گستره حدود 150 هكتاري تبديل به يكي از بزرگترين شهرهاي دوران مفرغ
خاورميانه كرده كه شهرهاي محدودي چون انشان يا « تپه مليان» در فارس، «
اور» در بين النهرين، « شوش» در دشت خوزيان و بالاخره « موهنجودارو» در دشت
« سند» قابل مقايسه با آن بودهاند، گستره شهر قابل تقسيم به سه بخش اصلي و
سه بخش فرعي است.
دكتر سجادي، سرپرست گروه باستان شناسان شهر سوخته ميگويد:
منطقه بزرگ مركزي شهر، شامل بخشهاي مسكوني شرقي، مركزي و بناهاي يادماني
است.
منطقه شمال غربي شهر شامل بخشهاي صنعتي و گورستان است كه آثار معماري به
دست آمده در بخش مسكوني نشان دهنده وجود نوعي نظم و ترتيب در تقسيمبندي
ساختمانها و واحدهاي مسكوني است كه توسط خيابانها و كوچههايي از يكديگر
جدا ميشوند.
مصالح ساختماني اين بناها عبارتند از چينه، خشت، چوب و حصير، هر واحد
ساختماني داراي شش تا 10 اتاق بوده كه داراي در، درگاه، پلكان، سقف و اجاق
بوده است.
اشياي منقول پيدا شده در شهر سوخته بسيار متنوع است، گذشته از ظرفهاي
سفالي بسيار زياد، اشياي در خور توجه ديگر شامل انواع پيكرههاي كوچك گلين،
سفالين و سنگي انسان و جانور، اشياي چوبي و حصيري، ابزارهاي بافندگي،
پارچه و طناب است كه در ميان اشياي سنگي، به ويژه ميتوان به ظرفهاي مرمري
و دستههاي سنگي و سنگ آسيابها اشاره كرد.
اشياي زينتي بيشتر با سنگهاي نيمه بهادار وارداتي چون لاجورد، عقيق و
فيروزه كه از معادن دور دست به شهر سوخته وارد شده ساخته شدهاند، اين
سنگهاي نيمه بهادار و به ويژه سنگ لاجورد، توسط صنعتگران شهر سوخته تراش
داده شده و به شكل اشياي زينتي درميآمده و سپس براي صدور به سرزمينهاي
دور دست آن سوي خليجفارس و ميان رودان فرستاده ميشد.
از سنگهاي مرمر، بازالت و آهكي براي ابزارسازي و مهرهسازي و نيز ساخت
ظرفهاي گوناگون استفاده شده است مهرهها و اثر مهرههاي گوناگوني از مواد
مختلف در شهر سوخته به دست آمده كه داراي كاربرد اداري و رسمي بوده است.
يكي از مهمترين اشياي كشف شده در شهر سوخته، لوحهي گلي كوچكي است كه بر
روي آن نوشتهاي كوتاه به خط دوران آغاز «تمدن ايلامي» باقيمانده كه به
ظاهر مربوط به يك سلسله ارقام و اعداد است. اين لوحه كه از كهنترين
لايههاي موجود شهر پيدا شده مربوط به حدود 3200 سال پيش از ميلاد و
قديميترين نوشتهاي است كه تا كنون در سرزمينهاي شرق دست لوت به دست آمده
است.
بيشتر اين جمعيت به كارهاي توليدي و صنعتي مانند سنگ تراشي، سفالگري،
بافندگي شكار و صيادي، كشاورزي و بازرگاني اشتغال داشتهاند.
شهر سوخته مانند بسياري ديگر از محوطههاي باستاني شرق ايران همانند تپه
«حصار دامغان» و تپه «يحياي» كرمان و «تل ابليس» بردسير تقريبا در يك زمان
يعني حدود اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد از بين رفته است.وي اظهار داشت:
برخي پژوهشگران تغييرهاي شديد آب و هوايي و خشك شدن رود هيرمند را از
عوامل متروك شدن اين شهر باستاني ميدانند، اما با توجه به همزماني از بين
رفنت محوطههاي باستاني ديگر در مناطق شرقي ايران با متروك شدن شهر سوخته
ميبايد در جستجوي عوامل و دلايل ديگري نيز بود.
مهمتر اين كه تا كنون هيچ اثر و نشانهاي از آتشسوزي شديد و فراگيري كه
باعث تخريب كامل شهر شده باشد و يا هجوم خارجي به شهر به دست نيامده تا اين
عوامل را در متروك شدن شهر سوخته دخيل دانست.
پيدا شدن هزاران قطعه شيء مطالعاتي، گنجينهاي و آزمايشگاهي در شهر سوخته
بر ثروت و غناي موجود در آن و درجه رفاه مردم شهر گواهي ميدهد، اين اشيا
از يك سو بر وجود ارتباطهاي اين شهر با روستاهاي اقماي آن كه توليد كننده
برخي موارد مورد نياز جامعه شهر بودهاند و از طرف ديگر بر ارتباط با
سرزمينهاي دورتر از نظر مبادله كالا صحه ميگذارند.
علاوه بر آن، اشيا و لوازم داخل گورها به شناسايي درجه فقر و غنا و يا
طبقه اجتماعي و در بخري موارد شغل و در موارد نادرتري به جايگاه و
خاستگاه اصلي و يا حداقل وابستگي خاص جغرافيايي فرد كمك ميكنند، اختلاف
ميان اشيا، كيفيت و مرغوبيت آنها از نظر ساختماني و يا مواد استفاده شده
در آنها بستگي به نوع ساختمان گور نيز دارد.
اين اشيا از مواد مختلفي چون سفال، سنگهاي گوناگون، چوب، گياه، استخوان،
فلز، گل و مانند آن ساخته شدهاند، سفال يكي از مواد اصلي و اوليه مورد
استفاده در شهر سوخته بوده كه به مقدار شگفتآوري توليد شده و اين مهمترين
علتي است كه حتي امروزه با گذشت سدهها در بسياري از بخشهاي مختلف شهر و
به ويژه مناطق مسكوني نميتوان بدون پا گذاشتن روي تودههاي انبوه سفال قدم
برداشت.
كارگاههاي اصلي توليد سفال در روستاهاي اقماري قرار داشته كه شناخته
شدهترين آنها در تپههاي «رود بيابان» مربوط به دوره دوم استقرار در شهر
سوخته ديده شدهاند.
كاوش در ساختمان شماره يك از سال 1378 در بناهاي يادماني آغاز شد و تا
كنون حدود 1400 متر از آن حفاري شده است كه در نتيجه آن دهها فضاي روباز
شامل حياط، اتاق، راهرو، انبار، كوره و اجاقهاي متعدد، پلكان و ساير عناصر
معماري در آن پيدا شده است.
بيشتر آثار منطقه، بناهاي يادماني متعلق به دوران دوم استقرار است كه در
دوره سوم نيز با تغييرهايي در كاربري بناها ادامه پيدا كرده وبه احتمال
در دوره اول نيز از آن استفاده شده است.
ديوارهاي اصلي اتاقهاي اين بنا از خشت ساخته شده و از استحكام زيادي
برخوردار است، اين ديوارها اغلب حجيم و قطور است به گونهاي كه قطر آنها
بين 75 تا 125 سانتيمتر بوده، اما در برخي ديوارهاي كم اهميت و تيغهها،
قطر آنها كاهش يافته و به حدود 50 سانتيمت ميرسد.
خشتهاي استفاده شده در اين بنا اغلب به اندازه استاندارد 40 در 20 در 12
سانتيمتر است اما در چند مورد نيز خشتهاي بزرگتري به طول 45 سانتيمتر
ديده شده است، خشتها با استفاده از قالبهاي چوبي ساخته شدهاند و
كنارههاي آنها كاملا صاف بوده و سطحشان نيز با وسيلهاي چون ماله صافه
شده كه اثر انگشت خشت زن بر روي آنها كمتر به چشم ميآيد.
در ورودي و اصلي اين ساختمان تا كنون پيدا نشده اما شواهد موجود نشان
ميدهد كه محل اين دروازهها در فضاي روباز بزرگي در جبهه جنوبي قرار داشته
است، اين فضاي روباز به پلكان بزرگي مركب از هشت پله وسيع منتهي ميشود كه
از طريق آن ميتوان به سقف اتاقهاي مركزي راه يافت.
در ميان آنها اشياي مربوط به زندگي روزمره مانند ظروف سفالي، لوازم و
ابزار مذهبي و پرستش مانند پيكرههاي انسان و جانور «فلاخنهاي گلي
تخممرغي شكل، ابزار مربوط به فعاليت اقتصادي و بازرگاني مانند مهر و اثر
مهر و اشياي سفارشي و سرپوشهاي مهر شده، ظروف سفالي و ديسكهاي مدور و
مثلث و طاووسهاي گلي، قطعههاي مختلف پارچه و طناب، اسبابچوبي مانند
قالبها و شانهها، سبدهاي حصيري، مهرههاي گوناگون سنگي و گلي، گرههاي
محاسباتي و در نهايت ابزار كار فلزي بسياري پيدا شده است.
مهرهاي شهر سوخته مسطح و از نوع مهرهاي شرقي و شمالي فلات ايران است كه با
نوع مهرهاي استوانهاي خوزياني و ميان روداني تفاوت دارند، مهرهاي مسطح
اين شره از مفرغ، سنگ صابون، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته
شدهاند.
اثر مهر در روي بسياري از قطعههاي گلي پيدا شده، همراه با طناب و حصير،
نشان دهنده استفاده از آنها براي مهر كردن در انبارها و يا ظرفهاي بسيار
بزرگ انباري بوده است.
كليه بقاياي مهر و مومهاي كشف شده در بناهاي يادماني توسط مهرهاي سنگي و
فلزي مهر شدهاند، بيشتر اثر مهرها نشان از شكل هندسي آنها دارد كه چهار
گوش، صليبي و در مواردي تصويري از يك پرنده بودهاند.پيشتر و طي دو سال
نخست كاوش در گورستان شهر، آثار پارچههايي به شكل كيسه در درون ظروف به
شكل زيرانداز و روانداز در قبرها يافت شد، اما پارچههاي داخلي قبرهاي
همه شكننده و فاسد شده بودند و به محض برخورد با فضا و قرار گرفتن در هواي
آزاد بيشتر آنها از بين ميرفت.
پارچههاي پيدا شده در بناهاي يادماني جدا از اثرهاي پودر شده و از بين
رفته، نرم و تازه به نظر ميرسد و در برخي از حالتها ميتوان آنهارا مانند
دستمالي پيچيد و باز كرد. بدون آن كه به شكل آنها خللي وارد شود.
پارچههاي كف شده در شهر سوخته اغلب به رنگ قهوهاي سوخته و گاهي كرم است،
اما بيش از چند مورد نيز پارچههايي دورنگ نيز يافت شده است.
همين نكته درباره طنابها نيز صادق است، منشا و ريشه بيشتر طنابها گياهي
است در حالي كه پارچهها هم داراي منشا گياهي و هم جانوري است، پيدا شدن
تعداد قابل توجهي ابزار گوناگون بافندگي و ريسندگي چوبي، گلي، سفالي و فلزي
نشان دهنده توليد پارچهر در شهر سوخته بوده است. اشياي چوبي به اشكال مختلف
ديده شدهاند كه شامل لوازم تزييني، قالب كفش، جعبهها، وسايل و ابزار كار
و نيز لوازم شخصي و خصوصي است.
يكي از شاخصترين گروه اشياي چوبي شهر سوخته شانهها است، در كاوشهاي سال
1379 دو عدد شانه چوبي معرق در ساختمان شماره يك شهر كشف شده پيش از اين
گمان ميرفت كه صنعت معرق كاري داراي ريشه چيني است و سابقه تاريخي آن به
دوره صفويه ميرسد اما تاريخ ساخت شانههاي شهر سوخته حدود 3000 سال پيش از
ميلاد است كه به اين ترتيب كشف آنها تغيير بسيار مهمي در تاريخچه، سابقه
و محل ابداع اين هنر ايجاد كرده است.
سرپرست گروه باستان شناسي شهر سوخته گفت:
از سال 1376 تا سال 80 تعداد 32 گمانه و كاوش در گورستان شهر انجام گرفت كه
در نتيجه آن حدود 150 تدفين كشف شده اطلاعات و دادههاي به دست آمده از
داخل گورهاي حفاري شده نشان داد كه قبرها مخزن سرشاري از دادههاست كه
براي بازسازي تاريخ و تمدن اين شهر و فلات ايران بسيار مهم است.
همين بقايا و ماندهها به روشن شدن وضعيت اجتماعي و طبقاتي مردم، شغل و
مرتبه اجتماعي و نيز آيينهاي رايج در اين جامته كمك فراواني ميكند.
كشف نكاتي چون وجود بيماريهاي واگير و آيينهاي مختلف تشييع، نشان از
باورهاي مذهبي گور هاي دسته جمعي با رديف جمجمههاي و يا وجود جمجمهي
سگهاي اهلي شده در برخي از (گورها)، باورهاي اجتماعي (قتل عمدي و سر
بريدنها كه ممكن است ريشههاي مذهبي نيز داشته باشد) در شهر سوخته دارد.
استفاده از كفش و يا لباس، ريشههاي مختلف نژادي و مهاجرتي شغل و كار مردم
(قبرهاي صنعتگران و دامداران)، معماري قبرها (شكلهاي 9 گانه قبرها) سن
و سال افراد، بيماريها، وابستگيهاي خانوادگي (گورهاي خانوادگي) تاريخ
تحول علوم پزشكي (جراحي جمجمه و شكستهبندي)، طبقات اجتماعي گوناگون
(قبرهاي فقرا و اغنياء ظرفهاي سفارشي براي تدفين) همگي نشانه وجود
جامعهاي پيشرفته و سازمان يافته در اين شهر است.
جهت گورها و تدفينها در گورستان شهر سوخته همواره متغير است و به نظر
ميرسد كه در زمان دفن، موقعيت خورشيد و محل قرار گرفتن آن در آسمان عامل
مهمي در تصميمگيري براي انتخاب جهت قبر و خواباندن جسد در آن بوده زيرا
تدفينها در جهت تابش خورشيد انجام گرفته كه اين نشان از ارزش، اعتبار و
اهميت نور و آفتاب در باورهاي مذهبي جامعه شهر سوخته دارد.
در دنياي پيشرفتهي شهر سوخته، جهان پس از مرگ نيز از اهميت خاصي برخوردار
بوده است، باقي گذاشتن صدها شي مختلف، خوراك، نذر و ابزاركار و ساير مدارك
و شواهد همگي نشان دهندهي اعتقادهاي مردم اين شهر ديرينه است. دكتر سجادي
اظهار داشت، اين شهر داراي تشكيلات مرتب و منظمي بوده است، آثار باقيمانده
در آن نشان دهنده اين است كه شهر سوخته در هزاره سوم پيش از ميلاد در ايام
نظام مرتب و منظم آب رساني و تخليه فاضلاب بوده و دانش پزشكي در آن به حدي
پيشرفته بوده كه پزشكان شهر نه تنها از علومي چون شكستهبندي آگاه بودند،
بلكه به اجراي اعمال شگفتانگيزي چون جراحي جمجمه نيز دست ميزدند.
از سوي ديگر كشف تنها لوح نوشته دوران آغاز تمدن ايلام در اين شهر همراه
با آثار مهرها و علايمي كه پيشتر به آن اشاره شد نشان از ارتباطهاي تجاري
و كنترل اقتصادي منطقه از سوي اين جامعه دارد و به اين ترتيب مردم اين شهر
به چنان درجهاي از رفاه رسيده بودن كه زنان به زيبايي خود نيز توجه فراوان
داشته و مردم آن به احتمال جزو نخستين مخترعان و مكتشفان سرگرميهايي شبيه
«شطرنج» و «نرد» بودهاند.
قابل قبولترين و مهمترين نظريه درباره ترك نهايي شهر سوخته، خشكي و
جابهجايي ريزشگاه رودخانه هيرمند و بستر آن است كه به احتمال، مردم شهر
را به دنبال آب جابهجا كرد و به مكاني كه اكنون از آن اطلاع و خبري در دست
نيست، انتقال داده است.
تا كنون 10 فصل كاوشهاي باستان شناختي در شهر تاريخي منحصربه فرد انجام
شده كه در هيك يك از اين فصلها اطلاعات جامع جديدي از نحوه زندگي «اعتقاد،
آيينها، اشيا و ابزارهاي تاريخي و ... به دست آمده است.
دومين دوره كاوشهاي علمي محوطه باستاني شهر سوخته از سال 1376 توسط
كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي كشور آغاز شد نخستين دوره اين كاوشها را
كارشناسان ديرين شناس ايتاليايي در سال 1346 تا 1356 انجام داده بودند.
طي دوره زماني 10 ساله يعني از سال 66 تا 75 با سرپرستي دكتر منصور سجادي و
گروهي باستانشناسان همراه او 9 فصل كاوش در اين محوطه تاريخي انجام شده
است.
با توجه به اهميت تاريخي شهر سوخته و آثار كشف شده در آن براي ساماندهي
بيشتر پژوهشهاي باستاني در سالهاي اخير «پايگاه باستان شناسي بينالمللي
شهر سوخته» تشكيل و راهاندازي شده است.
بر اساس اعلام اين پايگاه از آغاز كاوشهاي باستانشناسي شهر سوخته تا سال
85 حدود يك هزار تپه اقماري مربوط به دورههاي پيش از تاريخ در اين منطقه
كشف و شناسايي شده است.
با توجه به اهميت و جايگاه شهر سوخته به عنوان يكي از مكانهاي مسكوني
منحصر به فرد در حوزه تمدني تاريخ بشر مراحل مقدماتي و گزارشهاي اين اثر
چندين هزار ساله براي ثبت در فهرست آثار سازمان علمي، فرهنگي، آموزشي و
تربيتي ملل متحد (يونسكو) به عنوان يادمان جهاني ارسال شده است. به نظر
ميرسد در فصلهاي بعدي كاوشهاي ديرينه شناسي، گمانهزنيها اطلاعات و
دادههاي جديد ديگري از اين حوزه تمدني شگفتانگيز ارايه كند.
همانگونه كه كاوشهاي پيشتر نيز مشخص كرده بود شهر سوخته راز و رمزها و
شگفتيهاي فراوان و منحصر به فردي در خود به همراه دارد كه گمانهزنيهاي
آينده بيش از اين اوج هنر، فرهنگ، خلاقيت و تاثير شگرف ونياكان ايراني ما
را بر تمدن بشري بيش از پيش آشكار خواهد كرد.
بازگشت
|