كشف 17 دوره معماري در لايهنگاريهاي تاريخي
تم مارون
آخرين دستاورد لايهنگاري باستانشناسي، «تممارون » شهرستان رودان ]
استان هرمزگان[ از 17 دوره معماري در دورههاي اشكاني و ساساني كه از
يافتههاي مهم اين دورههاي معماري در كشور محسوب ميشود خبر ميدهد.
عباسنوروزي معاون سازمان ميراث ] يادمانهاي[ فرهنگي هرمزگان گفت:
دورههاي معماري تا هزاره سوم است كه به دوره اشكاني برميگردد و به لحاظ
كثرت دورههاي معماري اشكاني از مهمترين محوطههاي كشور محسوب ميشود.
از مهمترين دستاوردهاي اين لايهنگاري كه تاكنون در كشور يافت نشده، كشف
ابزار سفالي بوده است و اين در حالي است كه در گذشته بيشتر ابزار سنگي بوده
و ابزار سفالي كشف شده تا كنون جايي يافت نشده است جز در لايهنگاري
تممارون شهرستان رودان كه در واقع ميتواند از فرهنگهاي ابزار سازي
ناشناخته كشور محسوب شود.
وي خاطر نشان كرد:
با انجام پژوهش باستانشناسي و با توجه به لايهنگاري انجام شده فرهنگ
ابزار سازي به طور گسترده يافت خواهد شد كه ويژهي استان هرمزگان است و در
كشور بينظير است ...
همچنين در لايهنگاري تممارون شهرستان رودان، نوعي فرهنگ سفال با نام
دلنگي كشف شده كه در گذشته پژوهشگران خارجي از نبود چنين فرهنگي در منطقه
جنوب و شرق كشور خبر داده بودند. فرهنگ سفال دلنگي مربوط به دوران تاريخي
اشكاني است كه در تممارون مشاهده شده كه نشان از غناي فرهنگي اين منطقه
است.
معاون سازمان ميراث ] يادمانهاي[ فرهنگي استان هرمزگان، گفت:
در لايهنگاري تممارون علاوه بر اين كه امكان كشف قطعات سفالي با مشخصه
ساير نقاط كشور وجود دارد نشان از ارتباط اين حوزه با ديگر مناطق كشور
است...
وجود سفالهاي بومي منطقه كه تا كنون ناشناخته مانده است. از ويژگيهاي
اين لايهنگاري است.
وي همچنين از كشت درخت نخل و تغذيه مردم به وسيله آن از 5 هزار سال پيش در
اين منطقه خبر داد و تصريح كرد:
احتمال اين كه سابقه كشت درخت خرما به بيش از 5 هزار سال در اين منطقه برسد
نيز وجود دارد.
شگفتيهاي نو
از تمدن هليل رود
كشف اتفاقي يك ظرف از دورههاي كهن در سال 1380 توسط يك روستايي در منطقه
« كنار صندل» جيرفت، زمينه آغاز كاوشهاي باستانشناسي را در اين منطقه
فراهم كرد. اين منطقه كه تا كنون شش فصل كاوش به خود ديده است توانسته در
مناطق كنار صندل جنوبي و شمالي، گورستان مطروطآباد با كشف آثار معماري
متعلق به تمدن هليلرود و ثبت بيش از 80 محوطه باستاني، حقايق جالبي را از
تمدن اين سرزمين را به جهانيان معرفي كند.
تمدن هليل رود در پنج فصل گذشته
نتيجه نخستين فصل كاوشها از اين مناطق و نيز مطالعه اشياي باز پس گرفته
شده از حفاران غير مجاز نشان داد اين آثار به نيمه نخست هزاره سوم پيش از
ميلاد تعلق داشته و در آن مدت منطقه جيرفت بزرگترين مركز صنعتي توليدات
سنگي و فلز كاري در تمدن شرق بوده است. در دومين و سومين از فصل كاوش،
يافتههاي مهمتر ديگري از حفاريها تپههاي كنار صندل شمالي و جنوبي و
ديگر محوطههاي باستاني به دست آمد. شناخت بقاياي معماري خشتي متشكل از
تودههاي بزرگ و ديوارهاي قطور ساخته شده از خشت و ظروف، قطعات سفالي، سنگ
صابون، سنگ مرمر، مفرغ، شيشه و به ويژه پيدا شدن بخش كوچكي از يك اثر مهم
استوانهاي، كه بر روي آن علايم خط ديده ميشود، توانست چهرهباستانشناسي
ايران و به خصوص شرق اين ديار كهن را به طور كامل دگرگون سازد. از اين رو،
باستانشناسان فصل سوم باستانشناسي جيرفت را موفقترين كاوش سال 83
ميدانند.
در ادامهي اين روند و در چهارمين فصل اين كاوشها نيز آثار و شواهد
چشمگيرتري از بقاياي تمدن حوزه فرهنگي هليلرود عنبرآباد و جيرفت به دست
آمد كه تاريخ باستان شناسي جهان را تغيير داده و همگان را شگفتزده، كرد.
بر اساس اين يافتهها، ساكنان اين منطقه به دليل بعد فرهنگي از مردم ديگر
سرزمينهاي شناخته شده هم عصر، همچون دره سند، بينالنهرين و مصر چندين پله
فراتر بوده. ظروف سنگي و اشياي مفرغي پيداه شده، نشان ميدهند كه هنروران
آن زمان نه تنها زير نفوذ تمدني خاص نبودهاند، بلكه مكاتب مدوني نيز در
كنار خود داشتهاند. با اين همه آن چه، در چهارمين فصل كاوشها مورد توجه
بسيار قرار گرفت، كشف 300 مهر با ارزش به همراه اشيا و آثار قيمتي و نفيس
بود كه نشان ميداد ساكنان اين حوزه مردماني بازرگان بودهاند و كنار صندل
يكي از مراكز بزرگ بازرگاني در ايران باستان بوده است.
سير مطالعات در اين مناطق به گونهاي پيش رفت كه در 5 فصل پيشين كاوشهاي
باستانشناسي در اين منطقه و به دست آمدن نتايجي جديد از تمدن جيرفت،
نظريههاي باستانشناسي در مورد تمدنهاي شرق بار ديگر تغيير يافت و موجب
شگفتي كارشناسان شد.
اما آخرين فصل كاوش
اما ششمين فصل كاوش، چندي پيش به پايان رفت. در اين زمينه،
دكتر يوسف مجيدزاده، سرپرست هيات كاوش گفت كه به دلايل بارشهاي فصلي،
نيروي اندك و نبود بودجه كافي و ... اين فصل از كاوشها، به مدت يك ماه و
نيم برگزار شد ولي در مجموع نتايج خوبي را براي ما در بر داشت.
وي ادامه داد: يكي از كارهاي ما در اين فصل كاوش، تعيين ابعاد و شكل اصلي
ديوار بيروني قلعهاي بود كه در فصل پنجم كاوشها كشف كرده بوديم كه در
زمان خود ارتفاعي 25 تا 26 متري داشته است.
وي در خصوص نتايج اين فصل كاوش چنين گفت:
متاسفانه ما در اين فصل كاوش نتوانستيم در قبرستان مطوطآباد كار كنيم چون
همكاران خارجي ما نتوانستند به موقع خودشان را برسانند ...
در پي تكميل كشفياتمان در فصل چهارم كه كشف مهرهايي با قدمت 3 هزار ساله
بود، در اين فصل كاوش، دوره كهنتري از مهرها را پيدا كرديم و قدمت آثار
كشف شده به دو هزار و هفتصد سال پيش از ميلاد برميگردد كه نشان از
شكوفايي صنعت در اين منطقه دارد.
مجيدزاده در تكميل توضيحات و كشفيات گذشته در مورد قدمت تمدن هليلرود
چنين گفت:
با توجه به آزمايشها و مطالعات ما مشخص شد كه منطقه هليلرود تمدني كهن
داشته و تمدن جيرفت از تمدن بينالنهرين، قديميتر و وسيعتر بوده است و
نيز مشخص شد جيرفت بزرگترين مركز تجاري جهان بوده است ...
وجود شرايط مطلوب آب و هوايي در جيرفت و وجود انواع محصولات كشاورزي، اين
منطقه را در دوره باستان به بهشت جهان تبديل كرده بود. ما با كشفيات جديد
ميتوانيم ادعا كنيم كه خاستگاه تمدن در منطقه جيرفت در جنوب شرقي ايران
بوده است.
سرپرست هيات باستانشناسي كاوشهاي باستاني جيرفت از حفاظت معبدي كه طي
پنجمين فصل كاوشهاي باستانشناسي كشف شده بود، در آينده نزديك خبر داد و
در خصوص اقدامهاي حفاظتي اين معبد به خبرنگار ما گفت:
شركتي سال گذشته طي قراردادي موظف به حفاظت از اين معبد شد كه متاسفانه تا
به امروز به تعهد خود عمل نكرده است و ما امسال تا كنون با چند نايلون و
داربست از آن محافظت كردهايم ولي اينها كافي نيست و اين معبد به مرور
زمان به خاطر رطوبت و نمك در معرض خطر است، گرچه اين معبد از خشت و گل است
و از سطح زمين فاصله دارد ولي به خاطر حفاريهاي كه انجام گرفته آب خيلي
راحت به آن نفوذ ميكند و موجب نابودي آن ميشود.
مجيدزاده همچنين به كشف يك مجسمه منحصر به فرد در اين منطقه اشاره كرد و
درباره مشخصات آن چنين گفت:
اين مجسمه كه تا به حال، هيچ گزارشي مبني بر وجود مجسمهاي بزرگتر از آن در
هزار سوم پيش از ميلاد در مشرق زمين ديده نشده است، مجسمه انساني است با
ارتفاع 180 سانتيمتر كه دامني از اخراي قرمز با مثلثهاي كوچك و
بالاتنهاي برهنه دارد كه شالي به دور كمر بسته است. اين مجسمه متعلق به
يك مرد و متعلق به چهار هزار و پانصد سال پيش ميباشد كه از يكي از
تالارهاي بيروني اين دژ و از دل ديوار بيرون آمده است. جايي كه احتمال
ميدهيم محل عبادت شخصي حاكم بوده است ... متاسفانه اين مجسمه به دليل خشتي
بودنش، قابليت انتقال به مكاني ديگر را ندارد و امكان شكستنش وجود دارد.
وي تاكيد كرد ما تا كنون هزينههاي زيادي براي حفاظت از آن انجام دادهايم
از قبيل ساختن قفسي شيشهاي كه البته كافي نيست .
وي در خصوص فصلهاي بعدي كاوش گفت كه :
از 15 آبان تا آخر دي ماه سال آينده بهترين زمان براي كاوش در اين منطقه
است.
مجيدزاده در پاسخ به اين پرسش كه تصور ميكنيد اين منطقه احتياج به چند
فصل ديگر كاوش دارد، گفت:
همين قلعهاي كه در فصلهاي قبل كشف شده فقط سيسال زمان خواهد بود و
حفاري در شهري كه وسعتش حدود دو سه كيلومتر است سالها زمان خواهد بود و
اين كاملا طبيعي است.
وي در پايان گفت:
متاسفانه ما فقط يك تيم هستيم كه كار ميكنيم و من اميدوارم تيمهاي ديگري
از جوانان و تازه نفسها براي كمك به كاوش در اين منطقه بيايند.
« قوري قلعه»
بزرگترين و زيباترين غار آبي آسيا
شهرستان خوش آب و هواي پاوه در 86 كيلومتري كرمانشاه از زيباترين و
باصفاترين مناطق استان كرمانشاه است كه شگفتانگيزترين و بزرگترين غار
آبي آسيا را در خود جاي داده است.
غار زيبا و اعجابآور « قوري قلعه» هفتمين اثر طبيعي ملي ايران است كه هر
سال، به ويژه در ايام نوروز، گردشگران زيادي را از سراسر جهان به سوي خود
ميكشاند.
بنابر گفته زمينشناسان، پيشينهي «قوري قلعه» به 65 ميليون سال ميرسد و
ژرفاي آن سه هزار و 140 متر است.
در 700 متري غار، آبادي وجود دارد كه در ايام دور قلعههايي به شكلهاي
گوناگون آن را محاصره كردهاند و وجه تسميه اين غار، يكي از همين قلعهها
است كه به شكل قوري بوده است.
غارنوردان آمريكايي، انگليسي و فرانسوي «قوري قلعه» را در سالهاي 1336،
1345، 1363 خورشيدي بررسي و كمابيش550 متر را از آن كشف كردهاند.
همچنين در سال 1368 شمسي، حدود هزار و 340 متر از آن توسط غارنوردان
كرمانشاهي، شناسايي و دو مرحله براي آن در نظر گرفته شد.
در مرحلهي نخست غار كه 500 متر طول دارد، دو تالار كوهان شتر و مريم
شناسايي شد. در اين تالارها، شكلهاي مختلفي از جمله نيمرخ شتر، كوهان
شتر، مار، طوطي، كركس، شيرسنگي، كاخ سفيد، قلب، كشتي، برج پيزا، آسيه زن
فرعون، (ابوالهل)، بابانوئل، مجسمه فردوسي و مشابه تصوير حضرت مريم ديده
ميشود.
مرحلهي دوم نيز هزار متر طول دارد كه تالارهاي نماز، بلور و عروس در آن
كشف شده است. تالار « نماز» در 550 متري غار و در كنار اين تونل قرار دارد.
اين تونل كه 12 متر طول و هشت متر عرض دارد، بخش اصلي غار را تشكيل ميدهد
و به تونل «برزخ» شهرت دارد و از آن جا كه سقف تونل به آب چسبيده، مانع از
ادامه حفاريها شده است.
در هزار متري غار، تالار «بلور» و در داخل تالار نيز حوضچهاي فوقالعاده
زيبا وجود دارد. وجود قنديلهاي پردهاي در حوضچه كه با دست زدن به هر
كدام، صداي يكي از آلات موسيقي ايجاد ميشود، از جمله دلايل اين زيبايي است،
به طوري كه بسياري از جهانگردان و كارشناسان متفقالقولند كه اين حوضچه،
زيباترين حوضچه دنياست.
تالار « عروس» كه يكي از هيجان انگيزترين بخشهاي غار قوري قلعه است در
هزار و 500 متري آن واقع شده است.
جنس سنگهاي اين تالار، كريستال براق و سفيد بوده و كساني كه بر روي آن راه
ميروند، ميتوانند جاي پاي خود را ببينند.
وجود چهار آبشار به بلنداي 10 تا 12 متر در هزار و 700 متري غار، زيباي آن
را به اوج ميرساند.
قنديلهاي بلورمانند نيز كه جنسشان از رسوبات آهكي است و از سقف آويزان
شدهاند، در تمام طول غار خودنمايي ميكنند و در بعضي نقاط، در ازاي
قنديلها به هشت متر نيز ميرسد.
افزون بر جذابيت و اهميت اكوتوريستي قوري قلعه، اشيايي نيز در آن كشف شده
است كه از جمله آنها ميتوان به هشت عدد قاشق و بشقاب، چهار عدد كوزه
بزرگ، يك عدد كوزه كوچك كه 15 سكه از دوران يزدگرد سوم و اواخر دوره
ساساني در داخل آن بوده و جمجمه سر انسان را نام برد.
گفتني است، غار قوري قلعه به عنوان يكي از هفت اثر طبيعي ملي ايران، به ثبت
رسيده است.
گفتگو با سرپرست هيات كاوش در تپه ي « طالب خان» سيستان
تپه اي با آثار گرانبها
گفت وگو گر: تكتم بهار دوست
آغاز چهارمين فصل كاوش در تپه طالب خان در سيستان، شگفتي باستانشناسان را
برانگيخت و به پرسشهاي زيادي پاسخ داد!
تپهي طالبخان، در 11 كيلومتري شهر سوخته قرار دارد. تپه «طالب خان»
اگرچه سالها پيش به ثبت رسيده؛ اما تا پيش از اين هيچ عمليات و
برنامهريزي براي كاوش و حفاري در اين تپه باستاني انجام نگرفته بود.
پيش از اين پژوهشگران و باستانشناسان بر اين باور بودند كه در زير اين
تپه، آثاري از يك مجموعه مسكوني مربوط به دوره ساساني ـ اسلامي وجود داشته
باشد كه سرفصل جديدي در كاوشهاي باستانشناسي ايجاد خواهد كرد. با انجام
كاوشها در سه فصل گذشته در اين منطقه، معلوم شد كه باستانشناسان با كشف
بقاياي انساني 3 كودك به همراه اشيا و ظرفهاي دوره پيش از تاريخي،
كاوشهاي باستانشناسي تپه طالبخان را به پايان بردند.
در سومين فصل كاوش، كشف يك نمونه اسكلت دختر حدود هفت ساله در زير ديوار در
حالي كه پارچهاي به دور بدن او پيچيده بودند، شگفتي باستانشناسان را
برانگيخت.
بررسيهاي انسان شناسي روي اين اسكلت نشان داد كه اين دختر 5 هزار سال پيش
به علت كمبود ويتامين B12 و كمخوني مرده بود. همچنين از ميان سه اسكلت كشف
شده، يكي از اسكلتهاي آن قدر كوچك است كه هيات باستانشناسي احتمال
ميدهد متعلق به يك جنين باشد. در اين فصل از كاوشهاي باستانشناسي در
تپهي طالب خان، آثار معماري، تنورها و اجاقهايي كه در داخل اتاقها قرار
داشتند نيز كشف شد.
اشياي پيدا شده در فصل سوم عبارتند از تعدادي پيكركهاي حيواني كه شامل سر
پرندگان و پيكره گاو نر و نيز، پيكركهاي انساني كه عموما پيكر مرد بودند و
نيز تعداد زيادي ظرف سفالي، ابزار سنگي، و گلولههاي گلي كه احتمالا براي
شمارش به كار ميرفته است.
هدف از كاوشهاي در دشت سيستان در فصل چهارم
مهدي ميري، رييس پژوهشكده باستانشناسي دانشگاه زابل و سرپرست هيات كاوش
در تپه طالب خان در خصوص چهارمين فصل كاوش در اين منطقه گفت:
هدف ما از چهارمين فصل كاوش پاسخ به پرسشهاي متعددي بود كه در فصلهاي
گذشته برايمان پيش آمده بود. ما در اين فصل از 25 دي ماه 1386 آغاز و تا 5
اسفند ماه ادامه خواهد داشت، قرار است علاوه بر كاوش تمامي محوطه تپه طالب
خان را تعيين حريم كرده و براي اين پرسشها پاسخي پيدا كنيم كه: شهر سوخته
كي و به چه شكل نابود شده است؟ و سكونت در دشت سيستان از چه زمان و شامل چه
كساني بوده است؟ شهر سوخته كي و به چه شكل نابود شده است؟
ديـوار بزرگ گرگـان
كاوشها همچنان ادامه دارد
ديوار بزرگ گرگان، از لحاظ طول، سومين ديوار بزرگ جهان پس از ديوار چين و
ليمز آلمان است و به گفتهي دكتر ابرهارد سوير، يكي از اعضاي كاوشگر و
باستانشناسي كه سالها روي آن كار كرده است ـ پس ديوار چين ـ لايق عنوان
بزرگترين ديوار جهان است، اين ديوار، از كرانهي شرقي درياي مازندران (غرب
استان گلستان) آغاز ميشود و تا بلنديهاي بيلي كوه در پارك ملي گلستان به
طول 200 كيلومتر و عرض 2 تا 10 متر ادامه دارد.
سرزمين و ايالت گرگان در طول تاريخ به دليل موقعيت بسيار حساس و مهم خود و
همچنين واقع شدن حد شمالي آن به عنوان مرز شهرنشينان و صحرانشينان، از
اهميت سياسي و نظامي زيادي برخوردار بوده و بيشتر محل درگيري بوده و كمتر
از آسايش و آرامش برخوردار بوده است. از اين روست كه اهميت اين ديوار بيش
از پيش نمايان ميشود. به سبب برخورداري از همين اهميت سياسي و نظامي است
كه در زمان ساسانيان اين ديواري عظيم را به طول پنجاه فرسنگ از شرق به غرب
آن بنا كردند تا مانع يورش مهاجمان شود.
از اين ديوار هم اكنون آثار پراكندهي در دشت گرگان باقي مانده است. ديوار
بزرگ گرگان به عنوان شاهكاري ارزشمند از دوران باستان ايران در سال 1378
به شمارهي 2345 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
نيمهي امرداد ماه سال جاري، در سومين فصل كاوشها مشترك ايران و بريتانيا،
ادامهي ديوار دفاعي بزرگ گرگان و يك سازهي معماري متعلق به دوره ساساني
كشف شد.
همان هنگام حميد عمراني، سرپرست ايراني هيات باستان شناسي مشترك ديوار
گرگان كه با حضور 20 پژوهشگر و باستانشناس از هفتم امرداد آغاز شد و تا 26
مهرماه ادامه داشت، گفت:
در كاوش اخير با كمك جولينونسن روزنبرگ، غواص باستانشناس انگليسي، علاوه
بر سازهي معماري اين ديوار، قطعاتي از سفالها و آجرهاي تاريخي نيز كشف
شده است.
وي در گفتو گو با واحد مركزي خبر افزود:
به نظر كارشناسان سازهي كشف شده كه ابعاد آن كمابيش 150 در 136 متر مربع
است قطعهي باستاني، اسكله و يا لنگرگاهي باشد كه در دورهي ساسانيان از
آن استفاده ميشد.
آجرهاي كشف شده، قرمز رنگ و به ابعاد 37 در 37 و 10 سانتيمتر است كه
اطراف آن به مرور از جلبك پوشيده شده است.
عمراني خاطر نشان كرد:
بر اساس برنامهريزيهاي صورت گرفت فصل دوم كاوشهاي باستانشناسي زير آب
در خليج گرگان به همراه هيات انگليسي با تجهيزات و امكانات بيشتري در سال
87 انجام خواهد شد.
پيش از اين هم 28 محوطهي اشكاني در عمليات بررسي و شناسايي باستانشناسان
شناسايي شده بود كه مرتبط با ديوار بزرگ گرگان بوده است.
همچنين باستانشناسان در پي كاوشهاي اخير در امتداد ديوار دفاعي گرگان،
آثار كهنترين مسجد قرون اوليهي اسلامي شمال كشور را در غرب استان گلستان
كشف كردند.
بر اساس نقشههاي ژئوفيزيك در ديوار تميشه كردكوي مشخص شد اين مسجد مستطيل
شكل كه قدمت آن به بيش از 1200 ميرسد، در داخل يكي از قلعههاي دورهي
ساساني ساخته شده بود و تا كنون 16 ستون آن مشخص شده است. در اين كاوشها
يك تراشهي 7 متري، بقاياي آجري درگاههاي يك تراشهي 7 متري، بقاياي آجري
درگاههاي ورودي، راهپله، كفپوش مسجد، آجرهاي قرمز رنگ و سفالهاي بام
پوشي كه براي سقف آن به كار برده ميشد، به طول 90 سانتيمتر نيز كشف شده
است.
سابقهي پژوهشها بر روي ديوار بزرگ گرگان
نخستين پژوهشهاي باستانشناسي اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوي درست در
100 سال پيش صورت گرفت كه بخشي از مسير ديوار را از روي نقشه ترسيم نمود.
پس از او باستانشناس فرانسوي، آرن در سال 1312 خورشيدي بخشي از ديوار
گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال 1316 خورشيدي اريك
اشميت آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه، خط قرمز رنگي را كه بر روي زمين
مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوههاي پيش كمر در شرق استان
ادامه يافته است. او با ديدن اين منظرهي عجيب پروازش را تكرار كرد و با
تهيهي عكسهاي هوايي، گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. پس از او دكتر
محمديوسف كياني در سال 1350 با پرواز بر روي ديوار موفق به برداشتن عكسهاي
جالب توجهي از ديوار شد. او طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعهي وابسته
شناسايي كرد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشي از مسير ديوار در محدودهي كانال
آبياري و رهكشي سد قرار گرفت و بنا بر ضرورت حفظ ديوار، آب سد از طريق دو
كانال از زير ديوار هدايت شد. در سال 1381، اين ديوار، در شش فصل كاوش شد
كه اطلاعات فراواني از آن به دست آمد. به طوري كه هم اكنون باستانشناسان
طول ديوار را 200 كيلومتر ميدانند. از آن جايي كه در برخي از نوشتههاي
تاريخي، اين ديوار تا شهر مرو ادامه داشته، باستانشناسان احتمال ميدهند
طول ديوار بيش از 200 كيلومتر باشد كه در كاوشهاي آينده به جواب آن
خواهند رسيد.
هر چند تا پيش از اين، تخمين زده ميشد اما بر طبق آخرين نمونههاي آزمايش
شده در آزمايشگاههاي معتبر، اين ديوار قطعا مربوط به دوره ساساني است.
دورهاي كه ايران ـ كشور مستقر در چهارراه تمدنها و محل هجوم بزرگترين
يورشهاي تاريخ ـ يكي از درخشانترين دورههاي امنيت را تجربه ميكرد.
ديوار گرگان در مناطق كوهستاني 2 و در دشت 10 متر پهنا داشته و آجرهاي
بزرگ آن، به اندازههاي 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كورهي
آجرپزي پخت شده است. بسته به خاك منطقهاي كه آجر پخته ميشد، رنگ آن
نخودي تا قرمز، ميباشند. خندقي 30 متري هم در جلوي ديوار كنده شده كه آب
از اين راه، طرق به دشتها و كورههاي مسير ميرسيد. از بلنديهاي پيشكمر
تا روستاي زاو در پارك ملي گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايي از ديوار
سالمتر باقي مانده و با حفاري در چندين نقطه خوشبختانه بقاياي آن از زير
خاك بيرون آمده است.
در كاوشهايي كه تا كنون انجام شده است. 2 هزار متر مربع از ديوار حفاري
گرديده است كه در پي آن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضاي وابسته
به ديوار بوده پيدا شده است. همچنين دو قطعه از حدود 38 دژ تخمينزده شده
در طول ديوار، كاوش شده كه به نظر، محل سكونت سربازان بوده است. قلعهها
از اندازههاي 120 در 120 متر شروع و بزرگترين آن به 240 در 300 متر
ميرسد. اكنون براي حفاظت ديوار در قسمتهايي از آن در دو طرف ديوار
ميلهگذاري انجام شده، تا حريم ديوار حفظ و از خرابي آن جلوگيري شود.
راندن خودروها بر روي آجرهاي ريخته از ديوار موجب شكستن و از بين آنها
ميشود و بعضي از اهالي از آجرهاي ديوار براي ساختمان سازي خود استفاده
كردهاند. همچنين رعايت نكردن حريم ديوار از سوي سازمانهاي دولتي
خسارتهاي فراواني را به ديوار زده است.
بر پايهي گزارشهاي مردمي نمونههايي از آجرهاي ديوار، نزديك ساحل درياي
مازندران و در داخل خليج گرگان ديده شدهاند. در فصل آيندهي كاوش،
باستانشناسان قصد دارند باستان شناسي زير دريا را با كمك غواصان انجام
دهند تا آثار معماري احتمالي مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب به دست
آورند.
گفتني است ديوار تميشه، ديوار ديگري در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه بخش
شمالي آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اين كه ديوار بزرگ گرگان و
ديوار تميشه زماني يك ديوار بوده باشند، هست.
بازگشت