|
|
|
|
|
◄
منشور كـورش بزرگ
در سال 1285 خورشيدي (1879 ميلادي) ، بر اثر كاوشهاي يك گروه انگليسي در
شهرباستاني بابل در ميان رودان ( بينالنهرين) ، استوانهاي از گل پخته به دست
آمد. بررسيها نشان داد كه نوشتهي اين استوانه مربوط به سال 538 پم (1148
پﻫ) ، از سوي كورش بزرگ پس از گشوده شدن شهر بابل نويسانده شده است.
استوانهاي يافت شده در موزه بريتانيا (British Museum) در شهر لندن نگاهداري
ميشود...
|
|
دكتر هوشنگ طالع |
◄
رهانندگان
هـزارهي يازدهم و دوازدهم به گاه شمار ايرانيان كهن
دورهي رهانندگان (موعودان) يا سوشيانتهاست
1 ـ هوشيدر (در زبان اوستايي، « اوخشيت اِرِت»، در پهلوي اوشيدر) يعني
پرورانندهي پرهيزگاري، نخستين سوشيانت يا سوشيانس (رهاننده يا موعود) در آيين
مزدايي است.
سي سال مانده به پايان هزارهي زرتشت [799پم/1450پ. ه ] دوشيزهاي پانزده
ساله هنگام آبتني در درياچهي هامون، از تخمه يا فرهي بازماندهي زرتشت در
اين درياچه باردار شده و«هوشيدر»، زاده ميشود. نام اين دوشيزه، ناميگ پد
(دارندهي پدر نامور يا پدر پرآوازه) است...
|
|
|
◄
نقش زبانهاي ايراني - در انتشار چندين
دين در آسياي مركزي و چين
در سدهي دوم پيش از
ميلاد يكي از امپراتوران سلسلهي هان (Han) (206 پ.م تا 8 م) به نام وو (Wu) و
سردارش جانگ چيان (Zhang Qian) جادهي ابريشم را گشودند. هدف امپراتور چين از
اين راهگشايي، جلب اقوام تخاري1 (به چيني Yue Zhi) آسياي مركزي، بر ضد طايفهي
سيونگ نو (Xiongnu) بود. وي در سال 139 پ م ، براي شناسايي آداب و رسوم مردم
اين سرزمينها، جانگ چيان را به غرب روانه كرد. جانگ ده سال بعد به شمال
افغانستان كنوني رسيد و براي نخستين بار در تاريخ راهي مستقيم ميان چين داخلي و
آسياي مركزي گشود...
|
|
|
◄به
بهانه انگيزهي سالگشت پايداري «آريوبرزن» برابر سپاه اسكندر
آريو برزن، يكي از سرداران دلير سپاه ايران بود كه در
كهگيلويه راه اسكندر را سد كرد و جانش را بر سر دفاع از ميهن فدا كرد.
پايان تابستان و آغاز پاييز سال 330 پيش از ميلاد (يا به روايتي، ديگر سال 331
پيش از ميلاد)، زمان اين ايستادگي دليرانه است.
اسكندر در سال 334 پيش از ميلاد به هنگام پادشاهي داريوش سوم هخامنشي به آسيا
وارد شد. در گرانيك با نيروهاي بومي جنگيد و بعد رهسپار آنكاراي امروزي شد و در
آنجا نيز شكست خورد. بار ديگر با نيروهايي در ”گوگه مله” با داريوش سوم روبرو
شد؛ گوگه مله يعني گردن گوساله كه اين محل ميان سردشت در خاك ايران و كردستان
عراق است، براساس روايت تاريخنگاران يوناني و كساني كه اسكندرنامه ها را
نوشتهاند او پيروز و وارد خوزستان و شوش ميشود...
|
|
|
|
|
(تاريخ رويان ـ اولياء الله
آملي ـ چاپ تهران) |
◄در
خيزش و نداد هرمز عليه تازيان
زنان شوهران [ عرب] را ميگرفتند و از خانه بيرون آورده و به دست
مازندرانيها ميدادند از حد گيلان تا تميشه، به يك روز از كسان خليفه خالي
گرديد...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خبرها
|
|
|
◄اكتشاف نفت، تاريخ 7 هزار ساله
«ارجان» را به آتش مي كشد
◄پيشروي روستاي آتشكده به سوي
كاخ اردشير
|
|
|
|
|
|
|
|
|