PDF نسخه نسخه چاپي

صداي پاي تاريخ در شهري كه سوخته نيست

گفت‎وگوي علي‎رضا سلجوقي، با دكتر سجادي سرپرست باستان‎شناسان شهر سوخته


طنين خشاخش سفالينه‎هاي شكسته با نقش و نگاره‎هاي خيره‎كننده در فضاي خاموش و تاريك كوير مي‎پيچد.
اين‏جا چنان از خرده سفالينه‎؛ سنگ و فلز‎هاي قديمي مشحون شده كه هر قدم بر زمين آن به منزله ورقي بر كتاب تاريخ حماسي نياكان ايران كهن ما « رستم و سهراب» است.
اين مكان دشت تفتيده سيستان، قلب داغ و تپنده تاريخ قلات پهناور ايران است. هر ندايي كه از آن برمي‎خيزد، سفري جذاب است و انگار آدمي را به گذشته‎هاي دور و دراز رهنمون مي‎كند.
اين نوا‎ها، روز و شب با هياهوي باد‎هاي 120 روزه، سكوت خاموش و تاريك فضاي كوير را در هم مي‎شكند؛ فراخواني به اعماق تاريخ مي‎زند و يكه و تنها راز‎هاي سر به مهر گذشته را در گوش ستاره‎ و ماه نجوا مي‎كند.
اين دست پرورده‏ي تاريخ، با ناز و كرشمه سده‎اي متمادي است كه به رسم امانت به دست مهربانان آسمان (خورشيد و ماه و ستاره) سپرده شده و در گذار ازمنه به « شهر سوخته» در دل كوير خشن سيستان نور اميد و حيات تابانده تا هم‌چنان پس از گذشت 52 سده پرهيبت ‎و مغرور سر افراز بماند.
در قطعه‎اي از بهشت دشت گونه سيستان به مدد «هامون و هيرمند» در شرق فلات گسترده ايران، «شهر سوخته» جاي خوش كرده كه آوازه‎اش باعث غرور ايراني است.
در اين‏جا هنوز صداي پاي تاريخ به گوش مي‎آيد؛ شهر اگر چه فرتوت است اما با وجود قهر طبيعت و ورزش باد‎هاي معروف 120 روزه در زير تلنبار گرد و غبار زمانه خميده نشده و هم‌چنان پايدار نفس مي‎كشد و در اين مدت، همواره تاريخ را اين سو و آن سو با خود همراه برده است.
شهر سوخته در واقع نام سلسله‎ تپه‎هاي به هم چسبيده وسيع با بلنداي بين 12 تا 18 متر از سطح زمين‎هاي پيراموني است كه درست در فاصله 56 كيلو‎متري جاده زابل به زاهدان قرار دارد.
اين شهر تاريخي، مهم‎ترين محوطه‏ي ديرينه سيستان در كنار رود هيرمند و در بالاترين لبه شمال غربي ريزش‎گاه قديمي بر روي سلسله « تپه‎هاي رمرود» و زمين‎هاي زراعي «نيمروز» واقع شده كه وجود آن در هزاره‎هاي چهارم و سوم پيش از ميلاد، دام‎دار رودخانه پر آب هيرمند بوده است. 120 هكتار از گسترده‎ترين دوره آن مربوط به سال‎هاي بين 2800 تا 2500 پيش از ميلاد بوده كه گستره آن در اين دوران به بيش از 80 هكتار رسيده است.
افزون بر نيمي از پهنه‎ي شهر، چنان پوشيده و مملو از توده سفال‎هاي شكسته سنگ؛ فلز و خرده سنگ‎هاي نيمه قيمتي و ساير مواد منقول باستاني است كه در برخي مكان‎ها بدون گام نهادن بر روي اين مواد امكان جابه‎جايي و حركت ميسر نيست.
با آن كه محل قطعي و در برخي موارد مكان تقريبي بسياري از شهر‎ها و ايالت‎هاي باستاني در لوحه‎هاي به دست آمده از ميان رودان، چون «انشان»؛ «ارت»؛ «ملوخه»؛ «ماراهاشي»؛ «ديلمون» و «مكن» توسط ديرينه شناسان مشخص شده، اما هنوز به سبب فقدان دستيابي به اسناد و مدارك كافي و كامل از نام باستاني شهر سوخته آگاهي در دست نيست.
هر چند سال‎ها پيش‎تر اين شهر به عنوان يكي از شهر‎هايي كه مي‎توانسته با شهر «ارت» تطابق كند مورد بحث بوده اما بعدها با تعيين و تطبيق «شهداد» كرمان با محل «ارت» اين فرضيه مردود شناخته شد.
عنوان امروزي شهر سوخته، نامي جديد است و به نظر نمي‎رسد كه پيشينه‏‎ي آن از 150 تا 200 سال بيش‎تر باشد؛ از آن جايي كه اين شهر دست كم طي سه مرحله از تاريخ خود دچار حريق و آتش‎سوزي بزرگي شده سطح آن سوخته و آثار خاكستر و سوختگي در جاي جاي آن ديده مي‎شود و به اين ترتيب از سوي مردم محل به نام «شهرسوخته» خوانده شده است.
روايت محلي ديگر درباره نام شهر آن است كه نام اين محل در اصل شهر «سوته» بوده كه به معناي بزرگ و عظيم است و سوته به مرور زمان تبديل به سوخته شده است.
مردم شهر سوخته با استفاده از موقعيت جغرافيايي شهر خود كه اجازه‏ي تهيه منابع معدني و طبيعي و مهار توليد و توزيع آن‌ها را در تمام نقاط سيستان و مناطق اطراف مي‎داده، اين شهر را گسترش داده‎اند.
توسعه شهر سوخته از نظر فرهنگي، سياسي، اجتماعي و صنعتي در يك دوره 400 ساله از زندگاني يك هزار ساله، آن را از شكل شهرك كوچك 15 هكتاري خارج و سپس با گستره حدود 150 هكتاري تبديل به يكي از بزرگترين شهر‎هاي دوران مفرغ خاورميانه كرده كه شهر‎هاي محدودي چون انشان يا « تپه مليان» در فارس، « اور» در بين النهرين، « شوش» در دشت خوزيان و بالاخره « موهنجودارو» در دشت « سند» قابل مقايسه با آن بوده‎اند، گستره شهر قابل تقسيم به سه بخش اصلي و سه بخش فرعي است.
دكتر سجادي، سرپرست گروه باستان شناسان شهر سوخته مي‎گويد:

منطقه بزرگ مركزي شهر، شامل بخش‎هاي مسكوني شرقي، مركزي و بنا‎هاي يادماني است.
منطقه شمال غربي شهر شامل بخش‎هاي صنعتي و گورستان است كه آثار معماري به دست آمده در بخش مسكوني نشان دهنده وجود نوعي نظم و ترتيب در تقسيم‎بندي ساختمان‎ها و واحد‎هاي مسكوني است كه توسط خيابان‎ها و كوچه‎هايي از يكديگر جدا مي‎شوند.
مصالح ساختماني اين بنا‎ها عبارتند از چينه، خشت، چوب و حصير، هر واحد ساختماني داراي شش تا 10 اتاق بوده كه داراي در، درگاه، پلكان، سقف و اجاق بوده است.
اشياي منقول پيدا شده در شهر سوخته بسيار متنوع است، گذشته از ظرف‎هاي سفالي بسيار زياد، اشياي در خور توجه ديگر شامل انواع پيكره‎هاي كوچك گلين، سفالين و سنگي انسان و جانور، اشياي چوبي و حصيري، ابزار‎هاي بافندگي، پارچه و طناب است كه در ميان اشياي سنگي، به ويژه مي‎توان به ظرف‎هاي مرمري و دسته‎هاي سنگي و سنگ آسياب‎ها اشاره كرد.
اشياي زينتي بيش‏تر با سنگ‎هاي نيمه بهادار وارداتي چون لاجورد، عقيق و فيروزه كه از معادن دور دست به شهر سوخته وارد شده ساخته شده‎‏اند، اين سنگ‎هاي نيمه بهادار و به ويژه سنگ لاجورد، توسط صنعت‎گران شهر سوخته تراش داده شده و به شكل اشياي زينتي درمي‎آمده و سپس براي صدور به سرزمين‎هاي دور دست آن سوي خليج‎فارس و ميان رودان فرستاده مي‎شد.
از سنگ‎هاي مرمر، بازالت و آهكي براي ابزارسازي و مهره‎سازي و نيز ساخت ظرف‎هاي گوناگون استفاده شده است مهره‎ها و اثر مهره‎هاي گوناگوني از مواد مختلف در شهر سوخته به دست آمده كه داراي كاربرد اداري و رسمي بوده است.
يكي از مهم‎ترين اشياي كشف شده در شهر سوخته، لوحه‎ي گلي كوچكي است كه بر روي آن نوشته‎‎اي كوتاه به خط دوران آغاز «تمدن ايلامي» باقي‎مانده كه به ظاهر مربوط به يك سلسله ارقام و اعداد است. اين لوحه كه از كهن‎ترين لايه‎هاي موجود شهر پيدا شده مربوط به حدود 3200 سال پيش از ميلاد و قديمي‎ترين نوشته‎اي است كه تا كنون در سرزمين‎هاي شرق دست لوت به دست آمده است.
بيش‎تر اين جمعيت به كارهاي توليدي و صنعتي مانند سنگ تراشي، سفالگري، بافندگي شكار و صيادي، كشاورزي و بازرگاني اشتغال داشته‎اند.

شهر سوخته مانند بسياري ديگر از محوطه‎هاي باستاني شرق ايران همانند تپه «حصار دامغان» و تپه «يحياي» كرمان و «تل ابليس» بردسير تقريبا در يك زمان يعني حدود اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد از بين رفته است.وي اظهار داشت:

برخي پژوهشگران تغيير‎هاي شديد آب و هوايي و خشك شدن رود هيرمند را از عوامل متروك شدن اين شهر باستاني مي‎دانند، اما با توجه به همزماني از بين رفنت محوطه‎هاي باستاني ديگر در مناطق شرقي ايران با متروك شدن شهر سوخته مي‎بايد در جستجوي عوامل و دلايل ديگري نيز بود.
مهم‎تر اين كه تا كنون هيچ اثر و نشانه‎اي از آتش‎سوزي شديد و فراگيري كه باعث تخريب كامل شهر شده باشد و يا هجوم خارجي به شهر به دست نيامده تا اين عوامل را در متروك شدن شهر سوخته دخيل دانست.
پيدا شدن هزاران قطعه شيء مطالعاتي، گنجينه‎اي و آزمايشگاهي در شهر سوخته بر ثروت و غناي موجود در آن و درجه رفاه مردم شهر گواهي مي‎دهد، اين اشيا از يك سو بر وجود ارتباط‎هاي اين شهر با روستاهاي اقماي آن كه توليد كننده برخي موارد مورد نياز جامعه شهر بوده‎اند و از طرف ديگر بر ارتباط با سرزمين‎هاي دورتر از نظر مبادله كالا صحه مي‎گذارند.
علاوه بر آن، اشيا و لوازم داخل گورها به شناسايي درجه فقر و غنا و يا طبقه‎ اجتماعي و در بخري موارد شغل و در موارد نادر‎تري به جايگاه و خاستگاه اصلي و يا حداقل وابستگي خاص جغرافيايي فرد كمك مي‎كنند، اختلاف ميان اشيا، كيفيت و مرغوبيت آن‌ها از نظر ساختماني و يا مواد استفاده شده در آن‌ها بستگي به نوع ساختمان گور نيز دارد.
اين اشيا از مواد مختلفي چون سفال، سنگ‎هاي گوناگون، چوب، گياه، استخوان، فلز، گل و مانند آن‌ ساخته شده‎اند، سفال يكي از مواد اصلي و اوليه مورد استفاده در شهر سوخته بوده كه به مقدار شگفت‎آوري توليد شده و اين مهم‎ترين علتي است كه حتي امروزه با گذشت سد‎ه‎ها در بسياري از بخش‎هاي مختلف شهر و به ويژه مناطق مسكوني نمي‎توان بدون پا گذاشتن روي توده‎هاي انبوه سفال قدم برداشت.
كارگاه‎هاي اصلي توليد سفال در روستا‎هاي اقماري قرار داشته كه شناخته شده‎ترين آن‌ها در تپه‎هاي «رود بيابان» مربوط به دوره دوم استقرار در شهر سوخته ديده شده‎اند.
كاوش در ساختمان‎ شماره يك از سال 1378 در بنا‎هاي يادماني آغاز شد و تا كنون حدود 1400 متر از آن حفاري شده است كه در نتيجه آن ده‎ها فضاي روباز شامل حياط، اتاق، راهرو، انبار، كوره و اجاق‎هاي متعدد، پلكان و ساير عناصر معماري در آن پيدا شده است.
بيشتر آثار منطقه، بناهاي يادماني متعلق به دوران دوم استقرار است كه در دوره سوم نيز با تغيير‎هايي در كاربري بنا‎ها ادامه پيدا كرده وبه احتمال در دوره اول نيز از آن استفاده شده است.
ديوار‎هاي اصلي اتاق‎هاي اين بنا از خشت ساخته شده و از استحكام زيادي برخوردار است، اين ديوار‎ها اغلب حجيم و قطور است به گونه‎اي كه قطر آن‌ها بين 75 تا 125 سانتي‎متر بوده، اما در برخي ديوار‎هاي كم اهميت و تيغه‎ها، قطر آن‌ها كاهش يافته و به حدود 50 سانتي‎مت مي‎رسد.
خشت‎هاي استفاده شده در اين بنا اغلب به اندازه استاندارد 40 در 20 در 12 سانتي‎متر است اما در چند مورد نيز خشت‎هاي بزرگتري به طول 45 سانتي‎متر ديده شده است، خشت‎ها با استفاده از قالب‎هاي چوبي ساخته شده‎اند و كناره‎‎هاي آن‌ها كاملا صاف بوده و سطح‎شان نيز با وسيله‏‎اي چون ماله صافه شده كه اثر انگشت خشت زن بر روي آن‎ها كمتر به چشم مي‎آيد.
در ورودي و اصلي اين ساختمان تا كنون پيدا نشده اما شواهد موجود نشان مي‎دهد كه محل اين دروازه‎ها در فضاي روباز بزرگي در جبهه جنوبي قرار داشته است، اين فضاي روباز به پلكان بزرگي مركب از هشت پله وسيع منتهي مي‎شود كه از طريق آن مي‎توان به سقف اتاق‎هاي مركزي راه يافت.
در ميان آن‌ها اشياي مربوط به زندگي روزمره مانند ظروف سفالي، لوازم و ابزار مذهبي و پرستش مانند پيكره‎هاي انسان و جانور «فلاخن‎هاي گلي تخم‎مرغي شكل، ابزار مربوط به فعاليت اقتصادي و بازرگاني مانند مهر و اثر مهر و اشياي سفارشي و سرپوش‎هاي مهر شده، ظروف سفالي و ديسك‎هاي مدور و مثلث و طاووس‎هاي گلي، قطعه‎هاي مختلف پارچه و طناب، اسباب‎چوبي مانند قالب‎ها و شانه‎ها، سبد‎هاي حصيري، مهره‎هاي گوناگون سنگي و گلي، گره‎هاي محاسباتي و در نهايت ابزار كار فلزي بسياري پيدا شده است.
مهرهاي شهر سوخته مسطح و از نوع مهر‎هاي شرقي و شمالي فلات ايران است كه با نوع مهرهاي استوانه‎اي خوزياني و ميان‎ روداني تفاوت دارند، مهرهاي مسطح اين شره از مفرغ، سنگ صابون، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته شده‎اند.
اثر مهر در روي بسياري از قطعه‎هاي گلي پيدا شده، همراه با طناب و حصير، نشان دهنده استفاده از آن‌ها براي مهر كردن در انبار‎ها و يا ظرف‎هاي بسيار بزرگ انباري بوده است.
كليه بقاياي مهر و موم‎هاي كشف شده در بناهاي يادماني توسط مهر‎هاي سنگي و فلزي مهر شده‎اند، بيش‎تر اثر مهرها نشان از شكل هندسي آن‌ها دارد كه چهار گوش، صليبي و در مواردي تصويري از يك پرنده بوده‎اند.پيش‎تر و طي دو سال نخست كاوش در گورستان شهر، آثار پارچه‎هايي به شكل كيسه در درون ظروف به شكل زير‎‎انداز و روانداز در قبر‎ها يافت شد، اما پارچه‎هاي داخلي قبر‎هاي همه شكننده و فاسد شده بودند و به محض برخورد با فضا و قرار گرفتن در هواي آزاد بيشتر آن‌ها از بين مي‎رفت.
پارچه‎هاي پيدا شده در بناهاي يادماني جدا از اثر‎هاي پودر شده و از بين رفته، نرم و تازه به نظر مي‎رسد و در برخي از حالت‎ها مي‎توان آنهارا مانند دستمالي پيچيد و باز كرد. بدون آن كه به شكل آن‌ها خللي وارد شود.
پارچه‎هاي كف شده در شهر سوخته اغلب به رنگ قهوه‎اي سوخته و گاهي كرم است، اما بيش از چند مورد نيز پارچه‎هايي دورنگ نيز يافت شده است.
همين نكته درباره طناب‎ها نيز صادق است، منشا و ريشه بيشتر طناب‎ها گياهي است در حالي كه پارچه‎ها هم داراي منشا گياهي و هم جانوري است، پيدا شدن تعداد قابل توجهي ابزار گوناگون بافندگي و ريسندگي چوبي، گلي، سفالي و فلزي نشان دهنده توليد پارچهر در شهر سوخته بوده است. اشياي چوبي به اشكال مختلف ديده شده‎اند كه شامل لوازم تزييني، قالب كفش، جعبه‎ها، وسايل و ابزار كار و نيز لوازم شخصي و خصوصي است.
يكي از شاخص‎ترين گروه اشياي چوبي شهر سوخته شانه‎ها است، در كاوش‎هاي سال 1379 دو عدد شانه چوبي معرق در ساختمان شماره يك شهر كشف شده پيش از اين گمان مي‎رفت كه صنعت معرق كاري داراي ريشه چيني است و سابقه تاريخي آن به دوره صفويه مي‎رسد اما تاريخ ساخت شانه‎هاي شهر سوخته حدود 3000 سال پيش از ميلاد است كه به اين ترتيب كشف آن‌ها تغيير بسيار مهمي در تاريخ‎چه، سابقه و محل ابداع اين هنر ايجاد كرده است.

سرپرست گروه باستان شناسي شهر سوخته گفت:

از سال 1376 تا سال 80 تعداد 32 گمانه و كاوش در گورستان شهر انجام گرفت كه در نتيجه آن حدود 150 تدفين كشف شده اطلاعات و داده‎هاي به دست آمده از داخل گور‎هاي حفاري شده نشان داد كه قبر‎ها مخزن سرشاري از داده‎هاست كه براي بازسازي تاريخ و تمدن اين شهر و فلات ايران بسيار مهم است.
همين بقايا و مانده‎ها به روشن شدن وضعيت اجتماعي و طبقاتي مردم، شغل و مرتبه اجتماعي و نيز آيين‎هاي رايج در اين جامته كمك فراواني مي‎كند.
كشف نكاتي چون وجود بيماري‎هاي واگير و آيين‎هاي مختلف تشييع، نشان از باور‎هاي مذهبي گور ‎هاي دسته جمعي با رديف جمجمه‎هاي و يا وجود جمجمه‎ي سگ‎هاي اهلي شده در برخي از (گور‎ها)، باور‎هاي اجتماعي (قتل عمدي و سر بريدن‎ها كه ممكن است ريشه‎هاي مذهبي نيز داشته باشد) در شهر سوخته دارد.
استفاده از كفش و يا لباس، ريشه‎هاي مختلف نژادي و مهاجرتي شغل و كار مردم (قبر‎هاي صنعت‎گران و دام‎داران)، معماري قبرها (شكل‎هاي 9 گانه قبر‎ها) سن و سال افراد، بيماري‎ها، وابستگي‎هاي خانوادگي (گور‎هاي خانوادگي) تاريخ تحول علوم پزشكي (جراحي جمجمه و شكسته‎بندي)، طبقات اجتماعي گوناگون (قبر‎هاي فقرا و اغنياء ظرف‎هاي سفارشي براي تدفين) همگي نشانه‎ وجود جامعه‎اي پيشرفته و سازمان‎ يافته در اين شهر است.
جهت گور‎ها و تدفين‎ها در گورستان شهر سوخته همواره متغير است و به نظر مي‎رسد كه در زمان دفن، موقعيت خورشيد و محل قرار گرفتن آن در آسمان عامل مهمي در تصميم‎گيري براي انتخاب جهت قبر و خواباندن جسد در آن بوده زيرا تدفين‎ها در جهت تابش خورشيد انجام گرفته كه اين نشان از ارزش، اعتبار و اهميت نور و آفتاب در باور‎هاي مذهبي جامعه شهر سوخته دارد.
در دنياي پيش‎رفته‎ي شهر سوخته، جهان پس از مرگ نيز از اهميت خاصي برخوردار بوده است، باقي گذاشتن صدها شي مختلف، خوراك، نذر و ابزاركار و ساير مدارك و شواهد همگي نشان دهنده‎ي اعتقادهاي مردم اين شهر ديرينه است. دكتر سجادي اظهار داشت، اين شهر داراي تشكيلات مرتب و منظمي بوده است، آثار باقي‎مانده در آن نشان دهنده اين است كه شهر سوخته در هزاره سوم پيش از ميلاد در ايام نظام مرتب و منظم آب رساني و تخليه فاضلاب بوده و دانش پزشكي در آن به حدي پيش‎رفته بوده كه پزشكان شهر نه تنها از علومي چون شكسته‎بندي آگاه بودند، بلكه به اجراي اعمال شگفت‎انگيزي چون جراحي جمجمه نيز دست مي‎زدند.
از سوي ديگر كشف تنها لوح نوشته‎ دوران آغاز تمدن ايلام در اين شهر همراه با آثار مهرها و علايمي كه پيش‎تر به آن اشاره شد نشان از ارتباط‎هاي تجاري و كنترل اقتصادي منطقه از سوي اين جامعه دارد و به اين ترتيب مردم اين شهر به چنان درجه‎اي از رفاه رسيده بودن كه زنان به زيبايي خود نيز توجه فراوان داشته و مردم آن به احتمال جزو نخستين مخترعان و مكتشفان سرگرمي‎هايي شبيه «شطرنج» و «نرد» بوده‎اند.
قابل قبول‎ترين و مهم‎ترين نظريه درباره ترك نهايي شهر سوخته، خشكي و جابه‎جايي ريزش‎گاه رودخانه هيرمند و بستر آن است كه به احتمال، مردم شهر را به دنبال آب جابه‎جا كرد و به مكاني كه اكنون از آن اطلاع و خبري در دست نيست، انتقال داده است.
تا كنون 10 فصل كاوش‎هاي باستان شناختي در شهر تاريخي منحصربه فرد انجام شده كه در هيك يك از اين فصل‎ها اطلاعات جامع جديدي از نحوه زندگي «اعتقاد، آيين‎ها، اشيا و ابزارهاي تاريخي و ... به دست آمده است.
دومين دوره كاوش‎هاي علمي محوطه باستاني شهر سوخته از سال 1376 توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي كشور آغاز شد نخستين دوره‎ اين كاوش‎ها را كارشناسان ديرين شناس ايتاليايي در سال 1346 تا 1356 انجام داده بودند.
طي دوره زماني 10 ساله يعني از سال 66 تا 75 با سرپرستي دكتر منصور سجادي و گروهي باستان‎شناسان همراه او 9 فصل كاوش در اين محوطه تاريخي انجام شده است.
با توجه به اهميت تاريخي شهر سوخته و آثار كشف شده در آن براي ساماندهي بيش‎تر پژوهش‎هاي باستاني در سال‎هاي اخير «پايگاه باستان شناسي بين‎المللي شهر سوخته» تشكيل و راه‎اندازي شده است.
بر اساس اعلام اين پايگاه از آغاز كاوش‎هاي باستان‎شناسي شهر سوخته تا سال 85 حدود يك هزار تپه اقماري مربوط به دوره‎هاي پيش از تاريخ در اين منطقه كشف و شناسايي شده است.
با توجه به اهميت و جايگاه شهر سوخته به عنوان يكي از مكان‎هاي مسكوني منحصر به فرد در حوزه تمدني تاريخ بشر مراحل مقدماتي و گزارش‎هاي اين اثر چندين هزار ساله براي ثبت در فهرست آثار سازمان علمي، فرهنگي، آموزشي و تربيتي ملل متحد (يونسكو) به عنوان يادمان جهاني ارسال شده است. به نظر مي‎رسد در فصل‎هاي بعدي كاوش‎هاي ديرينه شناسي‏، گمانه‏زني‎ها اطلاعات و داده‎هاي جديد ديگري از اين حوزه تمدني شگفت‎انگيز ارايه كند.
همان‎گونه كه كاوش‎هاي پيش‎تر نيز مشخص كرده بود شهر سوخته راز و رمز‎ها و شگفتي‎هاي فراوان و منحصر به فردي در خود به همراه دارد كه گمانه‏زني‎هاي آينده بيش از اين اوج هنر، فرهنگ، خلاقيت و تاثير شگرف ونياكان ايراني ما را بر تمدن بشري بيش از پيش آشكار خواهد كرد.




 

بازگشت