|
رهانندگان
دكتر هوشنگ طالع
هـزارهي يازدهم و دوازدهم به گاه شمار ايرانيان كهن
دورهي رهانندگان (موعودان) يا سوشيانتهاست
1 ـ هوشيدر (در زبان اوستايي، « اوخشيت اِرِت»، در پهلوي اوشيدر) يعني
پرورانندهي پرهيزگاري، نخستين سوشيانت يا سوشيانس (رهاننده يا موعود) در
آيين مزدايي است.
سي سال مانده به پايان هزارهي زرتشت [799پم/1450پ. ه ] دوشيزهاي پانزده
ساله هنگام آبتني در درياچهي هامون، از تخمه يا فرهي بازماندهي زرتشت
در اين درياچه باردار شده و«هوشيدر»، زاده ميشود. نام اين دوشيزه، ناميگ
پد (دارندهي پدر نامور يا پدر پرآوازه) است.
درياچهي هامون (كنس اويه يا كن سو، در اوستايي و كيانسه يا كانسيه، در
پهلوي و پازند)، در اسطوره هاي ديني ايرانيان، جايگاه ويژهاي دارد. در
روايتها آمده است كه زرتشت سه بار با همسر خود هووي [Hwavi]، نزديكي
ميكند و هووي هر بار خود را در آب كيان سه يا كيان سو (هامون) ميشويد و
نطفهي زرتشت از طريق هووي، وارد اين آب ميشود.
فرهي زرتشت را اندر درياي كيان سه، براي نگاهداري به آبان فره كه ايزد
آناهيد است، سپردند... يكييكي، چون ايشان را زمانهي خود رسد، چنين شود كه
كنيزي براي سر شستن به آن آب كيانسه شود و او را فره اندر تن آميزد، آبستن
شود. ايشان يكييكي به زمانهي خويش چنين زاده شوند.1
چون هوشيدر به سي سالگي رسد، ]769 پم[ خورشيد ده شبان و روزان در ميان
آسمان از جنبش بازميماند. درست در همان نقطهاي كه در آغاز آفرينش قرار
داشت و جنبش را از آن نقطه آغاز كرده بود. فرو نشدن خورشيد، بشارت ظهور
است. هوشيدر، به همپرسگي اهورامزدا ميرسد و از يمن اين كار، سه سال
پياپي، بهار خواهد بود.2
اما، روايت دين كرد به گونهي ديگر است:3
نزديك به پايان هزارهي زرتشت، اهريمن كه روزگار خويش را رو به پايان
ميبيند، ميكوشد تا خورشيد را كه برشمارندهي روزها و سالهاست، از رفتار
بازدارد. تا مگر واپسين روز فرا نرسد و بدين روي است كه خورشيد، ده شبانروز
درنگ ميكند و اوشيدر به همپرسگي هرمز ميرسد و به نيروي دادار، اهريمن در
اين كوشش شكست ميخورد و خورشيد به رفتار در ميآيد تا زمانهي اهريمن را
سپري كند...
اما، در كتاب زند وهومن يسن، داستان دگرگونه است و از جنبش فرو ماندن
خورشيد، معجزهي پيامبري است و نه كار اهريمني . 4 بر پايهي اين كتاب :5
اوشيدر در سي سالگي به ديدار هرمزد نايل شده و دين ميآورد. چون از ديدار
اورمزد بيرون ميشود، به خورشيد فرمان ايست ميدهد. خورشيد، ده شبان و
روزان از حركت بازميماند تا همهي مردم جهان به آيين مزديسنا بپيوندند.
آنگاه، ايزد مهر به اوشيدر بانگ برميدارد كه « بخشهايي از جهان تاريك
است. پس خورشيد را بانگ كن كه برو...
2ـ هورشيدر ماه (در اوستايي اوخشيت نِمَ، در پهلوي، اوشيدر ماه يا اوشيدر
ماهان) به معناي پرورانندهي نماز است. هوشيدر ماه، دومين رهاننده يا
سوشيانت است.
سي سال مانده به پايان هزارهي هوشيدر يا پايان هزارهي يازدهم [200
ميلادي/421 پ ه]، دوشيزهاي پانزده ساله هنگام آبتني در درياچهي هامون
(كيانسه يا كيان سو)، از فره (تخمه) بازمانده از زرتشت در درياي مزبور،
باردار ميشود.
مادر هوشيدرماه « وَنگ هوِفدري (دارندهي پدر خوب)» از خاندان بهروز، پسر
فريان بود. او مامور پيگيري وظيفهي هوشيدر در زمينهي پيرايش دين
مزداپرستي و سامان بخشيدن كار جهان است.
هنگامي كه هوشيدر ماه به سي سالگي ميرسد، 230 ميلادي / 391 پ ه [خورشيد
به نشانهي پايان هزارهي اوشيدر، در ميانهي آسمان از جنبش بازميماند.
3ـ اَستَوت اِرِت. استوتارت سومين و يا فرجامين سوشيانت يا رهاننده
(موعود) مزداپرستان است:6
سي سال مانده به پايان دهمين سده از هزارهي هوشيدر ماه [1202 ميلادي/ 581
خورشيدي] از دوشيزهاي پانزده ساله به نام ارِدت فدري (به معناي آبروي پدر
و يا به گفتهاي برخوردار از پدري كامياب) كه هنگام آبتني در درياچه
هامون از تخمه يا فرهي زرتشت، باردار شده، متولد ميشود. اوست كه كار نو
كردن جهان و آيين مزدا را به انجام ميرساند.
در اوستا، هر كجا كه سوشيانت به صورت مفرد آمده است، مراد استوت ارت است.
در بيشتر موارد، به جاي نام، صفت او به كار برده ميشود و پسوند پيروز نيز
دارد. از نشانههاي ظهور وي، توقف خورشيد در ميانهي آسمان است. با ظهور
وي، همهي ورجاوندان، چونان كيخسرو، گودرز، گيو، توس، پشوتن، گرشاسب و
ديگران، به وي ميپيوندند و رستاخيز مي شود. بدينسان، جهان مادي، پايان
ميپذيرد و جهان مينوي آغاز ميگردد.
سوشيانس، بدكاران را پادافره ميدهد. ديو آز، ديو خشم و سپس ديوان ديگر را
در خود فرو مي برد و خود به دست ايزد سروش نابود ميشود. اورمزد، انگره
مينو را با همهي آفريدههاي تاريك و زشت آن، از همان سوراخي كه در آغازبا
شكافتن آسمان به درون رخنه كرده بودند، به بيرون آسمان رانده و به دوزخ فرو
ميافكند. بدين سان، راه بازگشت انگره مينو بسته ميشود. دوران سوشيانت،
دوران تكامل آفريدههاي مزدايي است. بدين سان، همهي ديوان نابود ميشوند و
بيماري، پيري، مرگ، آز، ستم و... از جهان رخت برميبندد. گياهان همه سرسبز
و همهي موجودات در خوشي هستند.
سوشيانت، خويش كاري برانگيختن مردگان را دارد. مردگان به تدريج برانگيخته
شده و پس از انجام داوري فرجامين در حضور مهر، سروش و رشن، از پل چنوات
ميگذرند. اين پل براي نيكوكاران پهناور و براي گناهكاران، باريك و تيز
چون لبهي تيغ است. نيكوكاران به بهشت و بدكاران به دوزخ ميروند... :7
]برپايه ي محاسبات استاد ذبيح بهروز [ آخرين روز هزارهي دوازدهم، روزشنبه
30 اسفند سال 6000 يزدگردي رحلت است. يعني روز هفدهم ژانويه 1232 ميلادي يا
چهارم بهمن ماه 610 خورشيدي.
از اين رو، ميبايست در روز زايش استوت ارت، در سال 1202 ميلادي يا 581
خورشيدي، خورشيد به نشانهي ظهور وي و پايان هزارهي هوشيدر، از جنبش
بازميماند. چنان كه گفته شد، ميبايست كار جهان در روز هفدهم ژانويه 1232
ميلادي و يا چهارم بهمن ماه 610 خورشيدي، به پايان ميرفت.
جدول زير با توجه به تاريخهايي كه استاد ذبيح بهروز به دست داده است
(آغازين روز هزارههاي دوازدهگانه، روز آغاز هزارهي دهم و يا هزارهي
زرتشت و نيز پايان كار جهان)، تنظيم شده است.
هزاره نام هزاره آغاز هزاره
ميلادي (پ م) خورشيدي (پ )
يكم حمل (بره) 10762 11383
دوم تور (گاو) 9763 10384
سوم جوزا (دو پيكر) 8763 9384
چهارم سرطان (كرزمك) 7764 8385
پنجم اسد (شير) كيومرث 6765 7386
ششم سنبله (خوشك) هوشنگ 5765 6386
هفتم ميزان (ترازو) جم 4766 5387
هشتم عقرب (كژدم) ضحاك 3767 4388
نهم قوس (نيم اسب) فريدون 2767 3388
دهم جدي (وهيك) زرتشت 1768 2389
يازدهم دلو (آورندهي آب) اخشيت اره 769 1390
دوازدهم حوت (ماهي) اخشيتاره ماه 230 (ميلادي) 391
* 12000 سال يزدگردي، سال 365 روزي است و برابر است با 4.380.000 روز كه
برابر است 11993 سال خورشيدي.
با توجه به جدول بالا، پايان هزاره ي دوازدهم كه رستاخيز ميبايد بوده
باشد، برابر است با 1232 ميلادي يا 610 خورشيدي. برپايهي همان محاسبات، در
سال 1738 پ م، وحي بر زرتشت نازل ميشود. وي در سال 1728 پيامبري آشكار
ميكند. برپايهي همان محاسبات، ميبايست هوشيدر در سال 799 پم ، زاده
ميشد و در سال 769 پ م يا 1390 پ ه ، خورشيد به مدت ده شبانهروز به
نشانهي بشارت ظهور وي، از جنبش ميايستاد. به همين ترتيب، ميبايست زايش
هوشيدر ماه، در سال 200 ميلادي (421 پ ه) ميبوده و در سال 230 ميلادي يا
391 پ.م ، ميبايست خورشيد به نشانهي بشارت ظهور وي و پايان هزارهي
هوشيدر از جنبش بازميماند. همچنين، ميبايست زايش استوت ارت در سال 1202
ميلادي يا 581 خورشيدي به وقوع ميپيوست و چنان كه گفته شد در سال 1233
ميلادي يا 610 خورشيدي ميبايست كار جهان به پايان ميرسيد و رستاخيز آغاز
ميشد.
پينوشتها:
1ـ بندهش (بخش بيستم دربارهي تخمه و پيوند كيان) / پژوهشي در اساطير
ايران صص 150 ـ 149
2ـ همان
3ـ دين كرت / پژوهشي در اساطير ايران ـ ص 162
4ـ پژوهشي در اساطير ايران ـ ص 163
5 و 6 ـ همان
7ـ تقويم و تاريخ در ايران ـ ص 81 |