|
بايگاني
شماره
اول
شماره
دوم
شماره
سوم
شماره
چهارم
شماره
پنجم
|
هانا
كلبروخه |
|
◄چند
نكته دربارهي ديباچه يشت نوزدهم
اوستا
گاهي چيزي
ناقص و زشت به نظر ميآيد به علت اين كه
معني آن را درست نميفهميم. براي نمونه:
ديباچهي يشت نوزدهم. اين يشت به نام «
زام» يعني زمين موقوف است. در « سي روجك»
زمين و كوه اشيدرن كه آفريده مزدا است و
همه كوههاي مزدا آفريده آسايش اشا
بخشنده و فركياني مزدا آفريده |
|
|
|
|
|
|
|
|
احمد
كسروي
|
|
◄ديلمان
و تازيان
پس از پيدايش
اسلام و برافتادن پادشاهي ساسانيان،
سرتاسر ايران از رود فرات تا رود جيحون
و از خليجفارس تا قفقاز و در بند، به
دست تازيان افتاد. در رشته كوهستان
البرز، مردماني1 كه عمده ايشان
ديلمان و تپوران2
(مردم طبرستان) بودند، تازيان را به
سرزمين خود راه نداده، يوغ بندگي آنان
به گردن نپذيرفتند و با همه زور و
توانايي كه در آن وقت كشور گشايان تازي
را بود و كوه و دشت از سهم و هيبت ايشان
ميلرزيد، مردم اين يك قطعه كوهستان،
رام و زبون ايشان نشده و استقلال و
آزادي خود از دست ندادند |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ابراهيم
پورداود |
|
◄
ماههاي
دوازده ماه (فروردين و ارديبهشت)
از يازدهم
فروردين ماه 1304 هجري شمسي ]خورشيدي[.
نامهاي دوازده ماه، ديگر باره در
ايران فارسي گرديد و سال هجري قمري به
سال هجري شمسي]خورشيدي[،
تبديل يافت. به جاي محرم و صفر و ربيع و
جز آن، فروردين و ارديبهشت و خرداد
گفتند |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دكتر
هوشنگ طالع
|
|
◄شاهنامه
و شاهنامه سرايي
چنان كه ميدانيم،
پس از يورش تازيان، يعقوب فرمان به
گردآوري اسناد و مدارك ايران كهن داد.
اين كار انجام شد و سپس در دوران
سامانيان، كس يا كسان يا نهادي1 و
به گفته فردوسي « انجمن»، به اين
انديشه ميافتد كه براي ماندگاري بهتر
و فراگيري بيشتر، تاريخِ فرهنگ و
تمدنِ ايران را به شعر برگردانند |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شاهرخ
مسكوب
|
|
◄زبان
و حس ملي
زبان،هم
اساسيترين و همگانيترين وسيلهي
ارتباط است در زندگي روزانه و هم مناسبترين
وسيله است براي صورت دادن و به هستي
درآوردن انديشه، و همچنين براي توضيح و
بيان حسيّات. ميتوان گفت، زبـان
مـادّهي تفـكّـر است، همـان طـور كـه
سنگ يا مـوم مـادهّي مجسّمه است.
انـديشه در زبـان « جسمانيّت» ميپذيرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عبدالله
مرادعليبيگي
|
|
◄
بنيانهاي
تاريخي كردان
علماي
تاريخ و نژاد بر استواري اين رأي كه
تيرههاي « كرد» از اصيلترين تيرههاي
ايراني هستند اتفاق نظر دارد.
به عقيده زبانشناسان، زبان
كردي با لهجههاي گوناگون آن، ضمن آن
كه خود يكي از فروع زبان كهن ايراني
است، با فارسي رايج، در الفاظ و معاني،
قرابت و پيوستگي بيمانندي دارد. به
طوري كه بيشتر واژههاي دو زبان، هم
در ريخت لفظ و هم در ساخت معني |
|
|
|
|
|
|
|